آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۸۴۶۸۰
تاریخ انتشار: ۲۰ مرداد ۱۳۹۹ - ۲۰:۵۵
احمد شاملو کیست
پایگاه خبری فیدوس این مطالب با توجه به نقد علی کاکاوند در مورد احمد شاملو و پاسخ موسسه الف بامداد به وی نوشته شده است.
داریوش معمار- مهمترین خاطراتم از احمد شاملو مربوط به شرکت در مراسم خاکسپاری او و روزی بود که داریوش مهبودی عکس وی را در مراسم یادبودش در شیراز برای اعتراض به قدیس خواندن او پاره کرد.
شاملو کسی است که پاره شدن عکسش نه اعتراض به او که  قرار گرفتن در مسیر انتقادی و فرهنگی او بود. شاملو نه قدیس است و نه شیطان(مطلب علی کاکاوند و پاسخ موسسه الف بامداد). هنمانطور که علی کاکاوند گفته است. اما انسانی با شهرت معمولی هم از جنس شهرت سلبریتی‌ها نیست.

اگر هشتک(#) احمد شاملو را در اینستگرام جستجو کنید ترکیب تقریبی عکس ها همین است که نمونه آن در تصویر این نوشته آمده است.
نتیجه جستجوی نام این شاعر سرشناس معاصر در جستجوگر گوگل نیز حاصل مشابه ای از عکس و تایپوگرافی های رمانتیک، سطحی و جملات قصار فراوان است.

اینها احتمالا پرسشی را برابر مخاطبی که می پرسد "احمد شاملو کیست" می گذارد.
کدام احمد شاملو(کیست و چه کرده است)؟
احمد شاملویی که فضای مجازی و رسانه او را به مناسبت ها و با انگیزه های متنوع مصرف می کنند، یا احمد شاملویی که منتقدان، نویسندگان با تحقیق در مورد نظر و آثارش او را معرفی کرده اند؟

احمد شاملو اول انسانی مشابه دیگر انسان هاست که بخشی از نتیجه شهرتش همین تصاویر و مصرف شدن ها در فضای مجازی است.
این احمد شاملو شعرهای خوانده شده اش توسط خوانندگان مختلف، دیالوگ ها و فیلمی که به هر دلیل بازی کرده و جملات قصار رمانتیک و بریده شعرهایش جذاب هستند.
احمد شاملویی که فیلم هم بازی کرده، دیالوگ هم نوشته و حتی بخشی از شعرهایش و افکارش خوراک عامه پسند فضای مجازی شده است.

اما احمد شاملو دوم انسانی معمولی نیست. برای درک آراء، فکار، آثار و رفتار وی باید جهانشمول به مسائلی که طرح می کند دقت کرد.
احمد شاملو دوم انسان معمولی نیست به این دلیل که نتایجی اثرگذار حاصل عمر مفید فرهنگی وی بوده و این حاصل را بهتر است به جای قضاوت کردن نقد و تحلیل و بررسی کرد.
صد البته این احمد شاملو هم جایی در انتخاب ها و رفتارهایش اشتباه کرده است.

وقتی نقد علی کاکاوند را خواندم با خود گفتم شاید او به دنبال این است که به ما یادآور شود شناخت و نقد احمد شاملو دوم اهمیت دارد و باید برای درک وی تلاش کرد.
احمد شاملو اول تنها ویترینی عامه پسند است که به لحاظ اثر گذادی تاریخی ارزش و اعتبار چندانی ندارد.

در نظرم آمد او خلاصه و مفید گفته است:" به جای سوار شدن بر دوش احمد شاملو اول که عامه می شناسند و تبلیغ می کنند و مصرف آن ما باید احمد شاملو دوم را بشناسیم."
احمد شاملو اول را سلیقه نازل به ما تلقین می کند برای اینکه احمد شاملو دوم شناخته نشود. او که اهل مدارا نیست، محقق است و شاعری جسور است و البته انتخاب های متوسط و رفتارهایی که امروز ایدئال نیستند هم داشته است.

اما در خصوص نظر کاکاوند پیرامون آراء شاملو در مورد حافظ یا فردوسی، فارغ از اینکه شخصا چنین برداشتی ندارم که شاملو می خواسته حافظ را روشنفکری امروزی معرفی کند یا شاهنامه را متنی تاریخی جا بزند. در نظرم منتقد حق دارد نظرش را بگوید و دیگری پاسخ بدهد. حال این نظر در مورد هرچیز یا فردی می خواهد باشد.

برای مثال در نظر نگارنده، شاملو در خصوص دامنه تاویل پذیری حکمت و معنا و اثر آن بر توسعه لحن شعر حافظ می گوید و اینکه این امکانات باعث جاودان و جهانی شدن این اشعار شده است و درست هم گفته است.
در خصوص شاهنامه هم او اشاره به ریشه شکل گیری اسطوره ضحاک و فریدون و سایر اساطیر شاهنامه دارد. همانطور که اسطوره های یونان و چین و دیگر تمدن ها ریشه در باورهای فرهنگی مردم تمدن های کهن دارند. طبیعی است اسطوره های فرهنگی ما نیز چنین ریشه ای داشته باشند. ضحاک یک تیپ تاریخی است و البته شخصیتی تاریخی لزوما نیست. صحبت شاملو هم در مورد این تیپ و ریشه تاریخی آن است.

کاکاوند منتقد است، به نظرم او احتمالا منتقد این است که بگوئیم اسطوره شاملو و بعد یکسره ستایشش کنیم و عکسش را به دیوار بزنیم و بریده شعرهایش را دکلمه کنیم و منتشر کنیم.
او شاید این نظر را داشته که اینها جایگاه شاملو دوم را تقلیل می دهد. این عقیده درست است.

اما باید بپذیریم شاملو انسان معمولی نیست. نه حکومت ها و نه دولت ها و نه هیچ منتقدی نمی تواند او را انسانی معمولی در میانه نسلی بداند که فرهنگ و شعر و ادبیات موضوع اصلی انقلاب، شکست و پیروزی و بیش از صد سال مبارزه برای آزادی خواهی اش بوده است.
نسلی که با عنوان انقلاب فرهنگی، به میدان آمده و با همان عنوان تنبیه، زندان، تبعید و کشته شده است. نسلی که احمد شاملو دوم را شناخته و بسیاری روشنفکران و محققان و نویسندگان مشابه او را با نقد آراء و افکارشان تقدیر و نقد کرده است.

زمانه آگاه، به جای ستایش مداوم و قدیس ساختن یا رد احمد شاملو، با فکر و هنر او به گفتگو می نشیند و در این گفتگو تلاش کند شاملوی دوم را در هیاهوی مصرف شاملوی اول برابر خود و دیگری قرار دهد.

در نهایت انتقادی هم به کانون نویسندگان ایران وارد است. آنچه علی کاکاوند نوشته بود در کنار نقادانه بودنش، به لحاظ دقت و وسعت انتقادی در نظر نگارنده به این دلیل مناسب این نبود که برای یادبود شاملو در صفحه مجازی است ایشان منتشر شود که میان این همه محدودیت، حتی اگر بنا بر نقد شاملو در این مناسبت خاص بود، اگر متناسب جایگاه و منزلت انتقادی شاملو از یک سو و انتظاری که از کانون می رود از سوی دیگر، مطلبی مفصل و دقیق‌تر نوشته شده بود ارزش و اثر بیشتری داشت.
اگرچه باز هم تکرار می‌کنم متوجه ارزش نگاه نقادانه کاکاوند هستم.
 ■
در ضمن مطلب کاکاوند در نقد خود بیش از شاملو با کنایه ظاهرا اشاره داشت به جنس حضور فرهنگی شاعری مانند شمس لنگرودی که این روزها هم آواز می‌خواند و هم در فیلم‌های سینمایی بازی می‌کند و هم شعر و رمان می‌نویسد.
ای کاش کاکاوند این همه در لفافه نمی‌نوشت. منتقد باید جسورانه برای بیان نظرش وارد میدان شود.
در پایان باید بگویم، در نظرم ایرادی ندارد که شمس لنگرودی یا هر شاعر دیگری همه این کارها را انجام دهند. شاعری منزلت قُدسی نیست و بسیاری از شاعران بزرگ جهان اینطور زیسته‌اند.

Histats.com START (standard) Histats.com END