آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۱۰۶۶
تعداد نظرات: ۱۵ نظر
تاریخ انتشار: ۱۸ خرداد ۱۳۹۵ - ۲۲:۰۴
باران اندیشه در کلام ما
نعمت نعمتی-چشم اندازمان باران اندیشه است و این كه نوشتن را تجربه كنيم.قرارمان اين است كه با واژگان ، خاكستر درد را به باد بسپاريم و بی بغضی مانده در گلو، نشاني خانه ي اشتياق را از آينه بپرسيم.

نعمت نعمتی-چشم اندازمان باران اندیشه است و این كه نوشتن  را تجربه كنيم.قرارمان اين است كه با واژگان ، خاكستر درد را به باد بسپاريم و بی بغضی مانده در گلو، نشاني خانه ي اشتياق را از آينه بپرسيم.گوش كن.نه ‘ با هم گوش كنيم كه آينه چه مي گويد. مي بيني آينه را كه چگونه به من و تو خيره شده  و تبسم كنان با ما حرف مي زند؟آينه ‘ لب مي گشايد و می گوید:

-        به اولين شكوفه ي سيب كه رسيديد با يك شاخه گل نسترن ‘ گيسوانش را شانه كنيد. آنگاه كه نوازش آفتاب را حس كرديد ‘ در باغستان تبسم گام بگذاريد و در زير آلاچيقي از نيلوفرهاي پيچان به موسيقي باران گوش كنيد.

مي بيني كه داريم مي رويم به آنجايي كه مي خواهيم.اما صداي ني لبك چوپان دشت تقدير مي آيد كه ما را به ضيافت گوشنواز خويش مي خواند.بال مي گشاييم و مي رويم . تك درختي ست بر بلنداي يك تپه ي سبز. چوپان، تكيه داده بر شولايش و به درخت و مي نوازد درد خويشتن خويش را در آن و دل بی آنکه بخواهیم ، می گیرد از نوای نی ومن با دل گرفته ام زمزمه مي كنم:

بزن ني زن. چه نيكو مي زني ؛ ني زن.بزن اين قلب بي تاب است.

تو ‘ رو به روي درخت مي ايستي .آفتاب كه از لاي شاخه ها مي تابد‘ خطوط مورب روشنايي را به چهره ات مي پراكند.حس پرواز در توست. حس جاري عشق در من است.آنسو تر، تا چشم كار مي كند ‘ گندمزار است كه با ترنم باد به رقص در مي آيد.

سفر مي كنيم‘ اما هراس داريم از اينكه دلمان براي خودمان تنگ شود. دلتنگي كه قصه ايست پر غصه در سراپرده ي هستي .گو.ش مي خواباني به نسيم كه به چهره ات مي خورد.مي خواهي آنرا از دست ندهي.داشته باشي اش براي هميشه.اما نگاهت كه مي كنم، افسوس را در چشمانت مي خوانم.نسيم رفته است آخر.

اين پديده ‘ درونت را مي آشوبد.اينكه هيچ چيز، هماني نيست كه بوده. آمده و رفته است.زمان آمدن آن مهم نيست.مهم آن است كه براي بودن در لحظه ؛ شادماني را تقلايي خوش داشته باشي.مي داني كه هميشه ‘ هزينه اي كه براي غمهامان مي پردازيم ‘ بيشتر از بودن در لحظه هاي شادي ست.شايد براي همين است كه دلتنگي هامان ‘ تمامي ندارد.باران، نم نم می بارد.

نگاه مي كنم به افق.نگاه مي كني به دور دست.نگاهمان با هم تلاقي مي كند.مي گويي:

-        بريم زير باران اندیشه قدم بزنیم؟

-        بريم.

می رویم تا می رسیم به آلاچیقی که نيلوفرهاي پيچان ‘ ستونهاي آن را پوشانده. مي رويم درست در ميانه ي آلاچيق مي نشينيم که هم باد، باران را به چهره مان بپاشد و هم  نيلوفر را نگاه کنیم. نهر كوچكي در كناره ي آلاچيق است وبي آنكه برخيزيم ‘ دست هم را مي گيريم و مي خزيم به سوي نهر.آب نهر‘ زلال است و جاري.چه خوب درونم را مي خواني وقتي مي گويي:

-        داري به شعر حافظ فكر مي كني؟

مي گويم بله. اما اگه گفتي كدوم شعر حافظ ؟

مي خندي. نه ‘ تبسم مي كني.عطر مي پراكني:

- بر لب جوي نشين و گذر عمر ببين    كاين حكايت ز جهان گذران ما را بس

و مست مي شوم از حافظ خواني ات كه هم درست مي خواني ‘ هم روحنواز.و با هم به خزه هايي نگاه مي كنيم كه با حركت آب ‘ مي رقصند.مي گويم:

- اين لحظه رو داشته باشيم.خب؟

- خب.

چشمانم را كه باز مي كنم‘ مردمكانش برق مي زنند با حلقه هايي كه اشك، آنها را پوشانده است.خيره مي شوم به باران چشمانت و زمزمه مي كنم:

مثل برق رفت و گذشت

سالهايي پُر از نيامدنت

كوچه مشتاق گامهايت ماند

خانه ‘ چشم انتظارِ در زدنت

 و من در شيار اشكهايم ‘ ردّ ِ پاي صداي مادر را مي شنوم كه از فراز فاصله ها ‘ بر خاطره هايم مي بارد و در هر قطره ي نگاهم، چندين بهار به تمناي تشنگي ِ مادر  در من شكوفا شده است.

و اینک سرشارم از خاطرات کودکی و نوجوانی و قدم زدن در کوچه پس کوچه های آبادان.از احمد آباد بگیر تا کفیشه و بریم و باوارده و دبیرستان ابن سینا و حالا نگاهم به  پالایشگاه است که صدای" فیدوس" را هنوزدر تمامی شهر آبادان می شنوم. هم بدین منوال است که " فیدوس" را دوست می دارم و تک تک واژه هایم را می خواهم در آن بنویسم با این امید که نگاه های مهربان شما عزیزان ، یاری ام کنند تا بتوانم آنگونه که باید" باران اندیشه" را با هم بنویسیم و بخوانیم و بنویسیم و بخوانیم و بنویسیم و... از ادبیات و هنر، سخن به میان آوریم.نظرات شما را چشم در راهم.

 

                                                   نعمت نعمتی

nemat.nemati265@gmail.com                    

 

 

 

انتشار یافته: ۱۵
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
دکترفرزانه فرهودی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۸
0
0
درود.بسیارزیبابودودل انگیز درزیرباران اندیشه گاهی میتوان قدم زدواندیشید،گاهی میتوان بدون چتر،قطراتش رابرروی گونه هالمس کردوبه یاددوران کودکی لبریزازشادی وشعف شد.
آرشا
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۳:۵۴ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۸
0
0
آب و آینه. تا یادم میاد قشنگ ترین سوگند بچگیم بوده. انقدر زبون متن احساس آدم رو قلقلک میده که فکر میکنی یه جایی اون وسطا، لب رودخونه، زیر چتر نسیم نشستی و کلی فکرای خوب میکنی. نفس میکشی و ریه ات رو پر از عطر گل ها میکنی...
ممنون از حس رویایی و خوبی که به من دادین.
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۴۵ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۹
0
0
آفرین به این طبع دلنشین تان استاد که اینقدر بردل مینشیند واز دل میگوید
راستی بیاییم از یاران اندیشه بگوییم دوستان عزیز من یکی از شاکردان استاد نعمتی هستم و افتخار میکنم واز تک تک شما انتظار دارم حتما از محضر استاد فیض ببرید در موسسه باران اندیشه
سمانه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۱۹
0
0
سلام فوق العاده س،تجربه ی خوبی خواهد بود مثل همیشه
جلوداری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۰
0
0
باران اندیشه،جاییست که من اسمشو قطعه ای از بهشت گذاشته ام.پراز حس آرامش وپر از بوی خوش وپراز شعر وداستان...چه خوش بود روزگاری که همه اینها یکجا جمع میشدند ومن همچون کودکی به سوی باران اندیشه پرمیکشیدم.کاش ای کاش هیچوقت بیدار نمیشدم واین خواب عمیق تاابد ادامه داشت.
مینا ایراندوست
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۲:۰۷ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۱
0
0
متنی پر از حس و رومانتیک مانند ک آدمو میبرد به گذشته و حس نوستالژیک مونو تحریک میکرد من ک خیلی خوشم اومد
بنت الهدی شوکاوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۳ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۱
0
0
سلام و درود بر شما استاد فرهیخته ام جناب آقای نعمتی.متنی که خوندم واقعا بینظیره.این هنر و قدرت و مهارت بالای شما در زمینه تخیل و تصویری نشون دادن لحظات و وقایع رو میرسونه.یک حس رویایی و یک آرامش خاصی به آدم میده.آرامشی که فکر میکنم همه ما در میان دغدغه ها و گرفتاریهای زندگی به اون نیاز داریم.باران اندیشه رو به خاطر همین آرامشی که برای من به ارمغان مياره تحسین و ستایش میکنم.درود بر شما استاد عزیز.بیاییم همه قدر این فرشته ی زمینی رو بدونیم.
زهره خسروی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۲
0
0
با سلام خدمت استاد بزرگوارم متن رویایی بسیار زیبا و دلنشین و جذابی بود که انسان را به فکر فرو میبرد و بدنبال این همه حس قشنگ آرامشی خاص دارد
سهام سعیداوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۳
0
0
باسلام خدمت دوستداران باران اندیشه
باران اندیشه منو به یاد حس زیبای بارون میندازه وقتی دلت نفس بخواد میری زیر بارون
حالا میخوام باباران اندیشه صدای احساسم رو بشنوم
یه حس خوب
یه تجربه خوب
خوب گفتن خوب نوشتن بیان احساس رو همگی میشه با زیر باران حس کرد
باران اندیشه
سهام سعیداوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۹:۵۰ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۳
0
0
باسلام خدمت دوستداران باران اندیشه
باران اندیشه منو به یاد حس زیبای بارون میندازه وقتی دلت نفس بخواد میری زیر بارون
حالا میخوام باباران اندیشه صدای احساسم رو بشنوم
یه حس خوب
یه تجربه خوب
خوب گفتن خوب نوشتن بیان احساس رو همگی میشه با زیر باران حس کرد
باران اندیشه
دنیا اسلام پور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۴
0
0
بسیار زیبا بود.متن روانی داشت و خاطرات قشنگی درونش جا داده شده.و در عین زیبایی چون یاد آور گزشتست کمی دلگیر شدم...
عسل
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۵:۳۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۴
0
0
چه زیبا، باران اندیشه هایت را سروده ای، ای مرد!
و چه دلنواز و روحبخش خاطرات کودکی را در کنار مهربان بانوی زندگی ات به تصویر کشیده ای!
شگفتا از این همه سبکبالی و آرامش...
در پناه حق
مسعود سلمانی زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۲ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۶
0
0
با سلام محضر مبارک استاد فرهیخته و چهره ماندگار ایران جنابآقای نعمتی و دوستان اهل علم و ادب... بنده که فتخار شاگردی استاد داشته ام ..ایشان همیشه هنگامی که قلم در دست میگیرند سرشار از فضل و دانش هستند. و نوشته های ایشان هرگز آنچه را که دیگران نوشته اند تشابه ندارند و از عمق درون مینوسیند و از همان ابتدا خواننده را مجذوب و درگیر موضوع نوشته هایشان میکنند بنده همیشه از خواندن نوشته های استاد لذت بردم و ازتمام دوستان عزیز دعوت میکنم حتماً تئالیف استاد را بخوانند و لذت ببرند ...درود بر همهء شما خوبان .
مسعود سلمانی زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۶ - ۱۳۹۵/۰۳/۲۶
0
0
با سلام محضر مبارک استاد فرهیخته و چهره ماندگار ایران جنابآقای نعمتی و دوستان اهل علم و ادب... بنده که فتخار شاگردی استاد داشته ام ..ایشان همیشه هنگامی که قلم در دست میگیرند سرشار از فضل و دانش هستند. و نوشته های ایشان هرگز آنچه را که دیگران نوشته اند تشابه ندارند و از عمق درون مینوسیند و از همان ابتدا خواننده را مجذوب و درگیر موضوع نوشته هایشان میکنند بنده همیشه از خواندن نوشته های استاد لذت بردم و ازتمام دوستان عزیز دعوت میکنم حتماً تئالیف استاد را بخوانند و لذت ببرند ...درود بر همهء شما خوبان .
Susie
|
Russian Federation
|
۲۲:۳۵ - ۱۳۹۵/۰۵/۱۵
0
0
Hi, i read your blog from time to time and i own a similar one and i was just curious if you get a lot of spam responses? If so how do you protect against it, any plugin or anything you can suggest? I get so much lately it’s driving me mad so any help is very much apcperiated.
Histats.com START (standard) Histats.com END