جوان بی‌گناه، قربانی جنایت مسلحانه
به گزارش فیدوس: پرونده درگیری مسلحانه که منجر به قتل جوانی شده ‌بود، در حالی در دادگاه کیفری استان تهران مورد رسیدگی قرار گرفت که متهم پرونده ادعا کرد با اینکه کلاشنیکف داشته اما او ضارب نیست.

 این درگیری سال ۹۳ در ورامین اتفاق افتاد و اهالی محل به پلیس خبر دادند جوانی به شدت زخمی شده است. دقایقی بعد مشخص شد پسر جوان جانش را از دست داده ‌است. پلیس در تحقیقات فهمید مقتول جوانی ۲۰ساله به نام رامین بود که همراه برادرش در یک هیئت عزاداری شرکت کرده‌ بود.

رادین برادر رامین به مأموران گفت: ما اصلا با کسی درگیری نداشتیم؛ از هیئت بیرون آمدیم و دیدیم که درگیری است و بعد هم فردی به نام کمال به برادرم شلیک کرد. وقتی کمال بازداشت شد، به مأموران گفت او ضارب نیست؛ با این حال مأموران یک سلاح کلاشنیکف از متهم کشف کردند و با توجه به گفته سایر شاهدان و سایر مدارک موجود در پرونده کیفرخواست علیه متهم صادر شد.

در ابتدای جلسه رسیدگی به این پرونده که دیروز در شعبه ۷ دادگاه کیفری استان تهران برگزار شد، نماینده دادستان در جایگاه قرار گرفت و خواستار صدور حکم قانونی برای ۹ متهم پرونده شد. در ادامه مادر و پدر مقتول برای عامل قتل فرزندشان درخواست قصاص کردند.

گذشت نمی کنم

مادر مقتول گفت: من خواستار قصاص کمال هستم؛ او فرزندم را کشته و باید تاوانش را پس دهد؛ البته من خواستار مجازات همه ۹ متهم هستم که مرا چنین داغدار کردند و فرزندم را از من گرفتند و گذشت هم نمی‌کنم. در ادامه نوبت به رادین، برادر رامین رسید تا آنچه را اتفاق افتاده ‌بود، شرح دهد.

رادین گفت: من و برادرم به هیئت رفته‌ بودیم و بعد از پایان مراسم از هیئت بیرون آمدیم تا به خانه برویم که یکدفعه درگیری شد؛ ما اصلا نمی‌دانستیم ماجرا چیست و درگیری بین چه کسانی است؛ حتی دخالت هم نکردیم. آنها به جان هم افتاده‌ بودند و ما هم در این میان گیر کرده‌ بودیم که یکدفعه کمال به برادرم حمله کرد و به اتفاق یک نفر دیگر او را کتک زدند و بعد هم کمال به برادرم شلیک کرد و او را کشت. او کلاشنیکف داشت و گلوله‌های زیادی شلیک کرد. وقتی نوبت به کمال رسید، او اتهام قتل را رد کرد و گفت: من قبول دارم که در درگیری بودم و سلاح کلاشنیکف هم داشتم اما کسی که رامین را به قتل رساند من نبودم و این موضوع را قبلا هم گفته‌ام.

مشکل ما با فرد دیگری بود
متهم گفت: ما با فردی به نام اسد مشکل داشتیم؛ او کاری کرده ‌بود که می‌خواستیم حالش را سر جایش بیاوریم و کاری کنیم که به عذرخواهی بیفتد. در آن خیابان هم به دنبال اسد بودیم و اصلا کاری به رامین و برادرش نداشتیم. من و دوستانم وقتی برای درگیری رفتیم ۹ نفر بودیم و من کلاشنیکف داشتم و فرد دیگری هم بود که کلت داشت. ما می‌دانستیم اسد هم سلاح دارد و به همین خاطر با خودمان سلاح بردیم. در زمان درگیری من، رامین و برادرش را دیدم اما به سمت آنها شلیک نکردم؛ به سمت دیگری شلیک کردم. بعد از پایان درگیری بود که پلیس اعلام کرد رامین کشته شده و من را به عنوان ضارب گرفتند در حالی که دیگران هم گفتند که من شلیک نکردم.

در ادامه متهم دیگر پرونده در جایگاه قرار گرفت؛ او که به اتهام مشارکت در نزاع دسته‌جمعی در دادگاه حاضر بود اتهام قتل را رد کرد و گفت: طرف مقابل هم یک کلت داشت و همه ما آن را دیدیم. اول هم آنها شلیک کردند و بعد ما در دفاع مجبور به شلیک شدیم؛ ما اصلا قصد شلیک نداشتیم و می‌خواستیم فقط دعوا کنیم اما چون می‌دانستیم آنها سلاح می‌آورند کمال با خودش کلاشنیکف آورده ‌بود. سایر متهمان که در جایگاه قرار گرفتند، گفتند اصلا ندیدند چه کسی شلیک کرده است. بعد از گفته‌های متهمان و بیان آخرین دفاع از سوی آنها و گفته‌های وکیل‌مدافعشان هیئت قضات برای صدور رأی دادگاه وارد شور شدند.