آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۱۰۷۴
تاریخ انتشار: ۲۱ خرداد ۱۳۹۵ - ۱۷:۲۹
یادداشت یک تلاگر / چطور به سینما رفتم

یک هفته‌ای می‌شود که از کاخ امپراطور ژاپن بیرون نرفته‌ام و یک بند دارم فیلم‌های برجسته‌ی تاریخ سینمای ایران را نگاه می‌کنم. از همان یک هفته پیش که از ایران برگشتم، بدجوری دلم هوای دیدن فیلم‌هایی را کرد که صدویک سال پیش به هنگام زنده بودنم، بر روی پرده‌ی سینماهای ایران دیده بودم. هفته‌ی پیش که رفته بودم ایران، آن چه را که با چشم خودم دیدم نمی‌توانستم باور کنم، چه رسد که بخواهم برای شما تعریفش کنم. حق دارید باور نکنید؛ یکی دو ساعتی که به دنبال پیدا کردن یک سینما، خوب گشتم و پیدا نکردم، از رهگذری آدرس سینمایی را پرسیدم، نگاهی از سر تردید به من انداخت و گفت: منظورتان سالن سینما است؟ گفتم بله دیگه، می‌خواهم بروم سینما فیلم ببینم! با خنده سرش را تکان داد و رفت. مأیوس نشدم و در خیابان انقلاب جلوی عابر دیگری را گرفتم و گفتم ببخشید دوست عزیز قبلا در این خیابان یکی دوتا سینما بود ولی امروز هرچی گشتم سرجای شان نبود! من آدرس را اشتباهی آمده ام یا اصلا این جا خیابان انقلاب نیست؟ گفت نه دوست عزیز این جا خیابان انقلاب است ولی حالا دیگر نزدیک به نود سالی می شود که دیگر در خیابان انقلاب سینمایی وجود ندارد. گفتم مگر شما چند سال تان است؟ گفت بیست‌ودو سال، گفتم یعنی از بیست‌ودو سال پیش اصلا در این خیابان سینمایی وجود نداشته است؟! گفت نه که وجود نداشته، خود شما چند سال تان است مگر؟ خواستم بگویم من صدویک سال پیش مُرده‌ام، دیدم فایده ندارد که هیچ، دوباره مضحکه‌ی جوانی دیگر خواهم شد، سپاسی گفتم و رفتم به سمت محل سابق سینما سپیده تا شاید یکی از آن خوره های سینما را پیدا کنم و درباره‌ی پیدا کردن سالن سینمایی آدرسی بپرسم و کمکم کند. محل سابق سینما سپیده را برج صدوچند طبقه‌ای اشغال کرده بود! از پیرمردی که همان نزدیکی بر روی صندلی‌ای نشسته بود سؤال کردم پدر چطور می‌توانم سالن سینمایی پیدا کنم و به خُنکایش پناه ببرم و فیلمی ببینم؟ گفت چرا آمده‌ای این جا، باید بروی فرودگاه! گفتم فرودگاه برای چی؟ گفت مگر نمی خواهی در سالن سینما فیلم ببینی، خُب باید بروی فرودگاه و از آن جا بروی آنتالیا و بعد هم تا دلت خواست در آنتالیا سالن سینما هست! نگاه متعجبم را که دید گفت نکند تو هم از آن ارواح سرگردان ِعشق فیلمی هستی که هرروز می‌آیند برای دیدن فیلم در سینما سپیده! منم بهشون می گم برن آنتالیا. اون جا تا دلت بخواد سینماگر ایرانی هست و هیچکی هم دیگه به تیزر تبلیغاتی شون گیر نمی‌ده! ادامه دارد.................

برچسب ها: تلاگر ، فیدوس ، آبادان
Histats.com START (standard) Histats.com END