بیاییم آموزش" فن بیان و سخنوری" را جدی بگیریم
بیاییم آموزش

نعمت نعمتی: باران اندیشه را  با هشداری جدی به متولیان آموزشی آغاز می کنم. هشدار این است : چکیده ی تجارب مهمی که طی بیش از سی سال  تدریس فن بیان و سخنوری در دانشگاهها، مراکز مشاوره، سازمان ها و موسسات آموزشی به دست آورده ام ، حاکی از بی توجهی یا کم توجهی والدین و مراکز آموزشی پیش از دبستان به تقویت ایجاد ارتباط  کلامی در کودکان می باشد.

نادیده گرفتن چنین آموزش مهمی، باعث شده  که اکثر کودکان در شرایطی به دبستان و سیستم آموزشی وارد شوند که  متاسفانه حتی حد اقل مهارت های کلامی پایه ای را به درستی فرا نگرفته اند و در برقراری ارتباط شفاهی با دیگران، بسیار ضعیف هستند. این مهم، بعدها در سطوح بالاتر نظام آموزشی یعنی تا زمان دانشگاه ادامه یافته و منجر به این معضل شده و می شود که در زمانی که افراد باید از داشته های علمی و فکری خویش استفاده نمایند و آن را به دیگران منتقل کنند، دچار مشکلات عدیده شوند و سرانجام به شخصیت هایی با این خصیصه ها تبدیل شوند:  کم حرف، بی حوصله، خجالتی ، گوشه گیر ، نگران و گاهی اوقات سراپا استرس به گونه ای که به عنوان مشت نمونه ی خروار، وقتی گزارشگر صدا و سیما، میکروفن خود را جهت مصاحبه با یکی از شهروندان به طرف وی می گیرد، مخاطب دچار تنش، تپش قلب، خشکی دهان و لرزش می شود و نهایتاً از حال می رود و عاقبت متوسل به  اورژانس می شوند که منجر به وصل سرم و تحت مراقبت گرفتن شخص برای چند ساعت در اورژانس می گردد.

این درد است؛ معضل است؛ بغض است و هزاران عنوان دیگر که به نظر من بایستی متولیان آموزشی به جد، پی گیر شوند تا هرچه سریع تر در حل آن بکوشند و پیشنهاد من این است که" اصول سخنوری و فن بیان" را از همان آغاز پیش دبستانی به کودکان آموزش دهیم و یکی از مهم ترین دغدغه های فکری والدین این باشد که کودکان، نوجوانان و جوانان خود را مجهز به دانش هوش عاطفی یا هوش هیجانی نمایند که همانا ایجاد ارتباط فرزندانشان با دیگران است که البته هوش عاطفی، بیش از این را نیز شامل می شود، اما چون پرداختن به آن، وقت و مجالی دیگر را می طلبد به همین مقدار بسنده می کنم که بخشی از آن را در بر می گیرد با این پیام مهم که بیاییم آموزش" اصول سخنوری و فن بیان " را جدی بگیریم.

ذکر این نکته لازم است که متأسفانه مقوله ی" فن بیان" در عرصه ی هنر نیز مهجور واقع شده و از دید بسیاری از متولیان تئاتر، سینما، مجری گری و گویندگی نیز پنهان مانده و آنگونه که شایسته است به آموزش فن بیان توجه نشان نمی دهند. برای اثبات ادعای نگارنده، می توانید به اجراهای صحنه ای- چه تئاتر و چه مجری گری- بنشینید. جز این نیز می شود از بازیگران تئاتر، سینما و مجریان صحنه و گویندگی بپرسید در این خصوص چه آموزشهایی گذرانده اند.

در طی مدتی که  خدمت دانش پژوهان فن بیان بوده ام و هستم، متوجه شده ام واقعا چه انسان های تشنه ی سخنوری هستند که نمی دانستند باید به کجا مراجعه کنند تا به تکنیک های نوین فن بیان آشنا شوند و چه مشتاقان یادگیری فن بیان هستند  تا بیایند و لایه های پنهان ذهنشان را در محک تجربه قرار دهند و به خودیابی و بازیابی خویش بپردازند تا بدانند جایگاه و ظرفیت بیانشان چقدر هست!

مجددا گوشزد می کنم " بیاییم آموزش فن بیان و سخنوری را جدی بگیریم و سخن آخر اینکه با شما در خصوص فن بیان و اهمیت آن، سخنان زیادی دارم که به یاری پروردگاری که "سخن گفتن اندر زبان آفرید"، خواهم گفت و خواهم نوشت.