آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۱۰۹۷
تعداد نظرات: ۲ نظر
تاریخ انتشار: ۲۹ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۰:۴۳
این دالان‌های تاریکی
گرفته صورتم، چین‌ها هنوز چهل نرسیده چند برابراند، احساس می‌کنم وارد تونلی تاریک شده‌ام صبح، نشسته‌ام پشت فرمان و به تیرگی‌ روبه رو خیره‌ام، فاصله‌ی میان آسمان و زمین برداشته شده است انگار، و خاک این خاک پذیرنده فرو می‌رود در حلق‌مان
خوزستان مهاجر، خوزستانی که می‌خواهد برود!
داریوش معمار(سخن مدیر مسئول)- گرفته صورتم، چین‌ها هنوز چهل نرسیده چند برابراند، احساس می‌کنم وارد تونلی تاریک شده‌ام صبح، نشسته‌ام پشت فرمان و به تیرگی‌ روبه رو خیره‌ام، فاصله‌ی میان آسمان و زمین برداشته شده است انگار، و خاک این خاک پذیرنده فرو می‌رود در حلق‌مان، این حلق آرام، صدایم دو رگه که می‌شود یعنی خاک، خاک از عراق یا از حوالی هندیجان، یا حوالی اهواز، یا حوالی آبادان بلند شده و آسمان را تاریک کرده، تاریکی که به سوی ما در حرکت است، از سوی خورهایی که خشک کرده‌ایم تا از دل این زمین بخشنده طلای سیاه بیرون بیاوریم، از دل خورهایی که جنگ در عراق خشک کرده، یا دشمنی همسایگان آن‌سوتر روانه کرده سمت ما..

با خودم فکر می‌کنم، فکر می‌کنم به خوزستان و اینکه این خوزستان گلستان، خوزستان تاریخی، خوزستان پر آب، خوزستان ثروت‌مند چگونه با سخاوت آغوش باز کرده به سوی همه‌ی این کشور و چگونه غفلت‌ها ما را به خاک تیره رساندند از این همه نعمت و حلقمان را پر کرده‌اند از این محتوای تاریکی.

گرد و خاک برای مردم موضوع بیماری و تنگ نفس است و برای رسانه‌های آنطرفی موضوع مناسبی برای حمله به اعتدال و اصلاح است بدون آنکه که بگویند منشاء این گرد و خاک از کجا بوده و چه کسی این داستان را آغاز گرده است، بدون آنکه بگویند این خاک، خاکی که از آسمان می‌رسد بر سر و روی ما از همان سال‌ها که پدیده قرن هاله نور دور سرش می‌دید رسیده به خوزستان، به این مردم و کسی از خاطرش نمی‌رود این موضوع.

ای خاک، ای خاک تو تقصیری نداری، ما که از تو هستیم ظاهراً دور از تو نشستن را یاد نگرفته‌ایم، یا در تقدیرمان این همه نزدیکی را نوشته‌اند، یا برایمان خو.استه‌اند، این همه فداکاری و جنگ و تنگنای بیکاری و حالا تو، تو ای خاک، خاک پذیرنده، اگر آفتاب به قول بهزاد زرین‌پور(شاعر) در تابستان خوزستان از چهارسو می‌تابد، اگر هزار سال است این جلگه با رودخانه‌ها و طبیعت و بیشه‌هایش، با خور و بندر و دریا، با آوازهایش به مردم گرما زده جنوب عشق و زندگی داده، امروز با رودخانه‌های کم رمق و پرواز تو ای خاک برابر آفتاب تابستان بیش از ما بیمار و دلزده می‌نماید.

خوزستان می‌خواهد از خوزستان مهاجرت کند، برود جایی دور، آفتابش را هم کول کند ببرد با خود آنجای دور، جایی که بیش از این باشد برای مردم، با این همه نعمت و فراوانی، خوزستان اندوه‌گین و خسته می‌خواهد برود، از این دالان تاریکی که صبح پشت فرمان که نشسته‌ام می‌بینم دارد حرکت می‌کند سمت ما، یا ما حرکت می‌کنیم سمت آن.

 

 

انتشار یافته: ۲
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
نعمت نعمتی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۱۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۱
0
0
و ما همچنان دوره می کنیم/شب را/و روز را/ هنوز را" احمد شاملو".راستی کیست که به این پرسش پاسخ دهد؟:"با این همه نعمت و فراوانی، خوزستان اندوه‌گین و خسته می‌خواهد برود، از این دالان تاریکی که صبح پشت فرمان که نشسته‌ام می‌بینم دارد حرکت می‌کند سمت ما، یا ما حرکت می‌کنیم سمت آن". قلمت مانا معمار عزیز.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۵۱ - ۱۳۹۵/۰۴/۰۳
0
0
بابا مواظب باشه که داعش نمی زاره کار این گرد خاک محیط زیست از بین بره بابا ما با این محیط ساختیم نمی تونم بدون هوای گرد خاکی زندگی بگنیم به قول قدیمی ها ما با همه چی ساخته اینم روش فقط این هلال احمر ماسک یه مقدار سهمی شیر برای مردم خوزستان جیره بندی بکن بده به ساکنان شهرها این حساب بکن مثل زلزله چون این خاک از زمین میاد بطرف شهرهای ایران بعد یک مقداری برای روحی مردم هم خوب اگر این حرف‌ها راه جدی بگیرند این مسوولان هلال احمر.
Histats.com START (standard) Histats.com END