آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۴۹۲۲۴
تاریخ انتشار: ۲۵ مهر ۱۳۹۶ - ۱۷:۴۰
«بغض‌های نارس» مجموعه شعری است از فرنگیس شنتیا که سال ٩٥ مجوز چاپ دریافت کرد.
به گزارش فیدوس: «بغض‌های نارس» مجموعه شعری است از فرنگیس شنتیا که سال ٩٥ مجوز چاپ دریافت کرد.

 این دومین کتاب منتشر شده از این شاعر و روزنامه نگار به حساب می آید که با وجود داشتن رویکردی انتقادی، در دولت روحانی مجوز چاپ دریافت کرده است. اولین مجموعه شعر شنتیا به نام در «انفرادی آفتاب» در سال ٩٤ به چاپ رسید و به گفته خود شاعر برای فراهم شدن فضایی به نسبت مصون از موضع گیریهای تک بعدی و سلیقه ای و اعمال بی برو برگرد حذف و سانسورهای گسترده ، ١٦ سال را در انتظار مانده است.

عبدالعلی دستغیب در نقدی که بر کتاب در «انفرادی آفتاب» نوشت آن را توصیف کننده برهوت زندگی نظم نیافته امروز دانست.

فضایی که سخت گیران و افراد خشن در زندگانی واقعی دست می برند و عمل آن ها تبدیل به نیرویی زیانکار می شود که در نهایت موقعیت های ناخوشایند، بیمناک و شک برانگیزی را به وجود می آورد. آنچه در ادامه می آید بخشی از یک نقد تفصیلی است که  عبدالعلی دستغیب در نشریه «کتاب هفته خبر» برکتاب «بغض های نارس» نگاشته است. «بغض‌های نارس» دفتر شعر فرنگیس شنتیا پس از کتاب «در انفرادی آفتاب» او سروده و چاپ شده است.

کتاب پنجاه و سه قطعه شعر به نسبت کوتاه دارد که بخشی از تراژدی زندگانی مدرن در شهرهای بزرگ را به نمایش می گذارد.راوی کتاب در زندگانی امروز - زندگانی آشوب زده جدید- به شدت آسیب دیده است. این آسیب دیدگی ها عادی نیست و تا ژرفای فاجعه پیش می رود. آیات دفتر شعر «بغض های نارس» جراحت و درد، دشنام و بمب و گلوله است.

برخی از تعابیر کتاب، گزاره های فروغ فرخ زاد در شعر «آیه های زمینی» را به یاد می آورد.(پس از فرو ریزی بمب های هیدروژنی):هر بوسه و هر لبخند/ بر لب هایمان تاول می شود / مردها شهوت خود را در لوله های تفنگ خالی می کنند/ و دختران نابالغ / با خون برادرهای خود ناخن هایشان را رنگ می زنند.(٣٠) دنیایی که به تعبیر شنتیا مردم امروز در آن به سر می برند و سهم زنان نیز از درد و رنج و مصیبت، از مردها به مراتب بیشتر است، دنیای زرین پیشرفت و تکامل آدمی نیست،دنیای مکاشفات وحشتناک یوحناست: پس آن فرشته داس خود را برزمین آورد و موهای زمین را چیده، آن را درچرخشت عظیم غضب خدا ریخت.

(انجیل.مکاشفه یوحنا، ١٤:١٩) وچرخشت را بیرون شهر به پا بیفشردند و خون ازچرخشت تا به دهن اسبان به مسافت هزار وششصد تیر پرتاب جاری شد.(همان،٢٠:١٤)در فاصله دو جنگ جهانی و در واقع در نیمی بیشتر از قرن بیستم همراه با خوش بینی هگلی و مارکسی ، قسمی بدبینی نسبت به انسان و آخر و عاقبت کار او به میدان آمد و عده ای از نویسندگان درون گرا مانند کافکا و ناتانیل وست ، نسل انسان را از دست رفته می دانستند و حضور انسان مدرن را متهم می کردند.

سخن ایشان مژده رستگاری در بر نداشت و حتی حاوی نوید درمانی نیز نبود. در سرزمین ما نیز فروغ، اخوان، نصرت رحمانی و سپهری جهان را به قسمی می دیدند که ابرهای نومیدی و تباهی اخلاقی بر فراز آن سایه افکنده است. پیشگویی نیچه در این زمینه که دنیای پس از مسیح هم اکنون آغاز شده در بسیاری آثار ادبی و فلسفی این قرن بی ترحم به صورت اضطراب انگیزی توصیف و مجسم شده است.

در دفتر شعر «بغض های نارس» تصاویری که بوی خشونت ،جنایت و خون و کشتار می دهد به فراوانی آمده است به طوری که سراینده آن را در ردیف نویسندگان و شاعران دوره «آخرالزمانی» قرار می دهد:ما دست بچه هایمان را می گیریم / و با انگشتان اشاره ای که استخوان شده اند / ماه را نشان شان می دهیم/ ما دست برادرهایمان را می گیریم/ و با چشم ها پیری که پینه بسته اند / به تماشای ذرات نوری می ایستیم / که به سمت شهرهای فرو رفته در چرک جاری می شوند.(٢٦)

اگر جهانی که ما در آن زیست می کنیم چنین جهانی باشد با چه بهانه و سببی می توان در آن به سر برد ؟ مگر تاریخ جز کنش های فکری و بدنی ماست ؟ مگر جز این است که به تعبیر فیخته، هیچ گاه چیزی در تاریخ نمی یابیم مگر آنچه خود در آن نهاده‌ایم؟ این درست است که پیشرفت فن بنیادی - که فارغ از بنیادهای اخلاقی و حس همدردی بوده - چنان شتابی پیدا کرده که آدمی مجال این را نیافته که خود را با آن هماهنگ یا آن را انسانی کند.

به هر صورت سراینده کتاب «جهانی سرشار از ستمگری، هراس و کشت و کشتار و بدون عشق» را با تعابیری خشن ترسیم می کند. نخستین بار که من در مجموعه در «انفرادی آفتاب» با اشعار سراینده آشنا شدم تصاویری دیدم پر از احساسات نیرومند که با زبانی تند، عصبی و خشمگین بیان شده بود.

تصاویری بازتاب دهنده عواطف روانی ملتهب همراه با هنجارگریزی و تصاویری نا معهود. کتاب «بغض های نارس» درونمایه های کتاب پیشین سراینده را پر رنگ تر به تصویر می کشد. بسیار صریح تر، پر شدت تر و بغض آلودتر .... تعابیر خشن دیگری در دفتر «بغض های نارس» درباره اشخاص و نیروهای بدکار آمده که به شعر جنبه نمایشی دراماتیک می دهد:«گلو می برند ، گردن می زنند / در عبادتگاه بت های گوشتی پر حرف / جهل مجسم / جهل مکرر/  جهل نامیرا / هرگز از میان نمی رود / می میرد و فربه تر به دنیا می آید /(٣١)سراینده گویا درباره گروه متعصب داعش حرف می زند«من از جای چکمه هایی / که روی مغزهای ریخته در خیابان لیز می خورد / فال گرفته ام»(٢٥) ....عجیب نمایی، بازی های کلامی و حتی خل بازی زبانی (Folly) در «بغض های نارس» رنگ استهزایی ویژه ای به برخی گزاره ها می دهد. برخی از این گزاره ها مقلوب یا تقلید استهزائی اصطلاح های رایج و مشهور است ، در مثل دست های پینه بسته می شود «چشم های پینه بسته» ، مردان تا بُن دندان مسلح می شود «مردان تا بستر مسلح» ، غذاهای مانده کپک زده می شود «بغض کپک بسته»، لب های پر از خنده، «لب های پر از دشنام»  و همچنین است عبارت هایی مانند دروغ هایی که در دهان مرد آب می شود.

قلب زنان عاشق مدام پوست می اندازد ، آجر آجر این عشق را روی هم گذاشتن ... ضد و نقیض گوئی ها نیز در این دفتر آمده که بسیار پُرمایه ، جاندار و احساس بر انگیز است . مانند این شعر که حقیقت نام دارد :هیچ کس به زیبایی تو نیست / این حقیقت است / و حقیقت همیشه تلخ است / به تلخی عطرهای زنانه ای / که هر شب در میان خستگی هایت / به این خانه می آوری (٤٢) دفتر شعر« بغض های نارس » جد و طنز، رنج وشادی، کام و ناکامی را بهم می آمیزد و معجون شاعرانه مدرنی به وجود می آورد که بسیار خواندنی و در خور توجه است.
منبع: مهر
Histats.com START (standard) Histats.com END