آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۸۱۲۵۴
تاریخ انتشار: ۰۷ خرداد ۱۳۹۸ - ۰۵:۳۳
مطلبی در خصوص نقض آزادی به بهانه صدور حکم حبس برای سه نویسنده
به نظر می‌آید امروز بیش از هر زمان دیگر نیاز است در مورد آزادی بنویسیم، در واقع در مورد این موضوع بنویسیم که کدام جریان و گروه و افراد آزادی را در جامعه تهدید می‌کنند.
 
*داریوش معمار
انگیزه اصلی نوشتن این مطلب صدور حکم زندان برای سه نفر از اعضاء کانون نویسندگان ایران و انعکاس آن در جامعه است، به عنوان شخصی که با تاریخ و شرایط کانون نویسندگان ایران و وضعیت اجتماعی معاصر آشنایی دارد، به نظرم لازم است ریشه صدور چنین احکامی را بررسی دقیق‌تر قرار دهیم.
حاکمیت بر مبنای تصور خود از حدود و ثغور آزادی و برنامه‌هایی که برای کنترل و هدایت جامعه دارد، معمولاً با بخش‌های مختلف جامعه که با محدودیت‌ها و قوانین وضع شده مخالفت می‌کنند، برخورد کرده و ایشان را به انواع مختلف تنبیه می‌کند. در این میان اگرچه معمولاً برخوردها با هنرمندان، شاعران و نویسندگان با احتیاط بیشتری از سوی حاکمیت‌ها انجام پذیرفته است، اما تاریخ این برخوردها از مشروطه تا دوران معاصر ما نشان می‌دهد، معمولاً شدت برخوردها با این گروه از مخالفان تعریف حاکمیت از آزادی، سخت‌تر  و تلخ‌تر بوده است، نگاهی کنید به نویسندگان کشته شده از دوران مشروطه توسط حاکمیت تا امروز؛ به سرنوشت کسانی چون میرزاده عشقی در عصر مشروطه، خسرو گلسرخی‌ها در عصر پهلوی و سرنوشت بسیاری از نویسندگان در سال‌های بعد و به قتل رسیدن بعضی از اعضا کانون نویسندگان در ماجرای قتل‌های زنجیره‌ای که بازتاب خودسری فکر در تعریف آزادی و برخورد با مخالفان این تعریف، با روش سلاخی ایشان بوده است.
اما آنچه نگارنده قصد کرده در این نوشته به آن بپردازد نکته‌ای است که اگر نگوییم دلیل اصلی و فرصت‌ساز برای برخوردی این اندازه سخت با نویسندگان و روشنفکران می‌باشد، یکی از مهترین دلایل شکل‌گیری چنین برخوردهایی از سوی حاکمیت‌ها بوده، منظور مشی و روش اخلاقی جامعه است، اخلاقی که در قضاوت کردن، پا پس کشیدن و نادیده گرفتن و پنهان کردن منافع شخصی خود در انجام این موضوع و در نهایت موجه جلوه دادن خود و قهرمان ساختن از قربانی‌، استاد است.
جامعه وقتی درگیر فروپاشی اخلاقی می‌شود، در تمام ارکان خود اثر آن را بروز داده و روشن می‌کند، وقتی از جامعه صحبت می‌کنیم منظورمان تمام قشرها، گروه‌ها، دسته‌ها و جریان‌های سیاسی و غیر سیاسی فعال است، که صد البته شاعران و نویسندگان و روشنفکران نیز بخشی از آن هستند. جامعه‌ای که در قضاوت کردن، تخریب کردن و پنهان کردن انگیزه‌ها پشت و پس دیوارهای ذهن و مربوط کردن قضاوت خود به مسائل کم اهمیت، یا دروغ بافتن و فریب افکار به هر قیمتی برای موجه جلوه داده خود استاد است. جامعه‌ای که به راحتی قضاوت می‌کند و سپس آنجا که زمان پذیرفتن مسئولیت آن قضاوت فرا می‌رسد، پا پس کشیده و از پذیرفتن نتایج کار خود سرباز می‌زند و در نهایت از قربانیان قضاوت خود قهرمان ساخته و آنها را بالای سر می‌برد و یا به راحتی در منفور شدنشان سهیم شده و پس از زمانی کوتاه ایشان را فراموش کرده و یا از ایشان الگویی عجیب برای تربیت و تهیج نسل‌های بعد می‌سازد.
اینجاست که باید بگوییم، تعریف حاکمیت‌ها از آزادی ارتباط نزدیک با اخلاق جامعه‌ای دارد که حاکمیت راه خود برای کنترل آن را از میان خواسته‌ها، داشته‌ها و روش‌های اخلاقی آن پیدا می‌کند. اگر فعال مدنی، سیاسی یا نویسنده و هنرمند و کنشگر اجتماعی به زندان می‌افتد، اگر عده‌ای با تفکر مبارزه با حاکمیت رخداد تلاششان در جامعه به شکل اعمال ضد اجتماعی مانند ترور بازتاب پیدا می‌کند، اینها نتیجه فروپاشی اخلاقی جامعه‌ای است که خود در بخش‌های دیگر زمینه‌ساز و بهره‌بردار از همین روش برای سرکوب مخالفان و تمجید موافقان بوده است.
با مثال عینی دیگر بحث را پیش می‌بریم، بیائید نگاهی کنیم به روش‌های این جامعه در محافل دوستانه، زندگی‌های خانوادگی و روش‌های جمعی برای انجام امور، ببینید چه اندازه دروغ، فریب، قضاوت‌های ناروا و تخریب یکدیگر در جامعه ما متاسفانه در هر دوره که برخورد با کنشگران و فعلان مخالف تعریف‌حاکمیت از مسائل شدت داشته، معمول بوده است. نگاه کنید به تاریخ اجتماعی ایران در مقاطع مختلف و ببینید سقوط اخلاقی جامعه،  محدود شدن انگیزه‌ها به مسائل زیستی چه اندازه بر این شرایط اثر داشته است. ببینید در زمانه‌ای که محافل فرهنگی دچار این آلودگی شده و توان انتقاد از درون به حداقل رسیده، منزه سازی و قهرمان سازی در اوج بوده چه اندازه حاکمیت‌ها که به راستی برخوردشان بازتاب مطالبه اخلاقی نهایی جامعه و شرایط اخلاقی جامعه است، بیشتر و راحت‌تر دست به برخوردهای شدید با مخالفان خود در هر زمینه و به خصوص مسائل مربوط به آزادی زده‌اند.
محدود شدن آزادی بیان صرفاً نتیجه اعمال فشار و وضع قوانین محدود کننده از سوی حاکمیت‌ها نیست، بلکه ریشه و شکل دهنده اصلی محدودیت آزادی در هر نوع آن در وهله اول جامعه و مشی و روش اخلاقی جامعه است، جامعه‌ای که قضاوت می‌کند، انتقام می‌گیرد، پشت انگیزه‌های دروغین خود را پنهان می‌کند و از پذیرفتن نتایج کارش سر باز زده و در دور راهی منفورسازی یا قهرمان‌سازی قربانیانش بنا به شرایط یکی را انتخاب کرده و راه خود را باز می‌کند.
این الگو احتمالاً برای بسیاری از ما آشنا است، چندین بار شده که شنیده‌ایم پیش از آنکه اساساَ حاکمیت نقشی در سرکوب و تخریب و تخطئه آزادی افراد داشته باشد، در گروه‌ها، جریان‌ها، عده‌های اجتماعی و فرهنگی جامعه به دیگران خود تهمت زده، ایشان را ناامید و مستعصل کرده و به بدترین شکل ممکن از خود رانده است، جامعه وقتی قضاوت می‌کند وقتی می‌خواهد فریب داده و نادیده بگیرد، آن زمان از هر حاکمیتی تلخ‌تر و سخت‌تر برخورد کرده و به سوژه‌اش آسیب می‌رساند.
نقض آزادی به خصوص در دوره‌های سخت، پیش از آنکه از سوی حاکمیت صورت پذیرد از سوی جامعه رخ می‌دهد و شدت می‌گیرد، برای روشن‌تر شدن این معنا نگاه کنید به شرایط حریم خصوصی در جامعه امروز ما، نوع رفتارها در فضای مجازی، دقت کنید در رفتارهای فرهنگی و اجتماعی در انجمن‌های فرهنگی و غیر فرهنگی و دامنه شکایت‌های فامیلی و خانوادگی و شغلی، ببینید نوع تقلب‌ها که دیگر به روشی عادی میان اقشار بدل شده و اینکه چگونه هر کسی برخلاف این مسیر شنا کند، مورد ظلم و انواع تهمت و افترا قرار می‌گیرد.
تنها آن که در دادگاه حکم را علیه آزادی بیان صادر می‌کند، تنها آنکه برای مجکوم پرونده را تدارک دیده در محدود شدن آزادی سهیم نیست، جامعه‌ای که از محکوم قهرمان می‌سازد، همان جامعه‌ای که زمینه‌ساز محدودیت آزادی با اخلاق و مشی شخصی خود بوده و برای قربانی کردن گاه حتی نیاز به دادگاه و پرونده نمی‌بیند، همان اجتماعی که حتی وقتی اطمینان از حقانیت سوژه خود می‌یابد با سوء استفاده از سوژه و پنهان کردن انگیزه‌هایش، بی‌گناه را گناهکار جلوه داده و به راحتی قربانی می‌کند، دخیل در نقض آزادی بیان و هر نوع آزادی دیگر و محکومیت کنشگران خود به حبس و زندان است.
باید از نو تاریخ معاصر را بخوانیم، باید وضعیت متفکران، نویسندگان، روشنفکران و شاعران سرزمین خود را هم در ظرف جامعه و هم در ظرف حاکمیت بسنجیم و قضاوت‌ها و تهمت‌ها و محدودیت‌هایی که ایشان متحمل شده‌اند را درک کنیم، تا ببینیم که جامعه بیمار و آفت زده، چه اندازه بی‌رحمانه‌تر از هر قدرت و حاکمیت رسمی افراد را قربانی کرده و چه اندازه فریبکارانه و فرصت‌طلبانه از ایشان سوء استفاده کرده است.
"فیدوس" نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمیکند
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
Histats.com START (standard) Histats.com END