آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۴۹۴۲۵
تاریخ انتشار: ۲۹ مهر ۱۳۹۶ - ۱۲:۴۸
عبدالجبار کاکایی می‌گوید: امروزه تولید فکر و اندیشه در مخاطره است و شاعر نمی تواند آزادانه حرف بزند. اگر قرار بود شاعران حرف بزنند، دایره واژگانی که بیان کننده منویات مردم است، وجود دارد اما دست به قلم بردن همان و اتهام سیاه نمایی همان.
به گزارش فیدوس: عبدالجبار کاکایی می‌گوید: امروزه تولید فکر و اندیشه در مخاطره است و شاعر نمی تواند آزادانه حرف بزند. اگر قرار بود شاعران حرف بزنند، دایره واژگانی که بیان کننده منویات مردم است، وجود دارد اما دست به قلم بردن همان و اتهام سیاه نمایی همان.

این شاعر و ترانه‌سرا اظهار کرد: اگر جامعه به سمت بیان آزاد اندیشه‌های خود برود ممکن است ده ها شاعر خوب ظهور کند اما متاسفانه تولید فکر، اندیشه، شعر و ادبیات امروزه تحت فشار است.

او با اشاره به این که شاعر نمی تواند آزادانه حرف بزند، گفت: شاعران بزرگ سعی می کنند حرف نزنند زیرا اگر شاعر بخواهد حرف بزند و دست به قلم ببرد به او اتهام سیاه نمایی می زنند یا او را ممنوع الاسم و ممنوع التصویر می کنند و به زاویه می برند. 

این شاعر با بیان این که موضوعاتی از بالا تعریف و به شاعران القا می شود تا درباره آن ها شعر بگویند و حرف بزنند، ادامه داد: امروزه با موضوعات ماموریتی شب شعر تشکیل می دهند و جوایزی در نظر می گرند و اجازه نمی دهند تا شعر اجتماعی رویکرد طبیعی خود را داشته باشد تا دریابیم در این زمانه شاعر باید از چه حرف بزند. 

کاکایی تصریح کرد: شاعران در عصر حاضر نمی دانند از چه باید حرف بزنند به شکلی که بخشی از گفتن ها محکوم به سکوت شده و سکوت بر روی شعر اجتماعی معاصر ایران سایه انداخته است. به شاعران نه در ترانه ها و موسیقی ها اجازه تولیدات ادبی داده می شود و نه این تولیدات در کتاب ها چاپ می شوند، فقط در فضای مجازی می توان کم و بیش تولیدات ادبی شاعران را دید.

شاهین نجفی و محسن نامجو حاصل انسداد سیاسی جامعه هستند

شاعر "بی چتر و بارانی" گفت: ظهور افرادی مانند شاهین نجفی و محسن نامجو با آن ادبیات لومپنیسم، بیانگر رواج فرهنگی است که حاصل انسداد سیاسی جامعه است زیرا اگر جامعه آزادانه حرف بزند، ادبیات به دامن چنین افرادی با چنین زبانی نمی افتد.

کاکایی ادامه داد: وقتی به جامعه اجازه بیان موضوعات درست و اصیل اجتماعی داده نشود، جامعه به سمت لومپنیسم و آنارشیسم هنری می رود.

درک پست مدرنیته در شعر ممکن نیست

او در خصوص ادبیات پست مدرن و جریانی که با این عنوان در ادبیات شکل گرفته است، بیان کرد: امروزه واژه پست مدرن با تساهل و تسامح بر روی گونه ای از غزل قرار گرفته است که در زبان به نوآوری و ترکیبات تصادفی رسیده است. در این باره باید گفت که پست مدرنیته را می توان در معماری و نقاشی درک کرد اما درک آن در شعر ممکن نیست.

این شاعر عنوان کرد: در شعری که سید مهدی موسوی از آن به نام غزل پست مدرن یاد می کند، از واژگانی استفاده می شود که نظام نشانه شناسی زبانی خاصی دارند، جامعه را مورد توجه خود قرار می دهند، تابو شکن، سنت ستیز و اخلاق شکن هستند و شعر را دچار رفتارهای اسکیزوفرنیک می کنند. بروز چنین رفتارهایی در غزل امروز حاصل انسداد فضای سیاسی و اجتماعی جامعه است اما نمی توان اسم آن را پست مدرنیته گذاشت زیرا پست مدرنیته باید نقد مدرنیته باشد و به ستیز آگاهانه با مظاهر مدرنیته بپردازد.
به چالش کشیدن ادبیات از هر منظری خوب است

کاکایی اضافه کرد: پست مدرنیته باید با مفاهیمی از جمله مفهوم آزادی اجتماعی، مفهوم رای در جامعه و سایر مفاهیمی که حاصل مدرنیته است، ستیز کند و نتیجه آن در ادبیات و شعر دیده شود اما چیزی که اکنون در غزل امروز دیده می شود، نوعی اغتشاش فکری، ستیز با تابوها و سنت ستیزی است که این شعر را بیشتر شبیه به یک جریان محتوایی تبدیل کرده است تا یک جریان شکلی و فرمی در ادبیات.

او ادامه داد: به چالش کشیدن ادبیات از هر منظری خوب است و ظهور چنین جریان محتوایی در شعر امروز می تواند به این مساله کمک کند.

شبکه های اجتماعی ادبیات را به سمت معناگرا بودن سوق می دهد

این ترانه‌سرا با بیان اینکه شعر امروز در حال حرکت به سمت معناگرا بودن در دراز مدت است، تصریح کرد: ظهور و بروز شبکه های اجتماعی و فضای مجازی که روز به روز نفوذشان در زندگی شخصی انسان ها در حال گسترش است، به طور عمومی ادبیات را به سمت معناگرا بودن سوق می دهند زیرا در شبکه های اجتماعی شاعر باید مخاطب داشته باشد و با مخاطب خود به گفت و گو بپردازد. این مساله باعث می شود تا شاعر تسلیم سطح فهم و اراده مخاطب خود شود.

خوزستان یکی از کانون های فعال شعر پیشرو در ایران است

شاعر "عذاب دوست داشتن" با اشاره به شعر خوزستان و موقعیت ویژه این شعر در ادبیات معاصر کشور، گفت: خوزستان یکی از کانون های فعال شعر پیشرو در ایران است. در دوره های مختلف در شهرهای خوزستان چهره هایی ظهور کردند که حلقه های محکمی از شعر موج نو را به وجود آوردند. در شعر انقلاب نیز چهره های بسیار خوبی از خوزستان برخواستند که مرحوم قیصر امین پور و یوسف علی میرشکاک از جمله آنها هستند.

این شاعر عنوان کرد: نظام لغت و نشانه شناسی شعر جنگ اغلب از خوزستان و جغرافیای آن نشات می گیرد به شکلی که شعر خوزستان، بستر شکل گیری ادبیات پایداری در ایران شد. 

کاکایی با بیان این که نخل، نور و پرنده سه کلید واژه ای هستند که اگر بخواهیم از آنها بنویسیم، خوزستان را تعریف می کنند، اظهار کرد: در روزگاری واژه هایی مثل خاکریز، نخل، رود، کارون و کرخه شعر و ادبیات پایداری کشور را شکل دادند که همه آن ها در خوزستان بودند.

ادبیات خوزستان با "شعر جنگ" پیش نمی رود

او در ادامه تصریح کرد: دیگر نمی توان با موضوع شعر جنگ، ادبیات خوزستان را پیش برد زیرا شعر جنگ یک موضوع اجتماعی است و موضوعات اجتماعی نیز مشمول گذر زمان هستند و وقتی تمام می شوند، به حاشیه می روند. کودتای 28 مرداد، مشروطیت، 15 خرداد و موضوعات فراوان دیگر هستند که در دوره های خاص خود، ادبیاتی پیرامون آن ها شکل گرفت اما به مرور زمان به تاریخ پیوستند.

این شاعر با بیان این که توقع نیست که خوزستان با هشت سال شعر جنگ بخواهد دوباره در ادبیات کشور نقش آفرینی کند تا شعر جنگ مجددا وارد میدان شود و شاعران به آن توجه کنند، گفت: جنگ تمام شده است و کسی دیگر درباره فتح خرمشهر و... شعر تازه نمی نویسد. ممکن است داستان تازه ای به وجود آید و قالب های دیگر هنری بتوانند به آن بپردازند اما شعر هرگز، زیرا رسالت شعر اجتماعی در دل حادثه به وجود می آید و تا حدود یک دهه پس از حادثه نیز، پس لرزه ها و تبعات حادثه را بیان می کند اما کم کم استثنا می شود و دیگر به قاعده تبدیل نمی شود.

قیصر زاییده زمان بود

کاکایی با اشاره به این که برکه وقتی کوچک شود، ماهی ها نیز کوچک می شوند، عنوان کرد: قیصر امین پور زاییده زمان بود و باید زمان شکل بگیرد تا شاعر در آن زمان شناخته و بزرگ شود. برکه وقتی کوچک شود، ماهی ها نیز کوچک می شوند و در رابطه با این مساله که چه زمان شاعری مانند قیصر از خوزستان برمی خیزد باید گفت که گاهی مفصل زمان، مناسب نیست تا شاعری در آن بزرگ شود.

شاعر "با سکوت حرف می زنم" خاطر نشان کرد: دانشگاه شهید چمران اهواز در گذشته پاتوق و یکی از محافل با شکوه شعر جنگ بود اما امروزه این دانشگاه اُبهت گذشته را ندارد. امیدوارم دانشگاه شهید چمران و به ویژه دانشکده ادبیات بتواند نقش فعالی را در زمینه شعر خوزستان ایفا کند زیرا شعر در هر مسیری که برود در نهایت به دانشکده های ادبیات می رسد.
منبع: ایسنا
Histats.com START (standard) Histats.com END