آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۸۴۵۱۶
تاریخ انتشار: ۱۳ اسفند ۱۳۹۸ - ۱۹:۰۸
محمد رسول‌اف و هنرمندانی مانند او چه می‌گویند
داریوش معمار- محمد رسول‌اف و سینماگران و هنرمندانی مشابه او که نگاهی مخالف‌خوان برابر قواعد عرفی و فشارها و تهدیدها دارند و با تحمیل سرنوشتی از پیش مشخص برای جامعه امروز موافقت ندارد، در زمانه ما ارزشی هستند برابر ارزش هر آنچه که می‌تواند مقابل حجم شکست‌ها و گسستگی‌ها مانعی باشد، تا این خانه از پایبست ویران نشود.

.برای محمد رسول‌اف.

زنگ‌ها به صدا در آمدند،

آفتاب که حوصله روز را از نیمه گذرانده بود،

پا در رکاب زمان کرد تا جای سایه‌ها را عوض کند!

داریوش معمار- محمد رسول‌اف و سینماگران و هنرمندانی مشابه او که نگاهی مخالف‌خوان برابر قواعد عرفی و فشارها و تهدیدها دارند و با تحمیل سرنوشتی از پیش مشخص برای جامعه امروز موافقت ندارد، در زمانه ما ارزشی هستند برابر ارزش هر آنچه که می‌تواند مقابل حجم شکست‌ها و گسستگی‌ها مانعی باشد، تا این خانه از پایبست ویران نشود.

صحبت بر سر ارزش درست دیدن، مقاومت کردن و طرح مسئله و سئوال است؟ طرح اینکه "چرا؟"، "چگونه؟" و "چطور؟" هنرمند، خصوصاً هنرمند روشنفکر می‌تواند در عین پایبندی به اصالت هنر، صدای سئوال و  پرسشگری یک جامعه باشد، چگونه چنین هنری در وضعیت فقدان ارزش‌ها، جامعه‌ای را بیدار می‌کند و این جامعه تاریخ خود را به وسیله همین تلاش‌ها از نو می‌نویسد.

پیشتر در مطلب دیگری نوشته بودم، جامعه ایرانی به سرعت در مسیر بازگشت به عصر"شبان رمگی" است. عصری که در آن سئوال کردن، انتقاد و گفتگو برای تغییر معنایی ندارد. تنها خشونت به کار می‌آید و آنکه اسلحه تیزتری دارد و قدرت و رمه بیشتری دارد، شبان مسلط بر جامعه است.

هنرمندی که با درکی درست، خلاقیتش در مسیر به چالش کشیدن ارزش‌های جامعه "شبان رمه" است و با وجود همه فشارها و تهدیدها کوتاه نیامده و افکار عمومی را ترغیب به فکر کردن و پرسشگری درونی و بیرونی می‌کند، بدون آنکه اثرش اسلحه و وسیله باشد، نیاز به رمه و تعداد و تشویق داشته باشد، یا به سفارش مقطع زمانی خاصی اثرش خلق شده باشد، در زمانه تنبیه حداکثری، مبدل به بخشی از تاریخ تغییر، تحول و چالشگری می‌شود.

محمد رسول‌اف بودن، اینجاست که ارزشمند پیدا می‌کند، سینماگری که با وجود محدود شدن، فیلم می‌سازد، با وجود آگاهی از مشکلاتی که امکان دارد بر سر راهش باشد پا در مسیر می‌گذارد، حرف خود را می‌زند و تلاش می‌کند از حقی که دارد دفاع کند. زمانه ما را چنین افرادی با این نوع انگیزه‌ها تغییر داده و مسیرها را عوض می‌کنند.

به نظرم اگر فکر کنیم ایران فردا را سیاستمدارن که مبنای نظرشان در زمان اضطرار و اقدام، تسامح، کنار آمدن و کنار گذاشتن است می‌توانند بسازند، احتمالاَ اشتباه کرده‌ایم. گفتمان و مسیر حرکت جناح‌های سیاسی در کشور ما آمیخته با منافع گروهای پنهان و لایه‌هایی است که در نهایت جایی منفعت‌شان با اقتدارگرایی عرفی هم‌سو است و ترجیح می‌دهد تا حد ممکن تبانی کند، سیاستمدران آرمانخواه نیز بیشتر همان هنرمندان ایدئال‌گرا و روشنفکران اهل مقاومت و پرسشگری و انتقاد هستند که تنها مانده و رانده شده‌اند.

هنرمند در کشور ما برخلاف سیاستمدار حزبی است، حرفش را  فارق از این محدودیت‌ها می‌زند، کلامش به خودی خود در طول زمان تکثیر می‌شود و پایداری‌اش برابر دستگاه فشار ذاتی است، یعنی خلق اثر هنری ارزشمند ایجاب می‌کند برابر شرایط موجود به نفع آینده ایستادگی کند.

البته در شرایطی که آزادی‌های مدنی و سیاسی یک ارزش باشد، مخالفت کردن، پرسشگری و انتقاد در جامعه تهدید نشود، سیاستمدارانی که به اصول مدنی و حقوق اساسی بشر پایبند باشند با همراه  تشکل‌ها و رسانه‌هایشان اثر زیادی در پیشرفت و رسیدن به توازن در جامعه دارند.

برنده شدن جایزه خرس طلائی جشنواره فیلم برلین موضوعی نیست که ارزش هنرمند منتقد و پرسشگر را به تنهایی؛ مشخص کند. محمد رسول‌اف حتی اگر این جایزه را برنده نمی‌شد، اگرچه امکان داشت آنطور که امروز می‌بینیم در مرکز توجه رسانه‌ها قرار نگیرد؛ اما در طول زمان او و امثال او تضمین کننده حفظ و توسعه گفتمانی هستند که علیه اجتماع شبان رمه زده اقدام کرده و تلاش می‌کنند طبقه محکوم را در مسیر آینده‌ای قرار دهند که حکم‌ها منقضی شده و فرصت‌ها به جای اسلحه با کلمه ساخته می‌شوند.

به این ترتیب باید تاکید کرد، در فردای جامعه بحران زده ما همانطور که پیشتر اشاره کردم سیاست راه‌گشا نیست، سیاست متاسفانه در طول صد و پنجاه سال گذشته نشان داده به تنهایی ابزاری کار آمد برای تغییر شرایط نبوده، سیاست مداران، از انقلاب مشروطه تا امروز هربار در شرایط سخت اشتباهی کرده‌اند که به قیمت تغییر یک تاریخ و تباه شدن چند نسل تمام شده است، ایشان به جای پاسخ به اعتماد زمانه و مردم با قدرت‌ها تبانی می‌کنند و چه با هدف اصلاح و چه تغییر، نمی‌توانند خود را از یوغ برنامه‌سازان داخلی و خارجی که مناسب منافع دیگری برای مردم تصمیم سازی می‌کنند، عمل کنند. سیاست در کشور ما در طول تاریخ در ایدئالیستی‌ترین شکل خود در گردنه‌های حساس تبانی کرده، بار را زمین انداخته و برابر مسئولیت شانه خالی کرده است، یا به راحتی توسط دیگر جریان‌های همسو کنار گذاشته شده و طر شده است.

اما هنرمند روشنفکر، هنرمند خلاق و صاحب درک درست و در عین حال صریح از زمانه، تاریخ را رقم زده است. تاریخ مقاومت، مبارزه برای تغییر و تحول‌خواهی پس از مشروطه را هنر و ادبیات آلترناتیو( هنر مقاومت و ایستادگی) ساخته‌اند. این هنرمندان اگرچه اندک بوده‌اند و گاه در کلونی‌های بسته گرفتار شده‌اند و یا ترحیج داده‌اند به جای مقاومت در برابر شرایط با نظام عرفی تبانی کنند، اما در همان تعداد اندکی، در دوره‌هایی با خلق آثار مهم و تاریخ‌ساز بار مسئولیتی را بر دوش برده‌اند که نسلی را ساخته و در اوج فقر فرهنگی و تلاش‌ برای شکستن اراده ملتی که نمی‌خواهد به عصر رمگی بازگردد، راه‌های تازه را باز کرده‌اند.

فیلم‌سازی محمد رسول‌اُف و سینما، ادبیات، موسیقی و دیگر انواع هنر که درک درستی از زمانه دارند، وقتی نه اقتصاد، نه شعارهای انسان‌دوستانه، نه فعالیت‌های مدنی وگروهای اجتماعی و نه جریان‌های سیاسی، کارآمد نباشند و پتانسیل ایستادگی و بیان حقیت برای روشنگری تاریخی را نداشته باشند، می‌ایستند و الگویی را می‌سازند که امید بار آورده و در سخت‌ترین شرایط راه را باز می‌کند.

این نوع اندیشیدنريال و اندیشه‌ورزی و رفتار و خلق هنری و ادبی سد بزرگ برابر اقتدارگرایی و فشار داخلی و خارجی است که می‌خواهد همه چیز یک جامعه را مغلوب کرده و در سیاهی فقر و فساد و تباهی کشوری را از بین ببرد.

اگر فلاسفه عصر روشنگری آنجا که جامعه در نقطه بحرانی گرفتار شده، هنر و هنرمند را آخرین فرصت دانسته‌اند، اگر تمام تخیل بشر برای ساختن آینده، تاریخ مبارزه و ایستادگی، نقطه آغاز تحول، تغییر و روشنگری از نقطه صفر خلق آزادانه هنری آغاز شده است و هرجا صحبت از آینده می‌شود، سنجش میزان رغبت مردم برای در دست گرفتن سرنوشت خود از آراء فرهنگی و هنری ایشان برداشت می‌شود، به این دلیل است که تنها چیزی که می‌تواند برابر فقر و جهل مقاومت کند هنر است و این انسان هنرمند است که خلاقیت فردی و ایدئال‌ها و رویاهایش می‌تواند آینده را تغییر دهد.

محمد رسول‌اف بودن در زمانه ما چنین ارزشی دارد، با وجود شرایط بد نشر کتاب در این زمان بیش از هر زمان دیگر نیاز به نوشتن رمان‌ها و شعرهایی داریم که رویاها و ایدئال‌های نویسنده و شاعر برای آینده را بتوان در آن درک کرد، بیش از همیشه به ساختن فیلم‌هایی از جنس فیلم‌های محمد رسول اُف داریم حتی اگر برای دیده نشدن آنها تلاش شود، آثاری که اهل مدارا نباشند و در عوض برابر موج فشار اجتماعی که به دنبال جامعه‌ای یکدست "شبان رمه" است ایستادگی کنند.  در این زمان نیاز به موسیقی، نقاشی، تئاتر و... داریم که صدای ایدئال‌ها، رویاها و آینده‌ای باشد که باوجود محدودیت‌هو ندیده گرفته شدن‌ها تصمیم گرفته‌، سرنوشت خود را در دست بگیرند.

هنری که انتقاد، چرایی خواستن، آرمانگرایی و ایدئال‌نگری و نوآوری مبنای  رفتار درونی و انعکاس بیرونی آن است، حتی اگر فقر اقتصادی و سیاسی پایه‌های زندگی عمومی را از جای در آورده باشد.

به این ترتیب در شرایطی که رسول‌اف نه پشتیبانی مالی دارد، نه اجازه حرف زدن دارد، موفق می‌شود باز در مقام یک هنرمند آلترناتیو، هنرمندی که شرایط خود را به خوبی درک کرده حرف بزند و ایستادگی کند. او نمونه‌ای است که با وجودش و برابر تمام هراس‌ها و تهدیدها معنای امید به این مسئله است که راه‌ برای تغییر سرنوشت همچنان باز است

 

 

 

 

Histats.com START (standard) Histats.com END