ناگفته‌های ماندانا صادقی از آقای شهردار آبادان
ناگفته‌های ماندانا صادقی از آقای شهردار آبادان

پرونده خوانی
طی دوسه روزی که ازانتشاراخطاریه دادگاه آبادان مبنی برشکایت شهرداری آبادان دررسانه هایی همچون فیدوس وانصاف نیوز چاپ شد،تعدادزیادی ازهمشهریان لطف کردندوبافرستادن پیام های دل گرم کننده ومحبت آمیز نشان دادندکه آزادی بیان راقدرمی‌دارندکه ازاین بابت شرمنده ‌ی محبت واعتمادشان هستم. درمیان این همه پیام ،دوپیام دارای ویژه گی‌هایی بودندکه برآن شدم تاپیرامون موضوع شکایت شهردارآبادان مطلبی بنویسم.ابتداناصرندیمی شاعروترانه سرای آبادانی بایادآوری گذشته‌‌ی این حقیر به عنوان "منتقدی که زبان تندوبرنده ای "داشته،  مشخصاً صحه گذاشت براین امرکه مانداناصادقی امروزودیروز زبان درنیاورده وهیچ وقت به خاطر مسولین"زبان درکام"نگرفته!مصداق آنچه که ناصرندیمی گفت انتشارانبوهی ازنقدکتاب وشعرونقدداستان ونقدهایی پیرامون جریان ها وچهره هایی سیاسی واجتماعی است که دررسانه های کشورومنطقه منتشرشده است.
یادآوری گذشته‌ی‌منتقدانه وفعالیت بنده توسط ناصرندیمی که نامش اعتبارآبادان است،برای من مهرتاییدی است که آنچه تاامروزگفته ام نه تنها فراموش نشده بلکه به زعم عده ای ازآگاهان این شهرقابلیت یادآوری به مسولین را هم دارد!امادومین پیام ازآرش قلعه گلاب بودکه خودشاعروروزنامه نگاری است که نیازبه معرفی نداردوبابت حق گویی اش هزینه هاداده است.آرش دریادداشتی که به بهانه‌ی‌این شکایت درپایگاه خبری فیدوس منتشرکرده است نکته‌ی مهمی رامدنظرقرارداده.اوبااشاره به شکایت شهردار ؛دومحوراساسی درساختارنهادهای‌دولتی راموردنقدقرارداده است یک شخصیت حقوقی شهرداردرنسبت با شکایت ازروزنامه نگارودوم نقش دایره‌ی حقوقی شهرداری آبادان.این دوپیام  ورودی بحث من رامشخص کردند.
دردوره ای که بنده مدیرمسول فیدوس وجناب آقای حسین میرزایی سردبیربودندمقاله ای تحلیلی رامنتشرکردم که درآن اشاره شده بودآقای محمودرضاشیرازی قصدکاندیداتوری برای مجلس شورای اسلامی را داردوبراساس منابع معتبر(که فایل صوتی اش درآن مقطع دراختیارفیدوس قرارگرفته بود)قراراست ازحمایت "جبهه‌ی پایداری"برخوردارباشند.مطرح شدن این احتمال بهانه ای شد تامحمودرضا شیرازی به عنوان شهردارآبادان ازفیدوس شکایت کند.روزی که به همراه سردبیر محترم به دادگاه مراجعه کردیم ابتداقاضی ازاینکه شکایت محمودرضا شیرازی به عنوان یک شخص حقیقی روی سربرگ شهرداری نوشته شده ،تعجب کردوالبته نکته ای بودکه من هم دردادگاه مطرح کردم ودردفاعیاتم  نوشتم.درآن جلسه شخص شهردارحضورنداشت وشخص حاضرازطرف ایشان درواقع نماینده ووکیل شهرداری آبادان بودنه وکیل شخصی محمودرضا شیرازی و چندین بارهم به این موضوع اشاره کردندکه البته مورداعتراض بنده وآقای میرزایی هم قرارگرفت.درنهایت وکیل شهرداری آبادان پیشنهادمصالحه دادوازمادعوت کردکه دردفترشهردارحضورپیداکنیم وصحبت کنیم وناگفته پیداست که مانپذیرفتیم واعلام کردیم منتظررای دادگاه خواهیم ماند!همچنان که ماندیم.آقای محمودرضاشیرازی به عنوان تنهاشهرداری که مدعی بودبعداز۲۵سال اوضاع آبادان راسامان داده دریک اقدام غیرقانونی نه تنها ازامکانات دولتی (بخش حقوقی شهرداری)به نفع خودش استفاده کردبلکه یک گمانه‌ی تحلیلی را که مشخصاربطی به جایگاه حقوقی ایشان نداشت (یعنی مسءله کاندیداتوری مجلس)را به مجموعه‌ی شهرداری آبادان گره زدوبامطرح کردن شکایتی آن هم روی سربرگ دولتی نشان دادکه برای پیش بردمقاصدش ازهیچ اقدام غیرعرفی روی گردان نیست.بااین همه بنده وآقای میرزایی دیگرهیچ احضاریه ای دریافت نکردیم تا اینکه بعدازماجرای اعتراض های مردمی درخصوص شوری آب دراواخرخرداد۹۷بااحضاریه‌ایی که نام هیچ شاکی درآن قید نشده بودبه دادگاه احضارشدم .دردادگاه قاضی محترم بدون اینکه برگه یا...رانشانم بدهندفرمودنداحضارشما بابت"شکایت آقای محمودرضا شیرازی "است.وچون پرونده یک باربه اهوازرفته وبرگشته ملزم به رسیدگی هستیم.بنده هم توضیحاتی دادم ودرنهایت به قیدکفالت دادگاه راترک کردم.درهمان دقایق اولیه که ازدادگاه خارج شدم به آقای مهندس حمیدپورکه درآن زمان شهردارآبادان بودتلفن کردم وایشان باپیامک جواب داد:"درجلسه هستم"!جریان را به  آقای احمدبن رشیدروزنامه نگارآبادانی اطلاع دادم.دوسه روزبعدآقای بن رشید تماس گرفت وتوضیح دادکه جناب حمیدپوربه واحدحقوقی اعلام کرده(البته اطلاعی ندارم شفاهی یاکتبی)که کلیه‌ی پرونده های شکایت شهرداری ازرسانه هارا ببندد!وبنده هم اطمینان خاطرپیداکردم که موضوع پایان یافته است.امادراواسط بهمن  سال گذشته باردیگراحضاریه به دستم رسیدکه درآن قیدشده بود  بایددربیست ونهم بهمن دردادگاه حاضرباشم.یکی دو روزقبل ازرفتن به دادگاه دریک گفتگوی کوتاه باپایگاه خبری انصاف نیوز گفتم مدت هاست درباره‌ی شهرداری،شهروشورا به رغم همه‌ی ناکارآمدی شان چیزی ننوشته ام ونسبت به جریان افتادن این پرونده آن هم دربحبوحه‌ی‌انتخابات مجلس خوش بین نیستم.بااین همه یک شب قبل ازتاریخ دادگاه مدیرکل فرهنگ وارشاداسلامی منطقه‌ی آزاداروندطی تماس تلفنی جویای موضوع شدند.که بازهم توضیح دادم .ازنیمه شب گذشته بود که جناب مردانی(مدیرکل ارشاد...)مجدداًتماس گرفتندواعلام کردن یکی ازاعضای شوراگفته که خانم صادقی به دادگاه مراجعه نکندوفردا مسول حقوقی شهرداری آبادان به دادگاه خواهدرفت تاهمانجا رضایت خودوپس گرفتن شکایت را اعلام وپیگیری کند.ازآنجایی که دراین شهرِنابه سامان بنده به هیچ چیزی اطمینان ندارم روزموعودبادردست داشتن مدارک کافی به دادگاه مراجعه کردم.دراتاق قاضی، بانوی محترمی به عنوان نماینده‌ی‌شهرداری حضورداشتندوقاضی محترم ازایشان پرسیدندکه چراتاحالا نسبت به این شکایت اقدامی نشده وخانم نماینده هم پاسخ دادندکه این شکایت مربوط به شهرداراسبق است وایشان سالهاست که ازآبادان رفته اند.والان شهرداری آبادان هیچ شکایتی ازخانم صادقی نداردومی خواهدکه پرونده بسته شودوهمین موضوع را هم درچندخط زیر گزارش قاضی نوشتندوامضا کردندومن هم مطالعه کردم وامضاکردم.به رسم ادب موضوع رافوراًبه جناب مردانی اطلاع دادم وازهمکاری شان تشکرکردم.درکمال ناباوری حدود۱۵ روزبعدازماجرای دادگاه وبه اعتباری پس گرفتن شکایت توسط شهرداری آبادان محمودرضا شیرازی به عنوان شهردارآبادان توسط شورای شهرمعرفی شد.ومشخص است که بنده به عنوان یک روزنامه نگار نسبت به این موضوع درصفحه‌ی اینستاگرامم واکنش نشان دادم.وبلافاصله یک گزارش تحلیلی نوشتم که باتوجه به شیوع بیماری کرونا پایگاه خبری‌تحلیلی انصاف نیوزآن رادربعدازایام عیدباعنوان"آبادان فراموشخانه‌ی خوزستان"منتشرکرد.ومتعاقب آن ابلاغیه ای به دستم رسید درخصوص شکایت شهرداری آبادان ...که تاریخ رسیدگی وحضور درجلسه  ۱۴ مردادخواهدبود.
همانطورکه آرش قلعه گلاب به درستی اشاره کرده است اگراین احضاریه مربوط به شکایت۵سال پیش محمودرضا شیرازی است آیانبایدازدستگاه حقوقی شهرداری آبادان پرسید که چراطی این ۵ سال وبعدازچندباربه دادگاه احضارشدن بنده،وبعدازجابه جایی دوشهردار/سرپرست درشهرداری آبادان هنوزهیچ اراده وتصمیمی برای مختومه کردن این پرونده وجودندارد؟چطوراست که شعار مدیریت وکارآمدی ومسولیت پذیری شهرداران آبادان(من جمله محمودرضاشیرازی)گوش فلک راپرکرده امادایره حقوقی (به رغم تعدادی ازکارکنان دلسوز شهرداری)نتوانسته است ازپس بسته شدن یک پرونده بربیاید؟بنده به عنوان روزنامه نگار ودستگاه قضا به عنوان نهادعدالت چه گناهی کرده ایم که بایدچوبِ بی عملی وبی نظمی وبی برنامه گی شهرداری آبادان رابخوریم؟وهربارباصرف وقت فراوان باموضوعی دست به گریبان بشویم که به قول آقایان مربوط به۵ سال پیش است.آقایان به جای پاسخ گویی درگروه های مجازی تقصیررابه گردن روزنامه نگاری می اندازندکه هربار مسولانه درپیشگاه قانون حاضرشده است درحالی که خودشان به عنوان مجموعه ای حقوق بگیرازدولت کارشهروندان رادوچندان می کنند.هرچندآنچه که برای من مهم است نه رفتن به دادگاه یاخاتمه پیداکردن این پرونده یاپرونده های دیگر است .بلکه روشنگری پیرامون مسءله‌ی سوء استفاده ازقدرت دولتی وعدم پاسخ گویی وشفافیت ودروغ پردازی مدیران مسولی است که محمودرضا شیرازی به عنوان شهردارآبادان فقط یکی ازاین مجموعه‌ی مدیران بی کفایت است.اعتقادراسخ دارم که مطرح شدن دوباره‌ی موضوع شکایت شهرداری ازمن یک موضوع فرعی است تاسکوت اختیارکنم.تیترکردنِ" شکایت پنج سال پیش"یا"شیطنت رسانه ای"دقیقا همان موضوع فرعی است که طرفداران محمودرضاشیرازی می کوشندباآن کل تصمیم گیری های ایشان رادرگذشته دریک بسته بندی جداگانه قراردهندومثل بقیه‌ی موضوع هابه فراموشخانه‌ی آبادان بفرستند.غافل ازآنکه افکارعمومی وبخشی ازبدنه‌ی روزنامه نگاران آبادان وخرمشهرهیچ همکاری باخط تولیدبسته بندی های توخالی وپوشالی طرفداران محمودرضاشیرازی نداردوخدشه ای که آقای شهرداردرهمان پنج سال پیش به آزادی بیان واردکردباهیچ چیزی ترمیم نمیشودحتی اگرشکایتش راپس بگیرد.اینکه امروزعده ای می کوشندتابامانوردادن بر روی این پرونده به عنوان موضوعی مربوط به گذشته درپی تطهیر چهره‌ی امروز محمودرضاشیرازی به عنوان شهردارآبادان باشندنافی حرکت غیرمتمدنانه،غیردموکراتیک ودرضدیت باآزادی بیان که درپنج سال پیش انجام داده نیست ونخواهدبود.محمودرضا شیرازی باپرونده سازی علنی برعلیه یک رسانه ودوروزنامه نگارِمنتقدِشناخته شده وبازنگه داشتن عامدانه‌ی این پرونده تاامروز ،اتفاقاً یکی ازمهم ترین چهره هایی است که درایجادخفقان خبری درآبادان نقش تعیین کننده ای ایفاکرد.محمودرضا شیرازی باشکایت ازرسانه ،به منتقدانش درشورای شهربه عنوان نهادی ناظر،وهمینطورچهره های مستقل سیاسی وحزبیِ آبادان نشان دادکه به پشتوانه‌ی مراکزقدرت وثروت وبااستفاده ازجایگاه دولتی به عنوان شهردارِآبادان توانایی بیرون کردن همه‌ی بازیگران ومنتقدان راازبازی داردودرنظرداردباشکایت وپرونده سازی وبعداجرای پروژه‌ی نخ نمای "بخشش"میدان رااز نقادان خالی کند. ...امااین تمام ماجرانیست...
پایان بخش اول مانداناصادقی شانزدهم تیرماه۱۳۹۹ آبادان