آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۶۷۴۳۳
تاریخ انتشار: ۱۴ شهريور ۱۳۹۷ - ۰۸:۳۲
واکنش ها به تازه ترین جلسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان
اولین جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در سال 97 برگزار شد و بازتاب آن در فضای مجازی نشان داد که جوانان دیگر اصلاح طلبی به شیوه بزرگان را برنمی تابند. شورای انتصابی وقتی راه افتاد که خبر رسید بزرگان اصلاح طلب در شورای عالی سیاست‌گذاری دوشنبه‌شب (12 شهریور) گرد هم آمده اند.

به گزارش فیدوس: نخستین جلسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاح طلبان با حواشی و انتقاداتی همراه بود.
 اولین جلسه شورای عالی سیاست‌گذاری اصلاح‌طلبان در سال 97 برگزار شد و بازتاب آن در فضای مجازی نشان داد که جوانان دیگر اصلاح طلبی به شیوه بزرگان را برنمی تابند. # شورای انتصابی وقتی راه افتاد که خبر رسید بزرگان اصلاح طلب در  شورای عالی سیاست‌گذاری دوشنبه‌شب (12 شهریور) گرد هم آمده اند. جلسه ای به ریاست محمدرضا عارف و حضور سه عضو جوان. حضور عماد بهاور، پرستور سرمدی و مهدی شیرزاد در این نشست اصلاح طلبانه بحث داغ فضای مجازی شد زیرا جوانان اصلاح طلبی که همین یکی دو ماه قبل در نامه ای به سید محمد خاتمی انتقادات خود نسبت به این شورا را طرح کرده بودند ، انتظار نداشتند که بزرگان این جریان ماجرا را این طور فیصله دهند. قرار بر این نبود که حاصل نامه اول و دوم جوانان اصلاح طلب سهم خواهی و اضافه شدن چند نفر به شورا باشد. حرف از دموکراتیک شدن رویه و کارآمدی این ساختار بود. همان وقت هم گفتند که مشکل با رفتن عارف و آمدن دیگری حل نمی شود. این طور که معلوم است اما آقایان اصلاح طلب قصد تغییر رویه ندارند و آنچه را اصلاح اصلاحات می نامند که مورد استقبال و پذیرش جوانانشان نیست. مصداق این مدعا واکنش های جوانان اصلاح طلب در صفحات مجازی به برگزاری جلسه دوشنبه بود. نمونه آن  توییت حسن اسدی زیدآبادی جوان اصلاح طلب است که نوشت: «خبر آمده که اولین جلسه شورای عالی سیاست گذاری اصلاحات امروز برگزار شده ، متاسفانه عقب مانده تر از جمنا! لااقل فرهست اسامی اعضا و تعداد آن ها را علنی می کردید. قبلا در نامه صدنفره به خاتمی گفته بودیم که شورای انتصابی دیگر قابل همراهی نیست.»

نامه مورد اشاره او اما همان نامه ای است که در 23 خرداد ماه نگاشته و رسانه ای شده بود. جوانان اصلاح طلب در آن نامه به برخي ناكارآمدي هاي درون جرياني اعتراض و ابراز نگرانی کرده بودند که در نتيجه توامان شدن اين وضعيت با فشارهاي داخلي و خارجي، گفتمان اصلاحات در نظر مردم ناتوان جلوه كند. اصلاح طلبان جوان خطاهاي شوراي عالي سياستگذاري از جمله عدم شفافيت و لابي گري هاي خاص را برشمرده و خواستار ايجاد تغيير و تحولاتي شدند که موجب حفظ اعتبار اصلاح طلبي شود. 

نامه مذکور بدون پاسخ مانده بود تا آنکه جمع کوچکتری از میان همان صد امضا کننده تصمیم به نگارش نامه دوم گرفتند. همان وقت بود که خبر رسید ریس دولت اصلاحات در جلسه ای با حضور برخی از جوانان اصلاح طلب دغدغه های آنان را شنیده است. در واقع شکاف و اختلاف میان صد امضاکننده جوان بود که تغییرات احتمالی در شورای عالی سیاست گذاری را رسانه ای کرد و اگر نه تا همین دوشنبه شب کسی خبردار نمی شد که حاضر رایزنی ها جوانان اصلاح طلب چه بوده و چند نفر و چه کسانی سوار بر موج نارضایتی های درون جریانی، خود را به ساحل شورای عالی سیاست گذاری رسانده اند. 

به هر ترتیب موج سواران جوان برای جلوگیری از انتشار نامه دوم که از اولی به مراتب تندتر و انتقادی تر بود، بخشی از آنچه در جلسه با سید محمد خاتمی گفته و شنیده بودند را رسانه ای کردند. رئیس دولت اصلاحات گفته بود «بايد در كاركرد دروني اصلاحات تغييراتي ايجاد كنيم. چاره اي نداريم كه متناسب با شرايط روز كشور و دنيا، تصميماتي بگيريم و كار را جلو ببريم.» او ضرورت تغيير را پذيرفته اما در مورد چگونگي تغيير سخني به ميان نياورد. اختلاف میان نسل جوان اصلاح طلب نیز از همین جا بالا گرفت. همین جایی که عده ای حرف از تغییرات اساسی می زدند و عده ای به سهم خواهی از شورا پرداختند. سهم خواهی های مورد اشاره در حالی آغاز شد که نویسندگان نامه اول صراحتا از پررنگ شدن نقش «بروكرات ها و محافظه كاران» در غياب نيروي ها بيشتر «متعهد به آرمان هاي اصلاحات» انتقاد کرده و هشدار داده بودند كه افزايش «فساد و خويشاوندسالاري» نتيجه اي غير از، از دست رفتن سرمايه اجتماعي ندارد. نگرانی اصلی آن های این بود که شوراي عالي اصلاح طلبان مقر دايمي «بروكرات ها و تكنوكرات هاي محافظه كار دولتي» تبدیل و ضعف هایی همچون عمکرد فراكسيون اميد، فراز و فرودهاي انتخاب شهردار تهران و ... عادی شوند. آنجا که از جاي خالي نفوذ و مديريت شوراي عالي بود مشخصا به محمدرضا عارف اشاره داشتند اما حرفشان جابه جایی افراد نبود. راهكار پيشنهادي نويسندگان نامه اين بود كه استفاده از چهره هاي به اصلاح سفيد اصلاح طلب به حوزه «كارپردازي دولتي» محدود شده و عرصه «كنشگري و سياست ورزي اصلاح طلبان» كه با مانع شوراي نگهبان مواجه نيست، به اصلاح طلبان متعهد به آرمان هاي اين جريان سپرده شود. در واقع می گفتند آنجایی که مانعی به نام شورای نگهبان نیست و نگران رد صلاحیت نیستیم خود را درگیر محافظه کاری های بی مورد نکرده و از مهره های اصیل اصلاح طلب استفاده کنیم. 

نويسندگان نامه مورد اشاره نگران از اينكه برخي اعضاي شوراي عالي بخواهند در انتخابات آتي از اين شورا براي رسيدن به اهداف انتخاباتي خود استفاده كنند، خطاب به رييس دولت اصلاحات نوشتند: «از جنابعالي انتظار مي رود كه نسبت به شكل گيري اصولي سامان و سازمان سياسي اصلاح طلبان، به نحوي كه در نهاد عالي سياستگذاري آن ۱- اصل انتخابي بودن و شكل گيري از پايين به بالا در راس امور باشد، ۲- اين نهاد مشروعيت خود را از مشاركت تمامي فعالان ملي و منطقه اي واقعا اصلاح طلب كسب كند تا در شرايط خطير از امكان ايستادگي هاي لازم برخوردار باشد، اهتمام ورزيد و نيز از سهم خواهي افرادي كه محدوديت هاي ايجاد شده براي چهره هاي مقاوم و شاخص اصلاح طلب را به عاملي براي دوپينگ سياسي خود بدل كرده اند، جلوگيري فرماييد.»

گذشت دو ماه از آن نامه نگاری ها روشن کرد که بزرگان اصلاح طلب نه تنها از وضع موجود دفاع کرده و حاضر به ایجاد تغییر ساختاری یا حتی جا به جایی افراد نشده اند بلکه با دادن سه سهم به عده ای آن گروه از جوانانی که از قضا نسبت فامیلی یا ارتباط نزدیکی با قدیمی ترها و اعضای فعلی شورای عالی دارند؛ ماجرا را فیصله داده اند. 

نکته قابل تامل اما پیامدهای این رویکرد بزرگان اصلاح طلب است. آنان در حالی چنین انتخابی کرده اند که جوانان اصلاح طلب در همان نامه اول ضمن ابراز نگرانی نسبت به اینکه در صورت سخت تر شدن شرايط ، ديگر «تكرار» كردن هاي خاتمي کاری از پیش نبرد، نوشته بودند که « اگر نهاد عالي جديد مبتني بر معيار هاي پيش گفته سامان نيابد، تصميمات و سياست هاي اتخاذ شده از سوي چنين شورايي يا قابل همراهي نخواهد بود يا به سختي قابليت دفاع خواهد داشت كه طبعا اصلاحات را از اقبال وسيع پيشين محروم خواهد كرد.»

اين بند از نامه اصلاح طلبان جوان روشن کرد كه چالش ريزش براي جريان اصلاحات بسيار جدي است. بزرگان اصلاح طلب اما نه این چالش را جدی گرفته اند و نه هشدار جوانان را. همین است که فکر کرده اند مشکل نسل جوان با حضور عماد بهاور، پرستو سرمدی و مهدی شیرزاد در جلسه شورای عالی حل می شود. واکنش های ابتدایی به این جلسه روشن کرد که بزرگان اصلاح طلب در شورای عالی خطا رفته و با این اقدام مقدمات یک ریزش جدی را فراهم آورده اند. مصداق این مدعا نظری کاربری است که نوشت : «حاضرم رای ندهم و در تعیین سرنوشتم بدترین انتخاب را داشته باشم، اما به شیوه لیستی و فله ای که منتخب گروهی مجهول الهویه به نام شورای عالی سیاست گذاری اصلاحات است رای ندهم چون اخرین بار با لیست امید نا امیدی و بی اعتمادی را به جامعه دادند.»
منبع: نامه نیوز
Histats.com START (standard) Histats.com END