آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۸۱۹۱۹
تعداد نظرات: ۱ نظر
تاریخ انتشار: ۲۰ خرداد ۱۳۹۸ - ۱۹:۱۸
در چند سال اخیر، برخی از ثروتمندان و سلبریتی‌ها هنگام تولد فرزندانشان به کشورهای خارجی سفر می‌کنند تا نوزاد متولدشده تابعیت آن کشور را به‌دست آورد.
به گزارش فیدوس: در چند سال اخیر، برخی از ثروتمندان و سلبریتی‌ها هنگام تولد فرزندانشان به کشورهای خارجی سفر می‌کنند تا نوزاد متولدشده تابعیت آن کشور را به‌دست آورد.

به گزارش صدای ایران روزنامه صبح نو نوشت: اگر اندکی اهل استفاده از شبکه‌های اجتماعی و دوردور مجازی در آن باشید، قطعا در سال‌های اخیر، از پدیده نسبتا جدید تولد فرزندان چهره‌ها در خارج از کشور آشنا شده‌اید. تا پیش‌ازآن، برخی از ثروتمندان و آقازاده‌ها این کار را می‌کردند؛ اما گویا برخی از سلبریتی‌ها هم که به‌مدد فیلم‌ها و سریال‌هایی که عمدتا با بودجه مملکت ساخته شده، به شهرت و البته ثروت رسیده‌اند، وارد این معادله شده‌اند. نمونه اخیر و جنجالی این مورد، مربوط به سفر خانم نگار جواهریان و همسرش آقای رامبد جوان به کاناداست.

ازچهره‌ها تا آقازاده‌ها
کشورها مسیرهای مختلفی برای اعطای تابعیت دارند. برخی از آن‌ها به صرف تولد در خاک‌شان، فرد متولدشده را شهروند خود شناسایی می‌کنند. خب پس چه چیزی بهتر از این؟ کافی است کمی جیب‌تان پر از دلار باشد. البته، اینکه دلارهای مذکور ازطریق رانت، سوءاستفاده از بیت‌المال و ژن خوب باشد یا استفاده از خدمات نامعقول حکومتی در سینما، بحث دیگری است که در این گزارش به آن نخواهیم پرداخت. همه‌چیز به پول بستگی دارد. البته، اخلاقا به کسانی که به‌واسطه تمکن مالی این کار را می‌کنند، نمی‌توان ایرادی وارد کرد؛ زیرا مسأله‌ای شخصی است. برای مثال، اگر تاجری که خودش با قدرت بازو و بنیه فکری‌اش به وضعیت اقتصادی مطلوبی رسیده، حق دارد با پولش هرکاری که دلش بخواهد انجام دهد، البته به شرط رعایت قانون. پس طرف حساب ما در این گزارش، این دسته از مردم نیستند و موضوع گزارش ما به رامبد جوان محدود است. 

زایمان‌ نیم‌ میلیاردی
رامبد جوان و همسرش اخیرا به کانادا سفر کرده‌اند. در ابتدا این سفر با عنوان اکران «قانون مورفی» مطرح شد؛ اما با‌‌توجه‌به مرحله بارداری خانم جواهریان و محدودیت سفر هوایی طولانی در این دوره از حاملگی، به‌عقیده بسیاری از کاربران فضای مجازی، تنها دلیل پذیرفتن ریسک این سفر طولانی، وضع حمل در کاناداست. روزنامه «خراسان» تلاش کرده هزینه ریالی این اتفاق را بررسی کند. این روزنامه نوشته است: «برای فهمیدن این موضوع، با یکی از مؤسسات مهاجرتی مشهور تماس گرفتیم و درباره هزینه‌های معمول تولد فرزند در شهر «تورنتو»، شهر محل سکونت رامبد پرسیدیم. اولین هزینه، حق مشاوره مؤسسه است که به دلار دریافت می‌شود: پنج‌هزار دلار کانادا، چیزی حدود ۵۰میلیون تومان. هر بلیت اکونومی پرواز تهران - تورنتو و برعکس، بین ۱۲ تا ۶۰ میلیون تومان است که ما میانگین آن را ۲۵ میلیون تومان در نظر گرفتیم. بلیت‌های بیزنس و فرست‌کلاس هم هست که طبعا گران‌ترند؛ بنابراین، چهار بلیت پرواز برای رفت‌و‌برگشت دو نفر، به‌طورمیانگین ۱۰۰میلیون تومان آب می‌خورد. طبق اعلام این مؤسسه مهاجرتی، هزینه تولد فرزند در تورنتو بین ۱۲ تا ۱۵هزار دلار کاناداست که حدود ۱۲۰ تا ۱۵۰میلیون تومان می‌شود. ناگفته نماند طبق قوانین کانادا، گردشگرانی که در زمان بارداری به این کشور وارد می‌شوند، مشمول دریافت خدمات بیمه نمی‌شوند. با‌توجه‌به زمان ضبط «خندوانه»، برگزاری نمایشگاه کتاب و مدت اقامت لازم رامبد و نگار پس از تولد فرزندشان در کانادا، می‌توان نتیجه گرفت آن‌ها حداقل سه ماه در تورنتو اقامت خواهند کرد. هزینه سه ماه اقامت در آپارتمان معمولی مبله در این شهر، به‌طورمیانگین ماهی سه‌هزار دلار کاناداست که درمجموع، ۹هزار دلار، یعنی ۹۰میلیون تومان می‌شود. هزینه خوردوخوراک و حمل‌ونقل خانواده دونفره با فرزند در این شهر، ماهی چهارهزار دلار کاناداست که با احتساب زندگی معمولی و نه ولخرج و نه صرفه‌جویانه، سه ماه اقامت در این شهر برای رامبد ۱۲۰میلیون تومان هزینه دارد. خلاصه آنکه تولد فرزند این سینماگر در کانادا، درمجموع بین ۴۸۰ تا ۵۱۰میلیون تومان هزینه دربر خواهد داشت. البته ذکر این نکته ضروری است که هزینه‌های بیمارستانی بدون بیمه در این شهر سرسام‌آور است و در‌صورتی‌که به هر دلیلی اقامت بیش‌ازحد معمول لازم باشد، طبعا به‌طور چشمگیری هزینه‌ها افزایش می‌یابد.

لطفا دیگر شعار نده!
برسیم به مورد عجیب مجری برنامه «خندوانه». راستش را بخواهید بحث رامبد تقریبا با تمام سلبریتی‌های دیگری که اسم بردیم متفاوت است، البته به‌جز مهناز افشار. چرا مورد او با دیگران فرق دارد؟ چون رامبد جوان نامش با برنامه پربیننده «خندوانه» گره خورده است. خندوانه یکی از خاص‌ترین برنامه‌های تاریخ سیماست. این برنامه درکنار ایده‌های ناب برنامه‌سازی و فرم جذاب، امتیاز دیگری هم دارد و آن توجه ویژه به مسأله ارزش‌های ایرانی و اسلامی است. مگر سخنگو و ویترین این برنامه کسی جز رامبد جوان بوده است؟ احتمالا یادتان هست که در دو فصل قبل برنامه «خندوانه»، رامبد مدام شعار استفاده از کالای ایرانی می‌داد؛ اما خودش در برنامه لباس مارک‌دار آمریکایی به‌تن می‌کرد. در آن زمان، همین تناقض به انتقاداتی منجر شد؛ ولی اتفاق اخیر چیزی فراتر از تناقضی ساده در حد پوشش است. رامبد در صدها برنامه خندوانه با مردم زندگی کرده است. مدام در پلاتوها، گفت‌وگوها و شوخی‌هایش ارزش‌های اخلاقی، وطن‌پرستی، غرور ملی و... را فریاد کشیده است. حالا فردی که در صدها برنامه از خندوانه بارها شعارهای زیبای ناسیونالیستی و ایده‌های انگیزشی مطرح کرده، برای تولد فرزندش در فرنگ، براساس شواهد و قرائن، مبلغ هنگفتی هزینه کرده است. مثل این است کسی مدام از دفاع از کشورش درمقابل بیگانه بگوید اما در زمان حادثه میدان را خالی کند یا اینکه کسی از پاک‌دستی بگوید ولی به خودش شبهات زیادی وارد باشد مانند کسی که خرما می‌خورد و منع رطب می‌کند. رامبد جوان باید بداند چه بخواهد و چه نخواهد، نام و حتی بخش عمده‌ای از شهرت و چه‌بسا درآمد سال‌های اخیرش، به‌واسطه خندوانه رقم خورده است. نوش جانش؛ اما وقتی مخاطب ساده‌دلی که هرشب با شعارهای وی منقلب شده، با خبر اخیر مواجه شود، دچار حس بسیار بدی می‌شود. آقای جوان! لطفا دیگر برای ما شعارهای قشنگ ندهید.
انتشار یافته: ۱
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
محمدرضا باقرپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۳۷ - ۱۳۹۸/۰۴/۰۴
0
0
پایان عمر هنری آقایان: رامبد جوان، امیرمهدی ژوله و پرویز پرستویی، سلام… حالتون خوبه؟ بله… مردم عزیز ایران، ما شمارو خیلی دوست داریم… شما خیلی قشنگین… خیلی… یه سری بزنیم به کانادا برگردیم… اگر این موضوع، صحت داشته باشد، به نظرم می آد که مقصر اصلی، آقای رامبد جوان نیست؛ مقصر، سیستم ناکارآمد و معیوبی است که در چندساله اخیر، به رامبد جوان ها، پروبال داده تا به این حد برسند و رشد کاریکاتوری داشته باشند؛ سیستمی که اجازه داده شخصی مثل ایشان، به راحتی در برنامه ای زنده، رودررویِ میلیون ها مخاطب، روی آنتن برود و با مردم صحبت کند و حرف های پیش پا افتاده، تکراری، اراجیف و گاهی جنسی و مبتذلی را با کمک جناب خان و سایر عوامل، به خورد مردم بدهد. مقصر بعدی، من و تو و ماها هستیم که می نشینیم پای برنامه این آقا و امثال این آقا و اعتراض مؤثری هم به مبادی رسمی نمی کنیم و چه قدر هم وقت مردم گرفته می شود با این برنامه هایی که آخرش هم چیزی عاید نمی شود. در کشور ایران، چون معمولاً بیشتر جاها و در بیشتر سطوح، رانت هست و اشخاص، با شایستگی، بالا نمی آن، نتیجه اش این می شه که داریم می بینیم. آقای رامبد جوان، شخصیت متزلزلی دارد و یک هنرپیشه ای است که در زندگی واقعی و مناسبت های اجتماعی نیز رل بازی می کند. اگر ایرانی جماعت هم پای این برنامه ها می نشیند، معمولاً از سرناچاری و به خاطر دنبال نشاط اجتماعی گشتن و فرار از وضع موجود است؛ چیزی که مسؤولان، کم به آن پرداخته اند و نتیجه اش، افسردگی و در برخی موارد، متأسفانه پناه بردن به مواد مخدر و الکل و… برای لحظه ای، خوشِ الکی بودن بوده. امیدوارم صدا و سیما، به خودش بیاد و از نخبگان فرهنگی هنری استفاده کند و یک پالایش جدی در مجموعه خود بکند و نخاله های فرهنگی و هنری را که اسم درکرده اند و به وقتش حتی وطن فروشی هم می کنند، کنار بگذارند. به نظر من، وضع حمل این شکلی در جایی دیگر، آنهم صرفاً به خاطر این امتیازات مادی، نهایت حقارت یک شهروند ایرانی است و چنین شخصی، دیگر اجازه ندارد با ایران ایران گفتن، مردم را گول بزند و به شعور ایرانی ها توهین کند. تازه این شخص می خواهد الگوی نوجوان و جوان ایرانی ای باشد که برنامه هایش را دنبال می کنند. قطعاً آن دیوار اعتماد کذایی که آقای رامبد جوان ساخته بود، در ذهن بسیاری از بینندگان، با این عملکرد سخیف ایشان، به یکباره فروخواهد ریخت و از آن اوج کذایی که درواقع حبابی بیش نبود، به حضیض ذلت تنزل خواهد کرد و مردم آگاه ایران، متوجه فریبکاری ایشان و عوامل برنامه خواهند شد و این قسمت قضیه البته بهتر است به نظرم. به عنوان یک ایرانی، پیشنهاد می کنم یک کمپینی هم در فضاهای مختلف مجازی برای رد چنین شخصی و ممانعت از حضور ایشان، راه اندازی بشود و اعتراض ها به گوش مسؤولان برسد تا به لودگی ها و ستاره مربع ها و صرفاً خنداندن ها پایان داده شود. ایرانی اگر وضع معیشت خوبی داشته باشد که ندارد، ایرانی اگر نیازهای فیزیولوژیکی اش بدون حقارت، حل بشود و قدم به مراحل عالیه انسانی بگذارد و دغدغه ای نداشته باشد، خودش از عمق جان خواهد خندید و نیازی به دلقک بازی ها ندارد. در مورد آقای ژوله، این آقای خنده بلد! هم که اظهارنظر عجیبی کرده اند و به مردم سرزمینش، طعنه زده اند و شماتت نموده اند، عرض می کنم: آقای امیرمهدی ژوله تحلیل های درستی را از شما انتظار ندارم و این حرف ها از شخصی مثل شما بعید نیست و خیلی هم عادیه؛ چون شما اهل تفکر و تحلیل نیستید و سواد این کار را هم ندارید و کارتان، خنداندن است آنهم به هر قیمتی و به هر طریقی. شماها رسالت اصلیتان را فراموش کرده اید متأسفانه و اینها که گفتید، رسالت نیست. مردم ایران، هنرمندان صادق را دوست دارند و محبوبیت هر هنرمندی، در گروه صداقتش است. آقای ژوله، مردم ایران هنوز شعرخوانی غیراخلاقی و لودگی آشکار شما را با عنوان عموسبزی فروش که در هندوستان، یه عده خانم را که خب طبیعتاً زبان شمارو نمی دونستن، دور خودتان جمع کرده بودی و همگی آنها را سرکار گذاشته بودی، فراموش نکرده اند؛ این کارتان، در کنار همه توهین ها و ابتذال های هنری قبلی و بعدیتان، درواقع، توهین به جنس زن هم بود. من هروقت این فیلم شمارو می بینم، به نوبه خود، متأثر می شوم که اشخاصی مثل شما، اسمشان را هنرمند! گذاشته اند. به نظرم، هنرمند، قبل از اینکه یک هنرمند باشد و هنرنمایی بکند، باید بتواند یک انسان باشد تا یک پیام عالی انسانی را منتقل بکند. این دوستتان آقای رامبد جوان، بدجوری مفتضح شد و دستش رو شد و مردم فهمیدند که اینهمه مدت را داشته رل بازی می کرده. شما هم با این اظهارنظر متعصبانه و جانبداری غیرمنطقی و عجولانه تان از اقدام اخیر ایشان، مقبولیت اندکتان را هم از دست دادید. در مورد آقای پرستویی هم که اظهارنظر کرده اند، عرض می کنم: آقای پرستویی شما چندسالی است کار اصلیتان را رها کرده اید و به اظهارنظرهای مکرر در مسائلی می پردازید که سواد و تخصصش را هم ندارید و کار را خراب می کنید. این به شدت از محبوبیت و مقبولیت شما که به خاطر برخی آثارتان، خوب در دل مردم جا باز کرده بودید، می کاهد و کاسته که در نظرهای کاربران در فضاهای مجازی هم کاملاً مشهود است. شما می توانستید همچنان، محبوب و مقبول باقی بمانید اما اکنون، وضع طور دیگری است و خودتان می توانید آن را تشخیص دهید. من نظر شما را در این مورد، چندین بار مطالعه کردم؛ همه اش سفسطه گویی بود. یک بار دیگر، نظرتان را به دقت، مرور کنید؛ ببینید خودتان اصلاً می فهمید چی دارید می گید؟!! شماها نمی توانید با این کارنامه هایی که رو شده، الگوی مناسبی برای مردم فهیم ایران، به خصوص نوجوانان و جوانان فهیم و تیزهوش ایران زمین باشید. هر هنرمندی، ممکنه در کنار اوج و صعودش، یه افول و نزولی رو هم داشته باشد و آن را تجربه کند؛ به نظرم، این دیگه آخرین لحظات عمر هنری آقای رامبد جوان و همچنین عوامل برنامه مربوط و دوره افول و درواقع، بازنشستگی هنری وی و شما صاحبنظران!! متعصّب خواهد بود. اگر شمایِ سلبریتی، عزّت نفس نداشته باشید و رفتارتان، تحقیرآمیز باشد و حرف و عملتان یکی نباشد، قطعاً نمی توانید روی مخاطبانتان تأثیرگذار باشید و مخاطبان، این دوگانگی را خیلی زود متوجه خواهند شد و همین مخاطبانی که یک روزی برایتان کف می زدند، همین ها هم دیگر پای برنامه هایتان نمی نشینند و این شکلی، پایینتان می کشند؛ به همین راحتی؛ چرا که عقد اخوتی، نبسته اند و اما در مورد شما آقای وحید اشتری که در این خصوص نظر داده اید، عرض می کنم: به نوبه خود، متأسف شدم از تحلیل اینگونه تان! چرا که انتظار می رفت تحلیل خوبی داشته باشید. خارج بودن فرزند یک مسؤولی، مجوزی برای حضور یک هنرمندی که هرلحظه، جلوی چشم مردمِ هم عوام و هم خواص بود و ایران ایران می گفت، نمی باشد. آقای اشتری اگر یک مطالعه ای کوتاه در مورد وضعیت اجتماعی و فرهنگی مردم ایران داشته باشید، برایتان محرز خواهد شد که بیشتر مردم، معمولاً از هنرمندان، الگوگیری و الگوپذیری می کنند نه سیاستمداران و مسؤولان و موضوع از این جهت است که رامبد و حرکت رامبد و رامبدها، مهم و خرق عادت می گردد و به چشم می آید. منِ شهروند، معمولاً از یک سیاستمدار الگو نمی گیرم بلکه از یک هنرمند و ورزشکار الگو می گیرم و وقتی می بینم پشت پرده او با اونی که در جلوی دوربین است، فرق زیادی می کند، دچار تناقض و آشفتگی می گردم. برادر محترم! خیلی از این شاخه به اون شاخه پریده اید؛ انگار حرف دیگری توی دلتون است و رامبد را بهانه کرده اید و فرصتی دیگر یافته اید برای اظهارنظر. پیشنهاد می کنم یه سری به همه فضاهای مجازی و غیرمجازی مُجاز و حتی غیرمُجاز بزنید و موضوع اخیر مورد بحث را در نظرات شهروندان ایرانی و حتی ایرانی خارج از کشور رصد نمایید؛ قطعاً به نتایج جالبی می رسید؛ مگر اینکه ادعا و تصورتان این باشد که شما بیشتر از بقیه می فهمید. محمدرضا باقرپور
Histats.com START (standard) Histats.com END