جدی‌ترین نامزد انتخاباتی اصولگراها معرفی شد
به گزارش فیدوس، فضای شهر هنوز انتخاباتی نشده، نه خبری از همهمه انتخاباتی بین مردم است نه در و دیوار رنگ پوستر و تبلیغات گرفته است. فضای سیاسی و رسانه ای اما حال و هوایش یکسره انتخابات است، انتخاباتی منتهی به اردیبهشت 96 که قرار است تکلیف یک رییس جمهور دیگر مشخص شود.

مجری انتخابات این دوره قرار است احراز هویت رای دهندگان را به صورت الکترونیکی انجام دهد. شورای نگهبان موافقت خود را با الکترونیکی شدن این موضوع که تا دوره های پیش به صورت دستی انجام می شد را با توافق اکثریت اعضا اعلام کرده است {اینجا}

ناظران هم آماده ورود به انتخابات 96 می شوند، چه آنکه شورای نگهبان طی چند روز گذشته اعضای هیئت مرکزی نظارت بر انتخابات ریاست جمهوری را تعیین کرد تا استارت ورود رسمی به انتخابات را بزند. {اینجا}  تحرکاتی که حکایت از آن دارد که دستگاه های اجرایی و نظارتی انتخابات همپای جریانات سیاسی به عرصه انتخابات ورود کرده اند. انتخاباتی که قرار است با این وعده وزارت کشور و شورای نگهبان مبنی بر برگزاری انتخابات الکترونیک رنگ و بوی کمتری از تخلفات را به خود ببیند و لااقل فضایی فراهم شود که افراد یکبار رای بدهند و امکان استفاده چندین باره از یک شناسنامه وجود نداشته باشد. {اینجا}

هرچند در این میان شورای نگهبان هنوز هم ان قلت هایی دارد و شرط و شروط هایی را برای برگزاری الکترونیکی انتخابات مطرح می کند، تا آنجا که برخی از زمزمه اختلاف بین دو نهاد انتخاباتی سخن بگویند اما نه وزارت کشور این اختلاف را تایید می کند نه شورای نگهبان، خاصه آنجا که عضو هیات نظارت بر انتخابات تاکید می کند که «شورای نگهبان، آماده همکاری با همه نهادهای ذیربط به موضوع انتخابات است و اینکه گاه گفته می‌شود شورای نگهبان، تمایلی به همکاری با وزارت کشور ندارد و در مسیر برگزاری انتخابات به صورت الکترونیکی سنگ‌اندازی می‌کند، به هیچ وجه صحیح نیست زیرا این شورا تنها و تنها به وظایف قانونی خود عمل می‌کند و هرگز منویات شخصی در این زمینه مطرح نبوده و نیستند.»{اینجا} 

اما بیرون از نهادهای انتخاباتی، حال و هوایی متفاوت بر جریانات سیاسی حاکم است. هنوز پاییز به پایان نرسیده شور انتخاباتی اوج گرفته و هر روز از گوشه و کنار علم کاندیداتوری یک چهره بلند می شود. گویا زمستان 95 قرار است با تنور انتخابات گرم شود.

زنگ وحدت اصولگرایان چه زمان به صدا در می آید؟

اردوگاه اصولگرایان هنوز در ابهام به سر می برد. محمد رضا ترقی عضو ارشد حزب موتلفه در ارزیابی فضای انتخاباتی اصولگرایان با توجه به سردرگمی موجود بین تشکل های اصولگرا معتقد است: فعلا که تشکل ها چراغ خاموش حرکت می کنند و نمی‌شود چیزی را مطرح کرد. البته این ابهام و فضای مبهم قطعا تا قبل از انتخابات تعیین تکلیف می شود.{اینجا} اما احمد کریمی اصفهانی عضو شورای مرکزی جبهه پیروان خط امام و رهبری خبر از اجماع اصولگرایان می‌دهد، اما نه اجماع بر روی کاندیدا یا مدل نهایی ورود به انتخابات سال 96. او خبر از انتخاب رمز انتخابی اصولگرایان برای ورود به انتخابات می دهد؛ «اقتصاد، کلید واژه اصولگرایان در انتخابات بعدی خواهد بود» {اینجا} با شنیدن کلمه  اقتصاد ذهن ها به سمت نام هایی چون توکلی یا نادران می رود آنچنان که عضو شورای مرکزی جمعیت ایثارگران، الیاس نادران را از جمله گزینه‌های در حال بررسی این جمعیت برای انتخابات ریاست جمهوری ۹۶ معرفی می کند.{اینجا}  در این میان برخی اصولگرایان هم هستند که معیارهایی عجیب و غریب را برای کاندیدای نهایی جریان راست مطرح می کنند. سید بودن و روحانی بودن از جمله این معیارهاست که از سوی یک چهره سیاسی نزدیک به محسن رضایی مطرح شده است. {اینجا} محسن غرویان روحانی اصولگرای قم نشین اما به رفقای سیاسی اش توصیه می کند برای انتخاب کاندیدا بین مردم بروند و یک کاندیدای مردمی رای آور را برگزینند. {اینجا}

مدل انتخاباتی چه شد...

می گویند در حال بررسی مدل انتخاباتی هستند ولی هنوز خبری درباره نتیجه رایزنی ها اعلام نشده است، سنتی ها همچنان بر محور بودن جامعه روحانیت و نشستن همه تشکل ها دور یک میز تاکید دارند، ایثارگران مدلش را بر مبنای معرفی یک کاندیدا به همراه تیمش قرار داده است، پایداری هایِ قصه انتخابات اما معتقد به مدل وحدت در عین کثرت هستند تا شاید دستشان برای به صحنه فرستادن بی دردسر کاندیدای شان اینگونه باز باشد.

شاید همین چندگانگی نظرها درباره مدل انتخاباتی و انرژی که این روزها پایش گذاشته می شود باشد که باهنر را مجبور کند صراحتا از کاندیداهای پرشمار اصولگرایان بخواهد همان کنار زمین بمانند و به وسط میدان نیایند. او البته تاکید دارد که اصولگرایان بی کاندیدا نیستند «بعضی نگرانند نکند اصولگرایان بی کاندیدا شوند! در حالی که همیشه در کشور ما کاندیداها در جناح های مختلف به اندازه کافی هستند و رقابت اتفاق می افتد؛ اما الان تکثیر کاندیدا به نفع هیچ جریان و جناحی نیست. چون اصلاح طلبان قطعا از روحانی عبور نمی کنند.» {اینجا} باهنر اما همانقدر که به جدیدالورودها و السابقون اصولگرا توصیه می کند به نفع وحدت کنار بروند، یک تبصره را هم برای اقای شهردار تهران می گذارد تا او را در بین کاندیدای فعلی متمایز کند«وضعیت قالیباف با سایر نامزدها فرق می‌کند و چند بار نامزد بوده و نفر دوم انتخابات شده است ولی گزینه قالیباف قابل بررسی است.»{اینجا} {اینجا} سخنانی که نشان می دهد نام قالیباف در محافل انتخاباتی اصولگرایان این روزها پررنگ تر از بقیه کاندیداهای حاضر در صحنه شنیده می شود.

قالیباف بیاید رای می آورد یا خودزنی است؟

آنچنان که حسن بیادی سخنگوی جبهه ایستادگی هم در دایره حامیان کاندیداتوری شهردار تهران قرار گیرد و بگوید « در میان شخصیت های اصولگرا که نام آنها مطرح است تنها قالیباف می تواند با روحانی رقابت کند و توانایی رفع مشکلات را دارد. البته سخنگوی جبهه ایستادگی تأکید می کند: اگر قالیباف کس دیگری از شخصیت های اصولگرا را در میدان دید، نباید بیاید چون اگر بیاید خودزنی کرده است. {اینجا} 

رضا شیران خراسانی رئیس ستاد مردمی قالیباف در سال 92 هم گرچه می گوید قالیباف شخصا برای انتخابات برنامه‌ای ندارد، اما این را هم می گوید که ساختار سیاسی اطراف او حتما برنامه دارند که او را کاندیداکنند. البته او آنقدر امیدوار هست که بگوید سال بعد همین موقع در خبرهایتان می نویسد رییس جمهور قالیباف.{اینجا} مرتضی طلایی نایب رییس شورای شهر تهران که رابطه نزدیک با شهردار تهران دارد هم به نوعی حرف های شیران خراسانی را تایید می کند آنجا که می گوید «قالیباف قصدی برای ورود به انتخابات ریاست جمهوری ندارد و برخی اطرافیان وی علاقه‌مند به ورود او به عرصه انتخابات هستند».{اینجا}

«آقای قالیباف پتانسیل مطرح شدن در میان سایر اقشار جامعه را دارا است» این را حسین سبحانی نیا  نماینده ادوار مجلس در مورد قالیباف می گوید. {اینجا}  محسن کوهکن هم که دل پری از مسیر سنگلاخ اصولگرایان در راه رسیدن به اجماع دارد، وقتی به ماجرای شرط گذاری قالیباف برای کاندیداتوریش می رسد تاکید دارد که حرف قالیباف مبنی براینکه درصورتی کاندیدا می شود که هیچ کاندیدای اصولگرای دیگری در صحنه نباشد را یک حرف منطقی می داند نه شرط گذاشتن.  {اینجا} البته تمام این حمایت ها را باید در یک سو و ماجراهای پیش آمده در مورد املاک نجومی و حواشی اطراف قالیباف را هم موضوع دیگری دانست که در فضای عمومی قطعا چندان فضای انتخاباتی را به نفع او نمی کند.

هرچند خود او معتقد است، اینها موضوعاتی است که توسط رقبا برای انصراف وی از کاندیداتوری ایجاد شده است «نفر می‌فرستند پیش من می‌گویند فلانی تو بیا بگو در انتخابات شرکت نمی‌کنم، در این شرایط از تو حمایت هم می‌کنیم، این بحث‌ها هم جمع می‌شود و اینقدر هم فشار نمی‌آورند. من هم گفتم من یک مجاهد و خدمتگزار هستم و به این افتخار می‌کنم. ما انقلاب کردیم که همین زد و بندها اتفاق نیفتد و فضای باز سیاسی وجود داشته باشد؛ هر چقدر شما تخریب کنید، ما محکم‌تر ایستاده‌ایم»

سخنانی که نشان می دهد قالیباف اینبار گویا مصمم تر از همیشه است؛ تصمیمش را گرفته انگار . چشم به این چند وقت باقی مانده دوخته تا تکلیفش را با س‍پهر سیاست ایران مشخص کند . اینکه بالاخره مرغ آمین از بالای سرش رد می شود وصدایش را می شنود تا او را راهی ساختمان پاستور کند یا که نه اوضاع باز به گونه ای دیگر رقم می خورد..{اینجا}

موتلفه اولین بمب انتخاباتی را ترکاند...

گفته بودند کاندیدای حزبی دارند، زودتر از بقیه رفقای اصولگرایشان جلسات انتخاباتی را شروع کردند تا به آن فرد مطلوب برسند. معرفی نامزد حزبی برای موتلفه آنقدر قطعی بود که اسدالله بادامچیان صراحتا اعلام کرد: اگر دیگر کاندیداهای اصولگرا به این نتیجه رسیدند که نامزد موتلفه اسلامی با توجه به سوابق و تجربیات یک حزب نیم قرنی رجحان ویژه ای را دارد، از آن‌ها خواهش می‌کنیم که بنفع او کنار بروند و برای حمایت از او فعال بشوند.{اینجا}  موتلفه ای ها البته معرفی نامزد حزبی را نه در راستای قدرت طلبی که مقتضیات کار حزبی و وظیفه خود می دانستند. {اینجا}

خبرها می گفت بحث بر سر بادامچیان، میرسلیم، ال اسحاق و غفوری فرد است، اما هرچی جلوتر رفتند تمرکز بر روی دو نام بیشتر شد؛ بادامچیان و میرسلیم.  {اینجا} گرچه ابتدا این گمانه زنی ها تکذیب شدند. {اینجا} اما موتلفه در نهایت روز گذشته بمب انتخاباتی خود را ترکاند و از کاندیدای نهاییش رونمایی کرد. کاندیدایی که کسی نبود جز «میرسلیم» {اینجا}

آقای دیپلمات همچنان در هوس پاستور است

قرار نیست دیگر «سعید جلیلی» را با عناوینی چون دبیر شواریعالی امنیت ملی، دیپلمات انقلابی، مرد مذاکرات هسته ای و...بشناسیم. او حال تبدیل به پای ثابت انتخابات ریاست جمهوری شده است و هرچقدر سال 92 برایش خوش یمن نبود اما عزم او را برای رفتن به پاستور کمرنگ نکرده است. او بازگشته و پرقدرت در تلاش است که یک کاندیدای ریاست جمهوری در سال 96 باشد.

او آنقدر در قالب کاندیدای ریاست جمهوری رفته است که دیگر مرد سخنان هسته ای نباشد و از مسکن تا معیشت را چاشنی سخنانش کند. {اینجا} گرچه روی کار آمدن ترامپ و بدعهدی های اخیر آمریکا در برجام او را به تکاپو داشته تا با جدیت بیشتری به نقد برجام بپردازد.  {اینجا}  و {اینجا} همین رویه اوست که باعث شده تحلیل های انتخاباتی به سمت کاندیداتوری او بچرخد آنچنان که حسین سبحانی نیا یک چهره سیاسی اصولگرا تاکید دارد« چهره هایی همچون جلیلی برای حضور در انتخابات حاضر هستند و احتمال کاندیداتوری آنها وجود دارد». {اینجا}  هرچند بنا به گفته جواد آرین‌منش عضو حزب موتلفه بر روی جلیلی جمع‌بندی صورت نگرفته و اصولگرایان پس از بررسی ابعاد مختلف به این نتیجه رسیدند که او زمینه کسب رای ندارد. {اینجا}  

شاید در این میان تنها امید جلیلی به همراهان قدیمی اش یعنی پایداری ها باشد. آنهایی که سال 92 نیز پشت او قرار گرفتند. اما اظهارات عضو ارشد این جبهه حمایت پایداری ها از جلیلی را هم با اما و اگر روبرو کرده است. چه آنکه بنا به گفته سیدامیرحسین قاضی زاده هاشمی عضو جبهه پایداری بعید است جلیلی در این دوره کاندیدا شود. {اینجا} سخنی که بیشتر بوی عدم حمایت از کاندیداتوری او را می داد. با این وجود اما گویا جلیلی عزمش را بر آمدن به میدان جزم کرده است. حتی اگر مستقل بیاید و بی حمایت جناحی و تشکیلاتی.

مسیر رییس دیروز جام جم به خیابان پاستور می افتد؟

روزهای دوری از جام جم برای آقای رییس در فضای مجازی سپری می شود. عزت الله ضرغامی این روزها از قالب رییس صداوسیما بیرون آمده و تبدیل به یک چهره سیاسی شده است. شهر به شهر می رود و تریبون پشت تریبون سخنان سیاسی - انتخاباتی می زند. در محافل اصولگرایی او هم یک کاندیدای بالقوه است. گرچه حضورش در عرصه سیاسی چندان مورد استقبال هم قرار نگرفت تا  آنجا که روزنامه جمهوری اسلامی صراحتا خطاب به اصولگرایان بنویسد«اصولگرایان یکبار دیگر دچار اشتباه شده‌اند، زیرا وضعیت جامعه بگونه‌ای است که این قبیل افراد شانسی برای رای آوردن ندارند. {اینجا} یا حسام الدین اشنا مشاور روحانی پیغام توئیتری به او بفرستد «لطفا بخاطر خودتان چهار سال  صبر کنید، دیر نمی شود.» {اینجا} کنایه ای که با کنایه ضرغامی پاسخ داده شد. {اینجا}  


رییس دیروز جام جم اما هربار دربرابر این سوال قرار گرفته که مرد میدان انتخابات خواهد بود یا نه با آوردن کلمه «فعلا» قصد کاندیداتوری ندارم فضا را نسبت به خود مبهم نگه داشته است. {اینجا} و {اینجا} او وحدت میان اصولگرایان را از ریاست جمهوری هم مهمتر اعلام کرده و تاکید دارد« وحدت میان نیروهای انقلاب به مراتب از بحث‌ ریاست جمهوری مهمتر است.» و البته در این اظهارنظرها ولایتی، حداد و قالیباف را از کنایه های خود دور نکرده است. {اینجا}

از دوستان اصرار از فتاح انکار...

«درخواست کردند کاندیدا شوم، محکم پاسخ دادم نه.» این تازه ترین موضع گیری انتخاباتی مردی است که از صندلی وزارت دولت احمدی نژاد به صندلی مدیریت تشکلات عریض و طویل کمیته امداد رسیده است. پرویز فتاح که سال 92 هم در مظان کاندیداتوری از سوی جبهه پایداری بود در لیست کاندیداهای سال 96 هم قرار گرفته است. گرچه خودش اصرار چندین باره کرده که به هیچ وجه وارد میدان نخواهد شد. {اینجا} او البته توجیه جالبی را برای این عدم ورودش به صحنه انتخابات دارد «چرا باید دنیا را با آخرت عوض کنم؟ حرکات و سکنات و وجنات من چطور شائبه ی کاندیداتوری در انتخابات ریاست جمهوری را ایجاد کرده است؟ نمی‌دانم آنها که تحلیل هایی می‌نویسند و اسم من سراپا تقصیر را در این رابطه می‌برند چه فکری کرده اند.» {اینجا}

دولت وحدت ملی هم علاقمندانش را پیدا کرد

« 11 نفر از اصولگرایان، اصلاح طلبان و اعتدالیون دور هم بنشینند و از بین خود یک نفر را برای ریاست جمهوری انتخاب کنند» این خلاصه ایده ای بود که یک چهره موتلفه ای ارائه داد. {اینجا} ایده ای که بنا به گفته آل اسحاق نیاز امروز کشور است چون دیگر بحث چپ و راست مطرح نیست بحث منافع ملی مطرح است. خودش می‌گوید«اين ايده جديد است و حتما لازم است كه افراد صاحب نظر بنشينند و براي تقويت اين ايده جوانب را بررسي كنند.» نکته اما این است که بررسی محتوای طرحی که آل اسحاق برای انتخابات اردیبهشت ماه ارائه داده در حقیقت یک رونوشت جدید از همان طرح دولت وحدت ملی است. به یک معنا آنچه رخ داده این است که اکنون یک اصولگرای سنتی در آستانه آغاز رقابت های انتخابات ریاست جمهوری پیشنهاد یک ائتلاف میان جناحی را داده است . شاید ساده ترین تفسیر این باشد که همین حالا و در ابتدای مطلب بگوییم؛ «بخشی از اصولگرایان به دنبال شبیه سازی دولت روحانی هستند». {اینجا}

ایده ای که گرچه اعتدالی و زیبا به نظر می رسید اما به عقیده برخی سیاسیون بیشتر شبیه آرزو بود، آنچنانکه محسن کوهکن تاکید کرد« رایزنی اصولگرایان و اصلاح طلبان اعتدالی برای اجماع بر روی یک کاندیدا شاید یک ایده خوب باشد ولی امکان عملیاتی شدن ندارد و بیشتر شبیه آرزو است.» {اینجا} مدلی که از سوی علی صوفی وزیر دولت اصلاحات و چهره های تاثیرگذار در روند انتخاباتی اصلاح طلبان مورد استقبال قرار نگرفت و تاکید کرد نیازی به ائتلاف میانه روهای اصولگرا و اصلاح طلب نیست{اینجا} این مدل هم گویا در بلبشوی مدل های انتخاباتی که این روزها مطرح می شوند به کناری رفت.

روحانی کاندیدای نهایی اصلاح طلبان است/پس ماجرای نامزد پوششی چیست؟

اصلاح طلبان پرچم حمایت خود را به نفع روحانی بالا برده اند. برخی بی پرده او را تنها کاندیدای جریان اصلاحات در سال 96 معرفی می کنند و حتی سعید حجاریان به شوخی - جدی به رییس دولت مستقر توصیه می کند برای کاندیداتوری دوباره ناز کند {اینجا} . برخی دیگر اما ان قلت هایی دارند. می گویند قرار نیست دیگر بی قید و شرط پشت شیخ حسن روحانی قرار گیرند، برخی دیگر هم با قرار دادن پیش فرض هایی چون عدم کاندیداتوری او یا ردصلاحیتش پیشنهاد می دهند که نامزد پوششی داشته باشند و حتی اسامی را هم ردیف می کنند{اینجا} مدلی که مرتضی الویری برای طرح و حمایت از آن سه دلیل می آورد: اول آنکه خود روحانی نیاید، دلیل دوم  این که ما در مورد تصمیم شورای نگهبان نمی‌توانیم برآورد روشنی داشته باشیم، سوم این است که بنا به دلیلی که الان قابل محاسبه نیست ممکن است فضای کلی جامعه به ضرر آقای روحانی تغییر کند.{اینجا} طرح این پیشنهاد واکنش هم طیفان اصلاح طلب الویری را به دنبال داشت. آنچنان که رسول منتجب‌نیا، قائم مقام حزب اعتماد ملی توصیه کرد که این موضوع در خفا مطرح شود و علنی نباشد، چراکه علنی شدن کاندیدای پوششی باعث می‌شود او هم طرفدارانی پیدا کند و به دودستگی در میان حامیان این جریان بیانجامد. {اینجا} محمود میرلوحی عضو شورای عالی سیاستگذاری هم معتقد اس طراحان این ایده بخاطر ترس از شورای نگهبان چنین طرحی را مطرح می کنند.{اینجا} گرچه او هم مخالف این ایده است و روحانی را نامزد اول و اخر اصلاح طلبان می داند.

علیرضا رحیمی، نماینده اصلاح طلب تهران هم ضمن آنکه تاکید دارد کاندیدای جریان اصلاحات برای انتخابات 96 روحانی است، بیان می کند «این موضوع را بارها اعلام کرده‌ایم و مواردی که بعضا مطرح می‌شود که در کنار آقای روحانی فرد دیگری را هم معرفی کنیم غالبا یک مسیر انحرافی است که می‌خواهد جریان اصلاحات را تحت الشعاع قرار دهد. اصلاح‌طلب‌ها هیچ گونه سهم خواهی از آقای روحانی نکردند، شرط گذاری هم نکردند. حمایت اصلاح‌طلبان نه به صورت مقطعی خواهد بود و نه به صورت مشروط.» {اینجا} 

حمایتی که الیاس حضرتی به نحوی دیگر آن را بیان می کند«ما در کلان قضیه پشتیبان آقای روحانی هستیم اگرچه انتقاداتی به ایشان از جمله تیم اقتصادی دولت داریم یا نسبت به برخی کارهایی که پیگیری می‌کنند و یا به آن بی‌تفاوت هستند انتقاد داریم اما در کل پشت آقای روحانی هستیم و اصلاح‌طلبان جز آقای روحانی کاندیدایی برای انتخابات آینده ندارند این را الیاس حضرتی گفته است.» {اینجا} 

پس اساسا سخن گفتن عده ای از اصلاح طلبان در مورد فردی غیر از حسن روحانی چه مبنا و ریشه ای دارد و اینکه غایت سخن آنان چیست ؟ آیا به واقع آنها به عبور و گذار از حسن روحانی می‌اندیشند یا اینکه صرفا یک بازی سیاسی به راه انداخته اند، بازی سیاسی برای سهم خواهی از کابینه دوم؟{اینجا}

شواری عالی سیاستگذاری؛ همچنان محفل گلایه و اختلاف

اما نامزد پوششی تنها بحث این روزهای چپ گراهای سیاست ایران نیست، شورای عالی سیاستگذاری همچنان محفل اختلاف است و گلایه. گرچه اصلاح‌طلبان اميدوارند با همان ساز‌و‌كاري كه اكثريت مجلس شوراي اسلامي را از دست نيروهاي مخالف دولت خارج كردند حالا علاوه بر پيروزي حسن روحاني، جشن كسب اكثريت كرسي‌هاي شوراهاي اسلامي شهر و روستا در سراسر كشور را نيز برگزار كنند. {اینجا} اما اختلافات بر سر این شورا روز به روز بیشتر می شود. چه انکه برخی اصلاح طلبان رویه کاری این شورا را به دور از تحزب گرایی و فعالیت حزبی دانسته و معتقدند تصمیمات این شورا پشتوانه اجرایی ندارد. شاهد مثالشان هم لیست امید است که برخی اعضای آن بعد از ورود به مجلس از دایره تصمیمات اصلاح طلبانه خارج شدند و به سمت فراکسیون مستقلین یا ولایت چرخش موضع دادند. {اینجا}

از همین موضع است که وقایع اتفاقیه روزنامه منتسب به صادق خرازی به اصلاح طلبان توصیه می کند «درحال‌حاضر، انتظاری که از شورای‌ عالی سیاست‌گذاری می‌رود، این است که به جای رسمیت‌بخشیدن به افراد، نهادها را تقویت کند. اگر قرار است شورای ‌عالی ترمیم شود، نگاه باید معطوف به تقویت نقش احزاب باشد و اگر قرار است سازوکاری تدوین شود، همه در این اندیشه باشند که این سازوکار چگونه می‌تواند کیفیت و جایگاه احزاب را ارتقا دهد.»{اینجا}  مصطفی کواکبیان دبیرکل حزب مردمسالاری که از مخالفان این رویه تصمیم گیری در جریان اصلاحات است هم گرچه تاکید دارد در نهایت با سازوکار جریان متبوعش حرکت خواهد کرد اما باز هم بر مواضع اختلافی اش با شورای سیاستگذاری تاکید دارد {اینجا}

زمستان 95 تکلیف خیلی ها را روشن می کند

زمستان که برسد تنور انتخابات بی شک داغ تر خواهد شد. حتی همین روزهایی که احمدی نژاد جنجالی دیگر در میدان انتخابات نیست و گویا خود را برای سال 1400 آماده می کند. {اینجا} اصولگرایان در روزهای انزوا گرفتن جامعه مدرسین {اینجا} عزم شان را جزم کرده اند تا با محوریت جامعه روحانیت حضوری جدی در انتخابات داشته باشد.

اصلاح طلبان هم با با وجود اختلافات زیرپوستی اما روحانی را مرکز ثقل وحدت خود قرار داده اند. باید دید از دل این تحرکات انتخاباتی کدام مرد برای 4 سال دیگر بر صندلی پاستور خواهد نشست.

29211