آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۵۳۵۴۵
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۱۱ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۲۹
محسن رهامی، حقوقدان و چهره سیاسی اصلاح طلب معتقد است:مسأله تجمعات و راهپبمائی کاملا طبیعی و قانونی است و ما نباید این مسائل را، اگر در چارچوب قانون باشد، فورا به موضوعات امنیتی پیوند بزنیم و بزرگ کنیم.
به گزارش فیدوس: برگزاری تجمعات و بیان اعتراضات از سوی مردم که این روزها در برخی از استانهای کشور به راه افتاده است سرخط اصلی خبرهای این روزها شده است، گرچه مسئولان و سیاسیون اعتراض را حق مردم می دانند اما آنجا که پای برخی رفتارهای خشونت آمیز و تخریب اموال عمومی به میان می آید انذارها و هشدارهایی نیز مطرح می شود.

محسن رهامی چهره سیاسی اصلاح‌طلب با بیان اینکه اصل مسأله تجمعات و راهپبمائی کاملا طبیعی و قانونی است به خبرآنلاین گفت: ما نباید این مسائل را، اگر در چارچوب قانون باشد، فورا به موضوعات امنیتی پیوند بزنیم و بزرگ کنیم.

او به مسئولین کشور اعم از امنیتی و اجرایی توصیه کرد که تلاش کنند که این نوع اعتراضات در چارچوب اعتراضات مدنی حفظ شود و از دامن زدن به برخی تحریکات و برخوردهای خارج از قانون خودداری کنند و اجازه بدهند که این اعتراضات در حد همان راهپیمایی‎های معمولی باقی بماند.

مشروح این گفتگو را در ادامه بخوانید:

چند روزی می‌شود که کشور درگیر تجمعات خیابانی عده‌ای از مردم در برخی از استانها شده است. ارزیابی شما از اعتراضات مردمی چیست و در واقع چه خواسته‌ای آنان را به خیابان کشانده است؟
این اعتراضات تازگی ندارد، گرچه ابعاد آن قدری وسیعتر شده و به تندی کشیده شده است، اما قبلا هم افرادی که از برخی موسسات مالی و اعتباری متضرر شده بودند، بارها در مشهد و تهران تجمع داشتند، یا معترضین به عدم دریافت حقوق و تعطیل شدن کارخانجات و امثال آنها اعتراضات خود را در قالب راهپیمایی نشان دادند. بنابراین اخبار فراوانی در ماههای اخیر از این نوع اجتماعات را داشتیم. به نظر می‌رسد که بخشی از تجمعات اخیر هم به همین نوع مسایل باز می‎گردد. به هرحال چون این مردم متضرر، جواب قانع کننده از سوی مسئولان قضایی و مجلس و دولت نشنیده‌اند، دست به چنین اقدامی زده‎اند، البته بخشی از مسائل اخیر می‌تواند چنین ریشه‌هایی داشته باشد. متاسفانه عوامل و مسولین ذیربط نسبت به مفاسد اقتصادی، تخلفات موسسات مالی و اعتباری، حجم بیکاری و عدم اشتغالزایی در کشور بسیار منفعلانه عمل کردند و همین مسائل است که گاهی جامعه و بخصوص اقشار پایین را شدیدا تحت فشار قرار می‌دهد. به نظر می‌رسد که مردم آنطور که باید و شاید پاسخ مناسبی دریافت نکردند و این مسائل روی هم جمع شده و به اینجا کشیده می‌شود و یا لااقل زمینه ساز سوء استفاده بعضی از جریانهای سیاسی داخلی و خارجی را فراهم می‎کند.

سوالی که در اینگونه موارد مطرح می‌شود، در مورد منشا اینگونه تجمعات است. چقدر این احتمال وجود دارد که این تجمع ناشی از تحریکات برخی عناصر داخلی و یا خارجی باشد؟

ممکن است که تحریکات سیاسی و غیره هم در ایجاد تجمعات دخیل باشند و این اتفاقات از جایی سر باز کرده باشد. چه بسا کسانی هم بدشان نیاید که برای تضعیف دولت روحانی این تجمعات بیشتر شده و فریادها هم بلندتر شود و البته تشویقاتی را هم در این زمینه انجام داده و حمایتهای غیر مستقیم بنمایند. وقتی که راهپیمایی و تظاهرات مردمی در برخی از شهرها شروع شد، ابتدا جهت گیری شعارهای مردم مسائل اقتصادی و گرفتاری‌های معیشتی بود، اما به تدریج ، شعارها و جهت گیریها متفاوت شد و نسبت به سایر ارکان نظام هم سرایت کرد و مردم علاوه بر نارضایتی از عملکرد دولت حسن روحانی، مسئولان سطح بالای جمهوری اسلامی را هم مورد خطاب قرار دادند. 

این اتفاقات چه عواقبی در پی خواهد داشت؟ و مهمتر از همه اینکه چگونه می‌توان چنین اعتراضاتی را کنترل و ارام کرد که بهانه به دست مدعیان حقوق بشر داده نشود؟
وقتی این جریان راه افتاد کسانی که انگیزه‌های سیاسی داشته‎اند هم به این جمع‎ها اضافه شدند و دیدید که چگونه این تجمعات به شهرهای مختلف کشور هم سرایت کرد. بنظر من هم توجه به نارضایتی مردم و هم چگونگی برخورد با این مسائل بسیار مهم است. اولا این که اصل راهپیمایی و تشکیل اجتماعات طبق اصل ۲۷ قانون اساسی جمهوری اسلامی ایران، آزاد است و مردم اگر احساس کردند که صدای شان از طریق مطبوعات و رسانه ها به گوش مسئولین نمی رسد و احساس می‌کنند که باید صدایشان را بلندتر کنند، در چارچوب قانون، می‌توانند اجتماع تشکیل دهند و دست به راهپیمائی بزنند و این حق مردم است، اما باید توجه داشته باشیم که طبق اصل ۴۰ قانون اساسی، هیچکس نمی‎تواند اعمال حق خود را وسیله اضرار به حقوق دیگران و یا وسیله تجاوز به منافع عمومی قرار دهد، بنابراین تظاهرات و راهپیمائی نباید همراه با خشونت و آسیب زدن به نفوس و اموال مردم یا اموال عمومی یا اماکن مذهبی و امثال آن باشد. 

آتش زدن و تخریب اموال عمومی و بیت المال، یا اموال مردم، آتش زدن مساجد و اماکن مذهبی یا کلیسای مسیحیان یا معابد زرتشتیان و یهودیان و امثال آنها، با هر انگیزه و نیت که باشد، و توسط هر گروه سیاسی یا اجتماعی صورت گرفته باشد، قطعا خلاف قانون و خلاف شرع بوده و بشدت محکوم است، افراد و جریانهایی هم که به این نوع امور دعوت و تشویق می‌کنند نمی‌توانند آنرا ناشی از حس وطن دوستی و دموکراسی خواهی جلوه دهند. هیچ ملتی هم با اعمال خشونت و آتش زدن اموال مردم یا اماکن مذهبی به دموکراسی و مساوات و عدالت نرسیده و نخواهد رسید. 

بحثی که مطرح می‌شود غیرقانونی بودن این تجمعات است...
همانطوریکه عرض کردم اصل مسأله تجمعات و راهپبمائی کاملا طبیعی و قانونی است و ما نباید این مسائل را، اگر در چارچوب قانون باشد، فورا به موضوعات امنیتی پیوند بزنیم و بزرگ کنیم. قانون این نوع تجمعات را پیش بینی کرده و تنها چند شرط گذاشته است. اینکه افراد سلاح به همراه نداشته باشند، به اموال عمومی آسیب وارد نسازند، از هتک حرمت به مسئولین خودداری کنند، مسؤلیت راهپیمائی را احزاب و گروههای قانونی متقاضی باید بعهده بگیرند و پیش‌بینی همه مسائل را داشته باشند.

قانون اساسی ما به مردم می‎گوید که این را بدانید که حق شماست که در راهپیمایی شرکت کنید و صدای خود را به گوش مسئولان برسانید. اما اگر همین حق به مسائلی آلوده شود و سبب ورود خسارت به اموال عمومی شود، در واقع طبق قانون اساسی استیفای حق خود را وسیله اضرار و آسیب زدن به دیگران قرار داده‎ایم و این موضوع محل اشکال است. استیفای حق موجب نمی شود که ما به کسی توهین و فحاشی کنیم. اگر تجمعات مردمی به اینگونه مسائل آلوده شود آنوقت این وسط حق مردم نه تنها مورد توجه واقع نمی‌شود بلکه دیگران میدان دار می شوند و چهره معترضین را بد جلوه می دهند.

مسئولین محترم کشور اعم از امنیتی و اجرایی هم باید تلاش کنند که این نوع اعتراضات در چارچوب اعتراضات مدنی حفظ شود و از دامن زدن به برخی تحریکات و برخوردهای خارج از قانون خودداری کنند. اجازه بدهند که این اعتراضات در حد همان راهپیمایی‎های معمولی باقی بماند، در واقع کیفیت مدیریت این نوع امور حائز اهمیت فوق‌العاده است و افراد متبحر و کار آزموده لازم دارد، اگر مسئولان کم حوصلگی کنند و برخوردهای خارج از قانون از خود نشان دهند که به ضرب و شتم و خدای نکرده بالاتر کشیده شود، طبیعی است نارضایتی‎ها تعمیق پیدا می کند و آنوقت حل قضایا پیچیده‌تر می‌شود. این خیلی مهم است که مسئولان ما حرف مردم را گوش کنند و با مردم همانند فرزندان خود رفتار کنند.

در واقع از چه طریقی می‌شود که به این نوع مسائل پایان داد تا فضا به سمت امنیتی شدن حرکت نکند؟
من پیشنهاد می‎کنم در این نوع مسائل از طرف مسولین ذیربط حل شود. مثلا از طرف رییس جمهور، مجلس، مقامات قضایی و دفتر مقام محترم رهبری افرادی به میان مردم بروند و به حرف هایشان گوش کنند، به خواسته ها و مطالبات به حق شان توجه کنند، اگر کاری در حد مقدورات آنهاست، آنرا انجام دهند، و اگر خواسته و مطالبات آنان غیر عملی و خارج از مقدورات هست، آنرا هم توضیح دهند، تا امکان سوء استفاده فراهم نشود. ما هم باید همانند تمامی راهپیمایی هایی که در سراسر دنیا تشکیل می شود برخورد کنیم. در خیلی از کشورهای جهان مثل آلمان، سوییس، فرانسه و ... این اتفاقات خیلی مرسوم است. مردم آنجا راهپیمایی می کنند و مقامات دولتی هم به میان آنان می‌روند و مذاکراتی را با آنها انجام می دهند. حال تا آنجایی که حل مسائل در توان دولت و یا سایر نهادهای قدرت است، وعده داده می‌شود و برای بقیه قضایا هم فکری می‌توان کرد. ما اگر بتوانیم با این روش مسائل را حل کنیم -خصوصا در شرایط فعلی که کشور ما در معرض تهدیدات خارجی هم قرار دارد-، از بعضی از عواقب این راهپیمایی ها ، که می تواند به جاهای باریک کشیده شود جلوگیری خواهیم کرد. اگر این تجمعات تبدیل به درگیری شود و به تحرکات قومی و مذهبی کشیده شود و از بیان خواسته قانونی و مطلوب خارج شود، معلوم نیست که به کدام ناکجا آباد حرکت کنیم. 

باید همگی توجه داشته باشیم که حفظ منافع کلان کشور و وحدت ملی و اعتبار و حیثیت ایران عزیز بر منافع گروهی و سازمانی و حیثیت اشخاص قطعا ترجیح دارد.
منبع: خبرآنلاین
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۴۲ - ۱۳۹۶/۱۰/۱۱
0
0
نویسنده:‌زهرا توکلی

روز دوشنبه 20 آذر 1396، دانشگاه و پژوهشگاه عالی دفاع ملی و تحقیقات راهبردی سمینار مشترکی با دبیرخانه دائمی کنفرانس امنیتی تهران با عنوان«قدرت‌های بزرگ و امنیت منطقه‌ای در غرب آسیا» برگزار کرد. در این سمینار مقامات بلندپایه نظامی، اساتید دانشگاه، دانشجویان و پژوهشگران از دانشگاه‌های مختلف حضور داشتند. در بخش افتتاحیه پس از سخنرانی سرتیپ پاسدار خلبان امیر حیات مقدم، رئیس پژوهشکده مطالعات راهبردی و امنیت ملی به کلیات برنامه‌های پنل‌ها پرداخت. سردار سرلشگر پاسدار دکتر محمد باقری، رئیس ستاد کل نیروهای مسلح جمهوری اسلامی ایران؛ و سردار سرتیپ پاسدار حسین سلامی، جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران انقلاب اسلامی ایران سخنرانی کردند.

سردار باقری اظهار داشت: بعد از جنگ جهانی دوم، سه جبهه ژئواستراتژیک مطرح بود؛ جبهه اول، اروپای شرقی، جبهه دوم، جنوب شرق آسیا و جبهه سوم، جنوب غرب آسیاست. به مرور زمان، منطقه جنوب غرب آسیا اهمیت خود را حفظ کرد و از اهمیت مناطق دیگر کاسته شد. وقوع انقلاب اسلامی، تحمیل جنگ هشت‌ساله، فروپاشی شوروی و حوادث بعد از 11 سپتامبر، غرب آسیا را به «هارت لند» جهانی تبدیل کرد.

وی مطرح کرد علت جنگ جهانی اول؛ طمع قدرت‌های غربی به سرزمین‌های عثمانی بود. پیدایش نفت و تأثیر آن بر چرخ صنعت، این جایگاه را افزایش داد و قدرت‌های پیروز جنگ جهانی اول قیمومت برخی سرزمین‌ها را دراختیار گرفتند. انگلیس با کوچ دادن یهودیان به فلسطین تلاش کرد که تمرکزی از یهود را ایجاد کند و این توطئه‌ای که اسم آن را هولوکاست گذاشتند؛ سبب تسریع این روند شد. یهودیان امروز از نظر کمی بر جمعیت بومی فلسطین غلبه پیدا کرده‌اند. این موضوع سبب شد تا فضایی برای توطئه‌افکنی در منطقه غرب آسیا باز شود و می‌خواستند از فرات در عراق تا نیل در مصر را دراختیار بگیرند و از نظر فیزیکی برخی کشورهای منطقه را تصرف کنند. وی در ادامه اظهار داشت: این حکومت غاصب درطول عمر کوتاهش از 1948 تا امروز مسیرش ظلم و تجاوز و کودک‌کشی بوده است. اعلام پایتختی قدس سرآغاز یک انتفاضه بزرگ است و حتی توسط هم‌پیمانان آمریکا قابل هضم نیست و این تصمیم غلط سرآغاز اتفاقات مبارکی خواهد بود.

رئیس ستاد کل نیروهای مسلح مطرح کرد: تازمانی‌که منابع ارزشمند منطقه تأثیر خود را دارد، آمریکا اردوی خود را در منطقه ما حفظ می‌کند. قطعاً اگر انقلاب اسلامی اتفاق نمی‌افتاد رژیم صهیونیستی بخش مهمی از سرزمین آرمانی‌اش را تحقق می‌بخشید. به لطف الهی، جبهه صهیونیست‌ها ذلیل شدند و اقداماتشان انفعالی است و نتیجه عکس می‌دهد و تصمیمات نامناسبی می‌گیرند که آسیب آن را خواهند دید. البته دشمن ما عاجز نمی‌ماند و درصدد است در جایی از منطقه کاری را شروع کند که باید هوشیار بود.

سرلشکر باقری در پایان مطرح کرد: این منطقه نیاز به قدرت‌های بزرگ ندارد. جمهوری اسلامی آنقدر بزرگوار است که کشورهای خطاکار منطقه را ببخشد. رژیم صهیونیستی ریشه مشکلات منطقه است و مسلمانان منطقه این غده سرطانی را تحمل نمی‌کنند. راه‌حل مشکلات منطقه احترام به نظرات کشورها و مردم سرزمین‌هاست و باید درباره نحوه حکومت و حاکمانشان، مردم تصمیم بگیرند و مرزهای موجود در منطقه باید محترم شمرده شود. اگر اکراد حرفی با حکومتشان دارند و یا همسایه‌ها با هم اختلاف دارند باید با گفتگو مشکل خود را حل کنند و به جنگ و درگیری کشیده نشود. مهم‌ترین عامل قدرت؛ اتکا به قدرت الهی است و در پرتو آن حکومت الهی و ولایت فقیه است. قدرت دفاعی ما باید در حدی باشد که از خودمان دفاع کنیم. اگر مردم از حکومت جدا شوند جمهوری اسلامی معنا ندارد. در بعد دفاع باید خوداتکا باشیم و هوشیاری و غافلگیر نشدن مسئله مهمی است که در تدوین راهبردها به آن توجه داریم.

سردار سلامی، سخنران بعدی بخش افتتاحیه بود. وی اظهار داشت که در چهار دهه اخیر همه جنگ‌های بزرگ که از نظر مقیاس سیاسی و میدان تأثیر، جهانی هستند در این منطقه اتفاق افتادند و آرایش سیاسی این جنگ‌ها نیز ثابت بوده است. براساس مشاهده روند تغییرات، یک معادله امنیتی وجود دارد که قدرت‌های مقابل آن باید کوچک شوند و راهبرد دشمن تجزیه کشورهای اسلامی و تشکیل دولت‌های ضعیف است. هرگاه سیاست خارجی با دولت‌های ضعیف گره بخورد منطقه ناپایدار تشکیل می‌شود.

جانشین فرمانده کل سپاه پاسداران با اشاره به سرنوشت رژیم صهیونیستی با نگاه به تحولات منطقه، گفت: امروز جمهوری اسلامی از مرز بازدارندگی در برابر رژیم صهیونیستی عبور کرده و آن را از سطح یک تهدید خارج کرده و دیگر اندازه یک تهدید نیست. این تهدید با حزب‌الله موازنه می‌شود و حزب‌الله در این موازنه دست برتر دارد و از رژیم صهیونیستی قوی‌تر است. وی افزود؛ هر جنگ جدیدی در منطقه بین رژیم صهیونیستی و یک هویت دیگر مثل حزب‌الله، بقای آن را تهدید می‌کند که این موضوع نشان‌دهنده افول جدی آمریکا در بقای رژیم صهیونیستی است.

سردار سلامی با بیان اینکه در یک موازنه راهبردی بین ایران و آمریکا، دست برتر و سیطره امنیتی با ایران است، گفت: در سوریه یک مواجهه نیرومند بین آمریکا و متحدان منطقه‌ای وی و یک طرف بین ایران، سوریه و ساختارهای غیررسمی جهان اسلام شش سال به طول انجامید که آمریکایی‌ها نتوانستند مداخله مستقیم کنند و قادر به تحمل جنگ‌های مستقیم نیستند.

آمریکایی‌ها همه ظرفیت‌ها را به‌کار گرفتند و مرزها را گشودند؛ اما سرانجام این مواجهه به‌شکل آشکاری به نفع جبهه مقاومت پیش رفت و به پیروزی‌های درخشانی منتهی شد و این نظام موازنه قدرت درحال تغییر است. وی افزود: آمریکایی‌ها معادل نیمی از تمام قدرت نظامی جهان را دراختیار دارند؛ اما در فضای دینامیک قدرت نمی‌توانند منفعت سیاسی تولید کنند و این قدرت پیروزی‌آفرین نیست. آنها دچار نرخ تنزیل قدرت سیاسی شدند و این تناقض عامل اصلی تغییر موازنه قدرت است. هر آنچه آنها می‌اندیشند در عمل نتایج معکوسی دارد و گویا ذخایر تعقل راهبردی نزد سیاستمداران آمریکا خاتمه یافته است.

وی مطرح کرد: نتیجه مداخله آمریکا در غرب آسیا این شد که یک اتصال آرمانی و اعتقادی به‌وجود آمد که غیرقابل تجزیه و شکست‌ناپذیر است و در این کریدور نیروهای بسیج مردمی که ضامن استقلال عراق هستند، در موضوع همه‌پرسی مشاهده شد. وقتی نیرویی به این درجه از اهمیت برسد که تحول ایجاد کند و نقشه سیاسی یک میدان را تغییر دهد یعنی قدرت شکست‌ناپذیر است. شکست‌های آمریکا مربوط به اتخاذ سیاست‌های غلط است که مجدداً همه جهان اسلام را متحد وآمریکا را منزوی کرد و حتی متحدان آمریکا نیز با اعلام پایتختی قدس شریف مخالفت کردند.

سردار سلامی در پایان با اشاره به اینکه راه اصلی برای رسیدن به امنیت از بین بردن تنش پایدار یا ضعیف کردن آن است، گفت: آل سعود با قرض گرفتن چند تیپ از کشورها، امنیت داخلی خود را تأمین می‌کند و در حد و اندازه تبدیل شدن به قدرت نیست. با تلاش گسترده و مشروعیت‌زدایی از تکفیری‌ها بخش مهمی از تنش‌ها و ناامنی‌ها از بین خواهد رفت و از بین رفتن رژیم صهیونیستی می‌تواند ضامن بزرگی برای امنیت منطقه باشد.

در ادامه سمینار، پنج پنل به‌صورت موازی با عناوین ذیل و با سخنرانی اساتید و پژوهشگران در حوزه‌های تخصصی مختلف برگزار شد: «پنل آمریکا» به ریاست دکتر فؤاد ایزدی و دبیری دکتر ابوذر گوهری؛ «پنل اروپا (اتحادیه اروپا و ناتو)» به ریاست امیر سرتیپ 2 دکتر محمد احدی و دبیری دکتر نقدی؛ «پنل قدرت‌های آسیایی (روسیه، چین و هند)» به ریاست دکتر بهرام سلیمان‌پور و دبیری دکتر علی علیزاده؛ «پنل حوزه خلیج فارس و ایران» به ریاست دکتر کیومرث یزدان‌پناه و دبیری دکتر محمد نجفی سیاری؛ و «پنل حقوق بین‌الملل، قدرت‌های نوظهور» به ریاست دکتر محمدحسن نامی و دبیری دکتر الهامی.

همچنین در این سمینار دکتر سیدجلال دهقانی فیروزآبادی، دبیر علمی این همایش درخصوص اهداف برگزاری سمینارهای مربوط به کنفرانس امنیتی تهران نکاتی را مطرح کرد. آقای بهزاد احمدی، دبیر اجرایی کنفرانس امنیتی تهران نیز درخصوص «نقش آلمان در امنیت منطقه غرب آسیا» سخنرانی خود را ارائه کرد.

دکتر عباس عراقچی، معاون وزیر امور خارجه نیز سخنران اختتامیه این همایش یک روزه بود. وی اظهار داشت: منطقه غرب آسیا در شرایط خطیری قرار دارد و با تهدیدات مختلف و عوامل تنش‌آفرین مواجه است. یکی از مهم‌ترین مشکلات منطقه؛ رقابت تسلیحاتی است که امروز منطقه غرب آسیا با آن مواجه است و مطابق برآوردهای صورت‌گرفته، خاورمیانه بزرگ‌ترین بازار تسلیحاتی دنیاست و از سال 2012 تاکنون رشد ده درصدی را تجربه کرده است.

معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت امور خارجه گفت: در شرایطی که منطقه در وضعیت آشفته، درگیری و نابسامان است، محور مقاومت و تفکر ضدسلطه رو به رشد و تقویت است و محور مقاومت در حزب‌الله لبنان، انصارالله، سوریه، عراق و بحرین رشد کرده است. همچنین وی مطرح کرد که از زاویه آمریکا، نفوذ و اقتدار جمهوری اسلامی در وضعیت فعلی غرب آسیا رو به افزایش است. این امر بزرگ‌ترین عامل نگرانی آمریکا بوده و از دید آنها، ایران نفوذ و قدرت خود را گسترش داده و روزبه‌روز نیز درحال گسترش است. تقویت محور مقامت، تقویت اقتدار ایران و حضور مجدد روسیه در منطقه باعث نگرانی آمریکا و رژیم صهیونیستی شده و این رژیم بعد از سال‌ها با تهدیدات بیرونی روبه‌رو شده است.

معاون حقوقی و بین‌الملل وزارت خارجه اظهار کرد: برخلاف اینکه برخی تصور می‌کنند بحران‌ها و تنش‌های منطقه باعث آرامش‌خاطر رژیم صهیونیستی شده است، باید اذعان داشت که رژیم صهیونیستی دچار وحشت بیشتری نسبت به تهدیدهای فعلی و تهدید‌های آتی شده است.

وی در پایان مطرح کرد: اقدام ترامپ در شناسایی قدس به‌عنوان پایتخت رژیم صهیونیستی ناشی از آن است که پیام حمایت آمریکا از رژیم صهیونیستی را اعلام و بیشتر از پیش تحکیم کند؛ حمایتی که مدعی هستند در زمان اوباما ضعیف و متزلزل شده است.
Histats.com START (standard) Histats.com END