آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۰۰۲۱
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۴:۰۲
روند رو به گسترش ویرانی‌های محیطی در کشورمان، اعم از تخریب محیط زیست و لاابالی‌گری در قبال حفاظت از میراث فرهنگی است. خوانندگان، به خصوص فعالان این دو حوزه در اینجا منتظرند تا نویسنده آمار دقیقی در این موارد ارائه کند. ولی آماری نیست جز وجدان و حافظه‌ی تک‌تک شما. شمایی که غالب قریب به اتفاق‌تان این روزها به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارید و از آن مهمتر اهل سفرید.
زهرا انوشه-معمولاً در هر موردی که بخواهد اظهار نظر یا ایراد نقدی صورت گیرد، نویسنده موظف است که وقت بگذارد و در خصوص جنبه‌های مختلف آن موضوع تحقیق کند. این بار هم در حال پیگیری همین روند بودم، اما حالا به چند دلیل قصد سنت‌شکنی دارم، که مهم‌ترینش برمی‌گردد به نکته‌ای که پس از پرداختن به اصل مطلب، آن نکته هم روشن می‌شود.

اصل مطلب، روند رو به گسترش ویرانی‌های محیطی در کشورمان، اعم از تخریب محیط زیست و لاابالی‌گری در قبال حفاظت از میراث فرهنگی است. خوانندگان، به خصوص فعالان این دو حوزه در اینجا منتظرند تا نویسنده آمار دقیقی در این موارد ارائه کند. ولی آماری نیست جز وجدان و حافظه‌ی تک‌تک شما. شمایی که غالب قریب به اتفاق‌تان این روزها به شبکه‌های اجتماعی دسترسی دارید و از آن مهمتر اهل سفرید.

در یک سفر جاده‌ایِ چندساعته، کلاه قاضی کنید و ببینید چند متر حاشیه‌ی وقعاً تمیز جاده‌ای پیدا می‌کنید؟ در گروه‌های مجازی که عضو هستید، چندبار تصاویر دلخراش تصادف انسان با انسان و انسان با حیوان را دیده‌اید؟ این کوچک‌ترین نشانه‌ی آن است که ما مردم حساسی نیستیم. کمترین مشکلی که پیش بیاید هم انگشت اتهام به سمت نشانه‌ای می‌بریم که یا داریم خودمان را گول می‌زنیم یا دیگران را؛ مسئولان.

اگر مقید به دموکراسی در کشورمان هستیم، باید به درک واقعی از این مفهوم رسیده و دانسته باشیم که نقش مراقبتی و مدیریتی مردم در چنین نظامی مهمتر از نقش مسئول است. نظام دموکراسی جامعه‌ای عامل، حساس و مراقب می‌خواهد.

مردمی که اهل تغافل باشند، منابع و داشته‌هایشان را قربانی منافع و لذت‌های کوتاه‌مدت می‌کنند. چنین مردمی هستند که برای خود، سیستم‌های ناسالم اداری می‌سازند. من ِ نوعی با رفتارم به کارمندی که در شهرداری نشسته می‌گویم که من مراقب و مسئول نمی‌خواهم(!) من برای ساختمانی که در حریم غیرمجاز معبری ساخته‌ام، مجوز می‌خواهم و حاضرم به‌خاطرش هزینه کنم.

پیام سبک مصرف و زندگی‌ من به تولیدکننده، این است که مسئولان سازمان محیط زیست را (به هر طریق) قانع کند که صرفه اقتصادی ساخت یک کارخانه اتومبیل‌سازی به حفظ فلان قطعه از منابع طبیعی و چرخه زیستی کشورم ارجحیت دارد.

رفتار من به سازمان میراث فرهنگی اجازه می‌دهد که حفظ میراث فرهنگی شهر و کشورم را فدای مدرنیته‌ی بی حساب و کتابِ مادی‌گرای شهری کند و در پناه سکوت این سازمان، جای یادمان‌ها و میراث باستانی را پاساژها و برج‌های تجاری و مسکونی بگیرد.

من هستم که مسئول مستقیم خشک شدن دریاچه ارومیه و دریاچه پریشان و کم جان شدن مسیرهای حیات طبیعی کشورم هستم. من هستم که مسئول مستقیم پاک شدن وقایع مهم تاریخی از صفحه شهر و از حافظه رسمی کشورم هستم. من هستم که هنوز ندانسته‌ام اعتراض کسی که عامل به رفتاری شایسته و مطابق با خواسته‌ی زبانی‌اش نیست، راه به جایی نمی‌برد. مسئولان هم از ما هستند، خود ما هستند.

مهمترین هشداری که این روزها باید به خودمان بدهیم این است که با رفتار خود، از سازمان‌ها و ادارات مسئولی که وظیفه ذاتی‌شان مراقبت از منابع و منافع اصیل ملی‌ست؛ مجرایی برای رسمیت بخشیدن به فعالیت‌های مخرب محیط ساخته‌ایم .

 

Histats.com START (standard) Histats.com END