آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۶۲۷۲۴
تاریخ انتشار: ۲۳ خرداد ۱۳۹۷ - ۱۷:۵۴
بررسي خاکستري آينده سیاسی محسن هاشمي/ گمانه زنی از رئیس جمهور ایران در سال 1400
آنچه باعث شده برخلاف دوره هاي قبل حرف و حديث در خصوص رئيس جمهور بعدي در آغاز سال دوم فعاليت دولت فعلي در محافل جدي شود شرايط ويژه اي است که در آن قرار داريم. بحرانهاي اقتصادي، تنشهاي بين المللي و اختلافات درون جناحي به حدي بالا گرفته است که دولت و به تبع آن جريان اعتدال و اصلاحات چاره اي جز آمادگي براي دو انتخابات سرنوشت ساز مجلس و رياست جمهوري پيش رو نخواهد داشت.
مسئله رياست در دولت سيزدهم

*داريوش معمار
آنچه باعث شده برخلاف دوره هاي قبل حرف و حديث در خصوص رئيس جمهور بعدي در آغاز سال دوم فعاليت دولت فعلي در محافل جدي شود شرايط ويژهاي است که در آن قرار داريم. 
دولت دکتر حسن روحاني عملاً در ابتداي کار خود در دولت قبل به واسطه تحريمهاي ظالمانه جهاني عليه کشورمان و در ابتداي دولت فعلي به دليل تجديد سياست خصمانه دولت آمريکا عليه کشورمان و بازگشت تحريمها از سوي اين کشور در شرايطي قرار گرفته است که ميتوان آن را يک جنگ تمام عيار اقتصادي و سياسي عليه کشور و دولت دانست.
در اين جنگ تمام عيار دو جبهه برابر دولت شکل گرفته است، يک جبهه خارجي که متشکل از آمريکا و متحدان وي ميباشد و قصد دارند اصل حاکميت در کشور را تضعيف کرده و به دنبال از بين بردن قدرت منطقهاي ايران با بيثبات کردن شرايط اقتصادي و سياسي داخلي هستند و جبهه ديگر منتقدان دولت ميباشند که با مقاصد سياسي و با هدف تقويت موقعيت اجتماعي خود با پمپاژ انواع بحرانها و خبرسازيهاي منفي عليه دولت در بعد اقتصادي تصميم دارند فضاي کشور را از امروز و در آستانه انتخابت مجلس آتي براي تکرار صحنه پيروزي تمام عيار در مجلس به عنوان مقدمه پيروزي در انتخابات رياست جمهوري آتي آماده سازند.
در هر دو جبهه؛ اصل حمله متکي بر طرح مشکلات اقتصادي و عمراني کشور است. در هر دو جبهه تلاش بر سر تضعيف وجهه دولت و حاميان ايشان و نااميد کردن مردم ميباشد. همين موضوع باعث شده در جناح اصلاحات و اعتدال و جريانهاي سياسي ديگر کشور نيز تفکر انتخاباتي زودرس شکل گرفته و بحث بر سر چهرههايي که شرايط لازم براي پيروزي در انتخابات آتي دارند سرگرفته شود. 
يکي از چهرههاي صاحب موقعيت محسن هاشمي رفسنجاني رئيس فعلي شوراي شهر تهران است که در پنج ضلعي هدف جريان اصلاحات و اعتدال که شامل: عارف، ناطق، جهانگيري، لاريجاني، هاشمي ميشود از چهرههاي با نفوذ و صاحب موقعيت ميباشد. 
با توجه به اينکه طي ماههاي گذشته به خصوص در موضوع انتخاب شهردار تهران بارها اين مسئله از سوي فعالان سياسي مطرح شده و با کمال تعجب و با وجود راي اول ليست اميد به محسن هاشمي در انتخابات شوراي شهر تهران ايشان هدف حملات پنهان و تباني سياسي با در نظر گرفتن مسئله رياست دولت آتي شدهاند، در اين شماره "ميدان ديگر" به صورت مختصر طرح ايده محسن هاشمي در 1400 را بررسي کرده و جنبههايي از آن را تحليل کردهايم.  



يک بررسي خاکستري
آينده محسن هاشمي در سپهر سياست ايران

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

*رضا حیرانی
شايد کمتر زماني در سايست ايران تا اين اندازه وضعيت پيش رو مبهم بوده باشد.
بحرانهاي اقتصادي، تنشهاي بين المللي و اختلافات درون جناحي به حدي بالا گرفته است که دولت و به تبع آن جريان اعتدال و اصلاحات چارهاي جز آمادگي براي دو انتخابات سرنوشت ساز مجلس و رياست جمهوري پيش رو نخواهد داشت.
اين آمادگي ميسر نخواهد شد مگر با چينش درست نيروها و رسيدن به يک همصدايي براي اين دو رويداد مهم.
تجربه وقايع سال 84 اصلاحات و اعتداليون و به اين حقيقت آگاه گرفته است که اگر بخواهند سرنوشت را به روزهاي پاياني پيوند دهند امکان از دست دادن آنچه در شش سال گذشته به دست آوردهاند را خواهند داشت.
از اين رو سوال طبيعي ست که مي بينيم زمزمههاي به ميدان آمدن نيروها براي اين دو رويداد از هم اکنون شنيده ميشود.
موفقيت چشمگير در انتخابات شوراهاي شهر و مجلس وقتي در کنار پيروزي قاطع دکگتر روحاني قرار بگيرد اين واقعيت را روشن ميکند که در صورت داشتن برنامه مشخص پيروزي در دو انتخابت پيش رو با تمام مشکلات و موج نااميديهايي که در حال تزريق به جامعه و به ويژه حاميان جريان اصلاحات و اعتدال است ناممکن نخواهد بود.
از جمله چهرههايي که اين روزها زمزمه حضور پررنگ ترش در ميدان سياست به گوش ميرسيد مهندس محسن هاشمي ست.
ميراث دار آيت الله هاشمي با راي قاطع مردم تهران بر صندلي شوراي شهر نشسته و حالا در مقام رياست آن از جمله چهرههاي تاثيرگذاري ست که اصلاح طلبان و اعتدال گرايان ميدانند با توجه به پشتوانه نام پدر ميتواند سرمايهاي گرانبها براي اين جريان باشد.
آنچه در سالهاي آخرين عمر آيت الله هاشمي رخ داد نشان از بازگشت مقبوليت ايشان در ميان مردمي بود که سال 84 در ميان شگفتي کارشناسان به رقيب او روي آورد. اتفاقي که شايد حاصل موج سنگينت تخريب او و خانوادهاش بود.
اما کارکشته بودن هاشمي سبب شد تا در روزتشييع پيکرش همان مردم او را به عنوان قهرمان بر دوش ببرند.
جامعه ايران در اواخر عمر هاشمي با راي بالايي که به او در انتخابات خبرگان داد و همچنين با لبيکي که به گزينه او در انتخابت رياست جمهوري داد فرصتي بي همتا در اختيار کساني قرار داد که در مسير او حرکت ميکنند.
و چه کسي بهتر از پسر ارشدش تا اين پرچم را بر دست بگيرد.
محسن هاشمي با همين پرم توانست با اختلافي چشمگير به عنوان نفر اول در انتخابات شوراي شهر تهران برگزيده شود.
اما ورود به عرصه انتخابات رياست جمهوري چالشي تاريخي براي او و خانواده هاشمي خواهد بود.
او ميداند وضعيت امروز کشور به ويژه در بحث اقتصادي و بين المللي با چه چالشهاي بزرگي روبروست. از اين رو او در بزنگاهي تاريخي قرار گرفته است.
از سويي به پشتوانه مقبوليت مجدد پدر در ميان مردم ميتواند اميد داشته باشد در اين عرصه تنها نخواهد بود و از سوي ديگر آگاه است بدخواهان آيت الله هرگز دست از تخريب او و خانوادهاش بر نداشته و نخواهند داشت.
ورود محسن هاشمي به عرصضه انتخاباتي بزرگ تر فرصتي براي هر دو طرف ماجراست.
به يقين حتي با رواج شايعه اين حضور ما بار ديگر شاهد مرور کارنامه آيت الله هاشمي خواهيم بود.
کارنامهاي عجيب مردي که تاريخ سايست ايران کمتر نمونهاي همانند او به ياد دارد که تندروترين دشمنانش بدل به دوستانش شدند و برخي از دوستان ديرين در اواخر عمر دشمنان او گشتند.
محسن هاشمي با ورود به عرصه سياست تنها نام و کارنامه خود را به همراه ندارد. او نماد خانوادهاي سياسي در کشور است که با تاريخ انقلاب و نظام پيوند جدا نشدني خورده است.
خانوادهاي که به ميزان شيفتگانش مخالفان سرسخت نيز داشته و دارد.
اين معادله پيچيده از او به عنوان ميراث دار آيت الله هاشمي مردي ساخته است که ميتواند پيشبيني ناشده ترين گزينه انتخابات 1400 باشد.
سرمايهاي که اگر از او به خوبي استفاده شود جريان اصلاحات را در سختترين روزها به آينده اميدوار خواهد کرد و در صورت عدم حمايت و يکپارچگي لازم يکي از مهمترين سرمايههاي سياسي اين جريان از دست خواهد رفت.
آيا در سالهاي باقيمانده تا اين انتخابات سرنوشت ساز مسير سياسي ايران و جهان مهندسي که تجربه انجام پروژهي عظيم متروي تهران را در کارنامه دارد به نقطه انتخاب خواهد رساند؟ و يا او ريسک حضور در اين عرصه پر تلاطم را رد خواهد کرد؟

ميراث دار هاشمي در مسير پدر 
محسن هاشمي و مسئله دولت آتي 

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

*روزبه کیانی
 محسن هاشمي بهرماني متولد ابتداي دهه چهل شمسي معروف به محسن هاشمي رفسنجاني و فرزند ارشد اکبر هاشمي رفسنجاني، رئيس شوراي شهر تهران و موسس و پايهگذار مترو تهران است.
او که با بيش از يک ميليون راي منتخب ليست اميد و اصلاحات در شوراي شهر تهران شد، چهرهاي ميانهرو و مورد قبول اکثر جريانهاي سرشناس سياسي کشور به دليل مشي و رفتار سياسي در طي 35 سال گذشته بوده است. او را ميتوان جزء کم حاشيهترين چهرههاي سياسي کشور دانست.
آنچه اين روزها بيش از گذشته نام محسن هاشمي را بر سر زبانها انداخته است زمزمهها و گفتگوهاي فراوان در محافل سياسي در خصوص حضور او به عنوان گزينهاي مناسب در انتخابات رياست جمهوري آتي ميباشد. محسن هاشمي از يکسو شرايط لازم براي تاييد صلاحيت در آن زمان را تا امروز دارا است و از سوي ديگر در منظر عمومي مردم چهرهاي موجه و قابل قبول است. همچنين آنطور که مطلعين سياسي ميگويند جزء چهرههاي مقبول از نظر رهبر انقلاب به لحاظ سلامت رفتار سياسي و اقتصادي در کشور است.
اگرچه خود او تاکنون در هيچ جلسه و نشستي به طور رسمي موضوع رقبت خود براي کانديداتوري در انتخابات 1400 را مطرح نکرده است، اما در ميان گزينههاي موجود به خصوص چهار چهره مشخص اصلاحات و اعتدال يعني: عارف، ناطق نوري، جهانگيري و هاشمي او تنها چهرهاي است که منتقدان اين جريانها بر سر مقبوليت وي براي رقابت با کانديداي مد نظر ايشان و حتي انتخاب احتمالي ايشان در انتخابات رياست جمهوري آتي نگرش و مواضع تند انتقادي نداشته و کمتر او را تخريب کردهاند.
محسن هاشمي در عرصه بينالمللي و از نظر ناظران خارجي نيز با توجه به شرايط پيش رو در ايران ميتواند گزينهاي بسيار مهم براي رياست جمهوري باشد. همچنين رقابتهاي چند ماه گذشته در شوراي شهر تهران بر سر سمت شهرداري که نهايتاً ختم به انتخاب شهردار فعلي و برخوردهاي بسيار تند در حزب اعتماد ملي و استعفا دبيرکل و معاون اين حزب شد، نشان داد چرا جريان اصولگرا نيز تمايل به تخريب محسن هاشمي به عنوان گزينهاي مناسب در رقابتهاي آتي و کلان سياسي کشور حداقل تا امروز ندارند. 
برخي لايههاي تندرو در جريان اصلاحات محسن هاشمي را يکي از موانع جدي براي بازرگشت اين جريان و انتخاب چهره دلخواه ايشان در انتخابات رياست جمهوري پس از پايان دولت روحاني دانسته و عملا نهايي شدن گزينهاي مانند محسن هاشمي را به منزله تداوم حضور در سايه اصلاحات مد نظر ايشان در کشور ميدانند.
به هر حال محسن هاشمي رفسنجاني را بايد از امروز به عنوان يک گزينه جدي براي انتخابات آتي دانست که باتوجه به شرايط ويژه کشور و وضعيت عمومي سياسي و اقتصادي بهتر است هرچه سريعتر بر سر آن توافق شده و براي رقابت در چهارچوب آن آماده شد.
قابل ذکر است توليت آستان قدس رضوي و مهمترين رقيب حسن روحاني در انتخابات گذشته در جريان منتقد دولت با وجود چند پارگيها در حال حاضر خود را رئيس جمهور قطعي دولت بعد دانسته و عملاً حاميان اين جريان توان و انرژي فراواني را صرف بازگشت و احياء ايشان براي رقابت آتي کردهاند.



مدعيان پاستور

چه کسي در سال 1400 رئيس جمهور ايران ميشود 

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

تحريريه ميدان ديگر- شرايط کشور مطابق آنچه همه فعالان سياسي و اقتصادي اعتقاد دارند بسيار حساس است. جامعه نسبت به گروههاي سياسي دچار بدبيني شده و شعار عبور از اصولگرايي و اصلاحات در ادبيات عمومي مردم وارد شده است. دولت اعتدال نيز با وجود تلاشها و نگره مبتني بر واقعبيني نتوانست از درون دو قطبي اصولگرا و اصلاح طلب عبور کرده و با داروي برجام اعتماد عمومي را براي ايجاد يک جريان سوم در سياست کشور را فراهم سازد. در اين وضع فرصتطلبها و عوامگرايان و دلالان سياسي نيز بيش از گذشته در تلاش هستند با دامن زدن به اين شرايط مسير را براي آيندهاي غير قابل پيشبيني و رويدادي غافلگيرانه براي مردم و سياست ايراني باز کنند، که نتيجه آن مناسب براي ضايع کردن مانده فرصتهاي مردم و معامله بر سر عوايد آن باشد. 
همچنين نبايد فراموش کنيم در اين شرايط و با توجه به پيش آمدهاي سال 88 و سپس مجادلات تند سال 96 در جريان مبارزات انتخاباتي ميان جريانهاي سياسي، ميتوان انتظار داشت در انتخابات سال 1400 مردم به سختي قانع شوند برساس خط مشي جريانهاي شناخته شده اقدام به انتخاب رئيس جمهور بعدي نمايند. اين موضوع در انتخابات مجلس پيش رو نيز کم و بيش روشن شده و ميتوان نشانههاي آن را درک کرد.
با اين توصيف و با در نظر گرفتن اين موضوع که مدت زمان باقي مانده از فعاليت دولت فعلي به دليل نوع سياستهاي خصمانه آمريکايي و نامشخص بودن استراتژي نهايي اروپايي و حتي شرکاي سنتي در قبال ايران، دوراني بسيار سخت به لحاظ اقتصادي و سياسي خواهد بود، با اين توصيف در سال 1400 نياز است چهرهاي به عنوان کانديداي رياست جمهوري معرفي شود که در عين نگاه مثبت رهبري نسبت به خط مشي سياسي و نگرههاي اجتماعي وي و توافق عقلاي جريانهاي شناخته شده بر سر صلاحيت ايشان، مردم نيز در اقشار مختلف زمينه لازم براي اعتماد و توجه به وي را داشته باشند و از همه مهمتر در اين فرد ميل به عوامگرايي براي حل و فصل مسائل موجود نباشد.
در ميان چهرههاي سياسي مطرح در کشور ميتوان ادعا کرد محسن هاشمي رفسنجاني فرزند ارشد آيتالله هاشمي رفسنجاني ميتواند يکي از مهمترين گزينهها براي ورود به مسابقه بزرگ سياسي در سال 1400 باشد، چهرهاي که از يک سو احتمالاً در شرايط سياسي آن روز توافق رئيس دولت فعلي و چهرههايي مانند ناطق نوري و بزرگان اصلاحات و بيت حضرت امام را ميتواند کسب کند و از سوي ديگر در سوابق سياسي خود در مقام يک رجل سياسي پايگاه مناسبي به جهت پذيرفته شدن توسط جريان اصولگرا دارد و به عنوان فردي که تعادل قدرت در کشور را ميتواند حفظ کرده و منويات رهبري را در نظر داشته باشد مطرح است.
در اين بين اگر قرار باشد شانس چهرههاي شاخص جريانهاي سياسي ديگر را در نظر بگيريم ميتوان گفت، اين جريانها هيچ کدام حداقل تا اين لحظه چهرهاي که همه شرايط را براي رياست جمهوري داشته باشد ندارند. چهرهاي که در عين رجل سياسي بودن، با درک شرايط سخت پيش رو بتواند اعتماد مردم را کسب کند و متهم به تند روي و کند روي نباشد، همچنين ميان مردم يک اقبال ذهني مثبت در خصوص عملکرد وي وجود داشته باشد.
اما در اين بين يک نکته مهم ديگر نيز وجود دارد که ميتوان در چهارچوب پاسخ به يک سئوال مهم آن را روشن ساخت، چرا مردم بايد به محسن هاشمي اعتماد کنند؟ اعتماد مردم حاصل شرايط سياسي و تجربه ايشان است. يکبار در سال 84 مردم با بي اعتمادي به جريانهاي سياسي فردي را بيرون قاب انتخاب کردند که نتيجه آن در 8 سال مطابق دلخواه ايشان نشد و خروجي انتخاب فردي بيرون اين چهارچوب که در آن روزها چندان شناخته شده هم نبود، ظهور نوعي عوامگرايي سياسي در کشور شد که در حوزههاي مختلف به خصوص در چهار سال دوم فعاليت وي تبعات و نتايج منفي بسياري را به بار آورد، روشن است اگر مردم در اين دوره نيز بيرون قاب احزاب بخواهند دست به انتخاب بزنند متوجه تجربه گذشته بوده و ترجيحاً فردي با سوابق روشنتر را انتخاب خواهند کرد، از سوي ديگر احزاب سياسي نيز در آن زمان به خصوص جريانهايث اصلاحات و اعتدالي تلاش خواهند کرد براي تکرار نشدن شرايط آن سالها در خصوص فردي اتفاق نظر پيدا کنند که در منظر مردم چنين شرايطي داشته باشد. 
روزهاي پيش رو در سياست و اقتصاد داخلي و تعاملات بينالمللي کشور روزهايي است که بدون ترديد عبور از آنها، عبور از بحراني سرنوشتساز است و با توجه به برنامههاي خارجي براي تسليم مردم از يک سو و تلاش ايشان با انواع بحرانها براي خروج مردم از چهارچوب اصول 40 سال گذشته از سوي ديگر، نياز است براي گردنه مهم 1400 آمادگي جدي داشت. 
 در جمع بندي اين مطلب ميتوان اشاره کرد انتخابات 1400 يکي از ويژهترين رقابتهاي سياسي براي مقام رياست جمهوري و آينده کشور در تاريخ پس از انقلاب خواهد بود.
- مسائل سياسي و اقتصادي کشور
- جنس رقبت مردم به جريانهاي سياسي 
- وضع عمومي کشور و اعتماد ايشان به شرايط موجود
- نگراني مردم از روي کار آمدن افراد يا جريانهاي عوامگرا و سطحي در اداره کشور
- نوع حرکت اجتماعي و فرهنگي در کشور به خصوص براي نسل دهه هشتاد
- نياز به جوانگرايي در تمام لايههاي مديتي و عبور از قدرت طلبي سنتي
- قابليت جلب اعتماد حداقلي همه جريانهايب سياسي کشور
- قابليت تشکيل دولت فراجناحي و عبور از برخورد سياسي دو قطبي در کشور
مجموعه مواردي که به صورت تيتر وار به آنها اشاره کرديم مسائلي هستند که در انتخابات سال 1400 سرنوشت سياسي کشور را در دستان رئيس جمهور بعدي قرار خواهد داد. 
ديگر نه شعار توسعه سياسي و نه شعار توسعه و گشايش فرهنگي به تنهايي از پشت تريبونها کارساز نيست، همچنان که شعارهاي ايدئولوژيک و بست نشينيها و تجمعهايي با استفاده از اصول و عقايد ديني و مذهبي مردم راه را براي انتخاب رئيس جمهوري مورد قبول همه ملت و صاحب راي باز نخواهد کرد.

مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

نگاه محسن هاشمي به مديريت شهري

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

*علی قنبری

 با توجه به شايعاتي که هميشه از سوي اصولگرايان تند رو حول و حوش خانواده هاشمي وجود داشته است اما محسن هاشمي از جمله مديراني است که در عمل صفت پاکدستي به او چسبيده است. محسن هاشمي که هميشه در حوزه مديريت شهري فعال بوده و در جرگهي سياست به تعبير خاص آن وارد نشده است اما کسي که در سر ليست شوراي شهر تهران و سپس رئيس شوراي شهرانتخاب ميشود خواه ناخواه جايگاهي سياسي پيدا ميکند و بستري مناسب را جهت جلب اعتماد مردم براي ورود به عرصه رقابت سياسي مهيا ميسازد. 
در اين سالها اصولگرايان تندرو ذره بين به دست دنبال نقطه سياهي در کارنامه محسن هاشمي بودند که سکاندار منصب مهمي در شهرداري تهران بود، اما هرگز نيافتند.
اما ديدگاههاي محسن هاشمي بعنوان رئيس شوراي شهر تهران به مديريت شهري چيست و با توجه عملکرد و حرفهاي او در اين سالها در نظام مديريت شهري و شهرداري تهران چه چيزهايي مطمح نظر اوست.
او بيش از هر چيز خواهان ايجاد ثبات در مديريت شهري است، چيزي که در دوره تغيير و تحولات شهرداري تهران و تاخير و تعللي که پيش آمد بسيار جلب نظر ميکند. محسن هاشمي اعتقاد دارد که براي ايجاد اين ثبات  بايد يک رويکرد صحيح وجود داشته باشد و اين امر بايد با دقت و تأمل کافي انجام شود.
محسن هاشمي  پس از آنکه در سال 1390 با فشار رئيس جمهور وقت از رياست شرکت مترو استعفا داد و سپس مانع از حضور او در انتخابات شوراي چهارم شدند، بعنوان گزينه اصلاحطلبان براي تصدي شهرداري تهران معرفي شد. در رأيگيري صحن شوراي چهارم پس از آنکه بار نخست آراي او و قاليباف مساوي شد، در رأيگيري مجدد قاليباف بعنوان شهردار تهران معرفي شد.
 اما در انتخابات شوراي پنجم او به توصيه بزرگان جريان اعتدال واصلاحات ثبت نام کرد و از همان زمان بسياري از شهروندان و اصحاب رسانه او را بعنوان گزينه شهرداري آينده مطرح کردند اما پس از انتخابات براي اينکه کسي از اصولگرايان وارد شوراي شهر نشود در هم انديشي اعضاي شوراي شهر تصميم گرفته شد که انتخاب شهردار خارج از شورا باشد.
محسن هاشمي اعتقاد دارد که در مديريت شهري و شوراي شهر مسأله نبايد صرفا موضوعات سياسي باشد و اصليترين مسأله مديريت شهري تهران، کارآمدي و موفقيت آن است. او بر اين گمان است که انتظار اصلي مردم و تکليفي که به دوش نماينده شهروندان تهراني گذاشته شده حل مسائل تهران است. او بهمن ماه سال گذشته بي مهابا عنوان کرد که «اعضاي شورا طي مدت فعاليت خود آنگونه که بايد در امور اجرايي موفق نبودهاند.» به اعتقاد او  در حوزه فعاليتهاي عمراني بخصوص حمل و نقل عمومي و تجهيز مترو، منابع مالي لازم و حمايتهاي مديريتي تزريق نشده  و با وجود زيرساختهاي مناسب، هنوز ظرفيت مترو در حد دو ميليون نفري که من در سال 1390 تحويل دادم باقيمانده است که ميتواند به هفت ميليون نفر برسد در حالي که ما براي حل معضل ترافيک وآلودگي هوا، گزينهاي جز توسعه حمل و نقل عمومي ارزان، سريع، غيرآلاينده، انبوه و دقيق نداريم. در ساير حوزههاي شهري مانند بافتهاي فرسوده، پسماند و پروژههاي نيمهتمام نيز کارهاي بزرگي بايد صورت گيرد و اگر ما بخواهيم فرصت محدود و کوتاه مسئوليت را صرف چانهزنيهاي سياسي و کشمکش کنيم، به رأي مردم خيانت کردهايم.»
محسن هاشمي بر اين نظر است که  نبايد براساس اشخاص تصميمگيري شود، بلکه معيارها بايد براساس اهداف شکل بگيرد، يعني اگر هدف حل معضلات تهران و کارآمد کردن مديريت شهري است، ديگر نبايد مهم باشد که اين هدف چگونه و به دست چه کسي محقق ميشود و هرکس که بتواند بهتر اين هدف را محقق کند بايد همه به او کمک کنند.
در ارتباط با موضوع انتخاب شهردار که يکي از مسائل مهم اين چند وقت گذشته بود يکي از مواردي که مطرح ميشد  بحث تعامل شهردار تهران با حاکميت و نوع رابطه با نظام است، برخي اين موضوع را يکي از معيارهاي مهم ميدانند و يکي از علل استعفاي محمد علي نجفي را عدم در نظر گرفتن آن عنوان ميکنند. برخي ديگر هم معتقدند شهرداري تهران بعنوان تنها نمادي که برخلاف دولت و مجلس در اختيار اصلاحطلبان است، بايد هويت اصلاحطلبي داشته باشد و در مقابل نهادهايي که گرايش اصولگرايي دارند مقاومت کند.
اما نگاه محسن هاشمي در اين ارتباط مخالفت با يک نگاه سياسي است و به زعم او تجربه يکصد ساله  شهرداري تهران نشان داده که دورههاي ثبات و موفقيت در اين مجموعه دقيقا در مواقعي بوده که بين مديريت شهري و مديريت نظام سياسي تعامل خوبي وجود داشته است.  از نظر او موفقترين دورهها در شهرداري تهران دوره سازندگي است که کرباسچي بعنوان شهردار وقت مورد حمايت آيتالله هاشمي رفسنجاني بعنوان رييس جمهور و شخصيت کليدي کشور قرار داشته است. 
او مي گويد: «اصولا فعاليت اجرايي با دعواي سياسي قرابت ندارد و براي موفقيت در کار اجرايي نياز به تعامل و حمايت همه دستگاههاي مرتبط داريم. اتفاقا اگر قرار باشد مديريت شهري بجاي فعاليت اجرايي و خدمت به مردم، به محل نزاع و درگيري سياسي تبديل شود در وظايف خود موفق نميشود و اين به پاشنه آشيل اصلاحطلبان تبديل خواهد شد.»
با اينکه برخي قدمهاي محسن هاشمي را به سمت شهرداري تهران و سپس رياست جمهوري قلمداد کرده بودند اما محسن هاشمي اين حرفها را به جهت تخريب قلمداد ميکند و ميگويد: « با اين معضلات و مسائلي که شهر تهران و 12 ميليون نفر از مردم را درگير خود کرده است، اگر کسي بخواهد شهرداري تهران را پله و سکوي ترقي خود براي رياست جمهوري کند، به شهروندان خيانت کرده است.»  اتفاقا يکي از موافقان حضور محسن هاشمي در شهرداري تهران بعد از استعفاي محمد علي نجفي، اسحاق جهانگيري معاون اول رئيسجمهور بود که چند بار براي تصدي سمت شهردار تهران به او پيشنهاد داده بود. 
حالا که ماجراي شهردار تهران تمام شده است اما همه بر اين باورند که محسن هاشمي تکنوکراتي است که بيشتر رويکردهاي کارکردگرايانه دارد و مثلا همچون محمد علي نجفي نيست که وقتش را روي تخلفات محمد باقر قاليباف در گذشته بگذارد بلکه او هميشه نگاهي رو به جلو دارد و اشتياق و سعي دارد که در حوزه مديريت شهري همچون نگيني بدرخشد و انگيزه بسياري دارد که کارهاي ماندگار انجام دهد و تهران را به يک پايتخت درخور تبديل کند. محسن هاشمي درس سياست را هم بخوبي از آيت الله فرا گرفته و بيشتر مايل است در حوزه مديريتي عملگرا باشد و دستاوردهايش را به رخ بکشد تا اينکه صرفا يک سمت مهم مديريتي را بپذيرد.


گفتگوي اختصاصي با غلامرضا حيدري نماينده مردم تهران در مجلس شوراي اسلامي 

رئيس شوراي شهر به دليل موقعيت و جايگاهي که دارد مهمتر از شهردار است

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

ميدان ديگر- غلامرضا حيدري نماينده مردم تهران و عضو کميسيون برنامه و بودجه مجلس شوراي اسلامي است در گفتگوي اختصاصي با ميدان ديگر در ارتباط با رويکرد شوراي شهر تهران در دوره پنجم و مسائل مديريت شهري گفت: « شهردار بايد فهم سياسي داشته باشد و مقتضيات سياسي زمان را درک کند و بايد تاکيد کنم که همين شم سياسي و فهم سياسي است که موجب استفاده از تکنولوژيهاي روز دنيا و دستاوردهاي تازه در مديريت شهري ميشود.» مشروح  اين گفتگو را بخوانيد:
نگاه شما به شوراي شهر تهران و مديريت شهري چيست و اينکه به اعتقاد شما در مسائل مديريت شهري در شهرداريها نگاه سياسي به چه ميزان اهميت دارد و آيا ميتوان در شهرداريها صرفا يک نگاه کارکردگرايانه به امور داشت؟ 
از نگاه من شوراي شهر همانگونه که در قانون اساسي در مورد شوراهاي شهر و روستا آمده است و در کشورهاي جهان اول هم مسبوق به سابقه است، في نفسه يک تشکل بسيار مفيدي است و به نوعي ميتوان آن را يک پارلمان شهري تلقي کرد. اما کارکرد اصلي آن بايد خدمات عمومي شهري باشد و به همين جهت شهردار هم منتخب شوراي شهر است. البته طبيعي است که يک شم سياسي هم بايد در ميان باشد. شهردار بايد فهم سياسي داشته باشد و مقتضيات سياسي زمان را درک کند و بايد تاکيد کنم که همين شم سياسي و فهم سياسي است که موجب استفاده از تکنولوژيهاي روز دنيا و دستاوردهاي تازه در مديريت شهري ميشود و اگر که اعضاي شوراي شهر يک ذهن بسته و واپسگرا داشته باشند تا نوک دماغشان را بيشتر نميبينند و به تبع به سمت و سويي که مديريت پيشرفته شهري را به کار بگيرند، نميروند و از تکنولوژي روز و تجربيات کشورهاي پيشرفته براي اداره بهتر و دادن خدمات بهتر به شهروندان بهره نميگيرند و غافل ميمانند. بنابر اين در عين حال که وظيفه اصليشان ارائه خدمات شهري به شهروندان است و از آن طرف هم بايد شم سياسي و ذهنيت باز هم داشته باشند. 

با توجه به دوره جديد مديريت شهري در تهران شما تغييراتي هم در مديريت شهري بطور ملموس احساس کردهايد و عملکرد شوراي شهر تهران چطور بوده است؟
با توجه به گزارشاتي که شوراي شهر، شهردار و يا سرپرست شهرداري وقت داده است، اينها در ابتداي امر با بدهيهاي سنگيني که شهرداري تهران داشته است، بطوري که براي پرداخت حقوقهايشان مشکل داشتهاند، ميتوان گفت کار بزرگي کردهاند که به تبع آن امور روزمره را دارند پيش ميبرند. شما اگر به يکي از خدمات شهري مثلا همين جمعآوري زباله دقت کنيد، ميبينيد که اگر يک روز اين امر لنگ بزند چه مصيبتي دچار خواهد شد. البته باز در گزارشاتشان هزينههاي زائد بسياري داشتند. دادههاي بسيار کلاني بوده است و آنها ميتوانستند پيمانها، مزايدهها، مناقصهها  را بسيار شفاف بکنند که نکردهاند. 
و الان شهرداري جديد پروژههاي در دست اقدام را دارد پيش ميبرد ولي به اعتقاد من يکي از مهمترين مسائلي که شهرداري تهران بايد مطمح نظر داشته باشد همين خفگي و آلودگي هواي تهران  است. اين بايد اولويت اول شهرداري تهران باشد و در همين راستا بحث حمل و نقل ريلي، نوسازي شبکه حمل و نقل است که بايد بهبود يابد و از جمله اينکه خودروها از سوختهاي مناسبتري بهره بگيرند. 
 محسن هاشمي رئيس شوراي شهر تهران اعتقاد دارد که هر وقت شهردار با حاکميت و دولت همگرا بودهاند شهرداري موفق تر بوده است و براي نمونه هم شهرداري دوره کرباسچي را مثال ميزنند. نگاه شما در اين ارتباط چيست؟
اين يک امر اقتضايي است که روابط بايد خوب باشد اما اينکه چقدر لازم است، اهميت دازد و البته اين برميگردد به ساختار قدرت در نظام ما. خب ساختار قدرت در جمهوري اسلامي به گونهاي است که مقام رهبري در خيلي از امور نقشمندي دارند. به هر حال ايشان مسئوليتهاي اجرايي بسياري داشتهاند. در مقطعي نماينده مجلس بودهاند، نماينده عالي رهبري در شوراي دفاع بودهاند، ساليان سال رئيس جمهور بودهاند. ميخواهم بگويم ايشان تا حدي در جزئيات هم در جريان هستند و خوشبختانه امروز هم شهردار منتخب جديد در جايي مثل شوراي اجتماعي شرکت ميکنند که آسيبهاي جدي اجتماعي را دنبال ميکنند و اين شورا هم زير نظر رهبري است و شهردار هم شرکت کرده بودند. ميخواهم بگويم حرف آقاي محسن هاشمي از يک طرف هم درست است که شوراي شهر که ارتباط تنگاتنگي با شهرداري دارد بايد يک نگاه عملگرايانه باشد منتها عرض کردم که پشت اين نگاه عملگرايانه بايد يک ديدگاه  وجود داشته باشد و چشم انداز ميخواهد و نميشود که در خلاء باشد و آدمهايي ميخواهد که قابليت دورانديشي و آيندهنگري را داشته باشند. و اينها ظرفيتهاي خاص خودش را ميخواهد. توجه داشته باشيد که اعضاي شوراي شهر نبايد اپراتور باشند در عين حالي که بايد ديد عملگرايانه داشته باشند بايد ابعادي را هم که عرض کردم دارا باشند. 
 شما مشخصا رويکرد محسن هاشمي را بعنوان رئيس شوراي شهر که هميشه هم نگاهي کارکردگرايانه به مسائل مديريت شهري دارد با توجه به کارنامهاي که ايشان داشتهاند؟ 
بنظر بنده آقاي هاشمي در مجموع عملکرد خوبي داشتهاند و مهمترين عملکرد ايشان اين است که توانسته وحدت و انسجام در شوراي شهر ايجاد کند. در همان ابتداي تشکيل شورا خيليها خواهان اين بودند که ايشان کانديداي شهرداري باشد. اما  وقتي ديدند که شوراي شهر تمايل ندارد، تمکين کردند. نظر شخصي من اين است که رئيس شوراي شهر بسيار مهمتر از شهردار است به دليل موقعيت و جايگاهي که دارد؛ ارتباطاتي که بايد داشته باشد و طرحهايي را که بايد براي تسهيل عملکرد شهرداري و شهردار پيريزي کند. در نتيجه به نظر من ايشان اين ظرفيت را داشتند و انسجام خوبي را تا اين لحظه حفظ کردهاند و تبلورش هم در آن آرا اجماعي است که در شورا کسب کردهاند. پس نقش رياست شوراي شهر به نظر من بسيار مهم است و ايشان هيچوقت حاشيه هم نداشتهاند چونکه معمولا يکي از آفتهاي مديران داشتن حاشيه است حالا بخصوص اينکه خداي ناکرده به تور يک خبرنگار و خبرگزاري خاصي هم بيفتد که فقط دنبال سوتي گرفتن و حاشيه ايجاد کردن باشند و ايشان در مجموع حاشيه نداشته اند. آقاي محسن هاشمي اگر به همين ترتيب پيش بروند خب به تبع پختهتر خواهند شد و بلوغ بيشتري مييابند و انشاالله در آينده براي منصب پرمسئوليتتر هم آمادگي پيدا ميکنند.  


گفتگوي اختصاصي با کارن خانلري نماينده ارامنه شمال ايران در مجلس شوراي اسلامي 

مهندس هاشمي نگاهي کارکردگرايانه داشته اند

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

ميدان ديگر-  دکتر کارن خانلري نماينده ارامنه شمال ايران در مجلس شوراي اسلامي و عضو کميسيون تحقيقات و آموزش در گفتگوي اختصاصي با ميدان ديگر در ارتباط با دستاوردهاي شوراي شهر تهران و رويکردهاي اين شورا در زمينه مديريت شهري گفت: «در بحث مديريت شهري و شهرداريها در تمامي کشورها احزاب و گروههاي سياسي نقشمندي تاثيرگذاري دارند و فعاليتهاي عمدهاي را انجام ميدهند. بايد بپذيريم که مسائل سياسي هميشه وجود دارند.  مشروح گفتگو در ذيل آمده است.
اساسا در ارتباط با مديريت شهري و سازوکار شوراي شهر تهران و عملکرد شوراي پنجم تاکنون از نظر شما چطور بوده است؟
حقيقت اين است که در ارتباط با مديريت شهري تاکنون چيز خاصي نديدهام و آنچه که براي من  تاکنون ملموس و چشمگير بوده، وضعيت طرح ترافيک بوده است که بهبود داشته و کاملا مشهود است و البته قطعا ميدانم که اين عزيزان در زمينههاي ديگر هم دارند کار ميکنند اما نتيجه قابل ملموس همين بحث ترافيک است که نسبت به گذشته خيلي بهتر شده است. 
با توجه به اينکه اعضاي شوراي شهر جملگي از اصلاح طلبان هستند آيا در مسائل مديريت شهري رويکردها به امور، رنگ و بوي سياسي هم دارند و يا کلا بايد نگاه کارکردگرايانه باشد؟
ببينيد اينکه بگوييم نگاه سياسي مطلقا نبايد وجود داشته باشد خب البته اين يک نگاه ايدهآليستي است و مطمئن باشيد که نگاه سياسي حتما وجود دارد و اين در تمام دنيا هم بهمين صورت است. در بحث مديريت شهري و شهرداريها در تمامي کشورها احزاب و گروههاي سياسي نقشمندي تاثيرگذاري دارند و فعاليتهاي عمدهاي را انجام ميدهند. بايد بپذيريم که مسائل سياسي هميشه وجود دارند. شايد تفاوتي که کشور ما با کشورهاي ديگر دارد اين است که پستهاي سياسي در شهرداريها هم تعريف ميشوند مثلا شهردار و يکي از معاونين او بايد يک پست سياسي تلقي شوند و يا مثلا فرض بفرماييد معاون فرهنگي شهردار بايد يک پست سياسي باشد و مابقي پستها تخصصي و مربوط به مديريت شهري هستند. شايد در مملکت ما اين مورد است که بايد تعريف شود و اين است که ما بايد بدانيم که در شهرداري چه پستهايي کاملا سياسي تعريف ميشوند و کدامها تخصصي و غير سياسي. به گمان من اگر اينگونه باشد بهتر است البته اين حق قانوني شهرداريها و شوراي شهرهاست که اساسا تمام اکيپهايشان را بر اساس معيارهايي که دارند بچينند و انتخاب کنند اما بهتر اين بود که بر اساس قانون و يا مصوباتي ما ميتوانستيم پستهاي سياسي را تعريف شده داشته باشيم. فکر ميکنم شايد بدين ترتيب اين بحث و گفتگوها و جدلها و حاشيهها کمتر ميشد. در حال حاضر فکر ميکنم که شهرداري نقش بسيار مهمي دارد و بايد در جاي خودش و در عرصههايي که غيرسياسي هستند بر اساس شايسته سالاري و تخصص عمل کنند و سياستهاي را اتخاذ کنند و برنامهريزي کنند. 
در ارتباط انتخاب شهردار جديد همانطور که ديديم با توجه به اينکه اصلاح طلبان شوراي شهر را در دست دارند و بخصوص در ارتباط با پيشنهاد محسن هاشمي بعنوان شهردار نهايتا تصميم گرفته شد کسي خارج از عضويت شوراي شهر بعنوان شهردار انتخاب شود که اين جمعيت يکپارچه اصلاحطالبان خدشه دار نشود و البته مخالفتهايي هم وجود داشت. نظر شما در اين ارتباط چيست؟
من نميتوانم دلايل اين مساله را عنوان کنم ولي يک نظر کلي در ارتباط با مسائل فعلي کشورمان دارم. البته شايد دارم قضيه را خيلي سياسي ميکنم اما اجازه بدهيد آن را عنوان کنم. در شرايط کنوني که در وضعيت پسابرجام قرار گرفتهايم و آمريکا و اسرائيل سعي ميکنند اجماع جهاني عليه کشور ما ايجاد کنند و اين در دستور کار سياست خارجي آنهاست و بسيار هم فعالانه سعي ميکنند کشورهاي زيادي را در مقابل ما قرار دهند و در واقع در يک کمپين ضد ايراني عضويت بدهند شايد خوب ميشد که ما در مقابل اين سياستورزي آنها يک وفاق ملي يا اجماع دروني بوجود بياوريم، يعني در مقابل اين اجماع جهاني و اين تمايلات سياسي آمريکا ما يک اجماع داخلي ايجاد ميکرديم. حالا من ايدهام اين بود که خوب ميشد که ما اين وضعيت را در کابينه ايجاد ميکرديم مثلا يک کابينهاي را آقاي روحاني تشکيل بدهد که موجد يک دولت وفاق ملي و انسجام ملي مي شد. به همين ترتيب اين ايده اگر در شهرداريها هم شکل ميگرفت ما ميتوانستيم جريانات فکري يا ايده هاي مختلف را گرد هم ميآورديم. به نظر بنده اين ميتوانست نقش تعيين کنندهاي را در عرصه بين الملل هم ايجاد کند و به هر حال تاثيرگذار خواهد بود يعني نشان خواهيم داد که در مقابل اين فرافکنيها و اجماع جهاني عليه ايران، ما در درون خودمان در عرصه سياسي اين اجماع را ايجاد ميکرديم و اين براي ما بسيار حائز اهميت است. حالا شايد شهرداري يکي از جاهايي است که موارد قانوني آن بسيار شسته رفتهتر است و بشود در آنجا اين کار را کرد. به هر حال بد نيست که ما اگر بخواهيم از ديدگاه سياسي به موضوع شهرداري نگاه کنيم اينجا هم بحث انسجام ملي را بايد اولين شاخص در نظر بگيريم و بر اساس آن انشاالله بتوانيم تصميمگيري بکنيم. 
شما مشخصا رويکرد محسن هاشمي را بعنوان رئيس شوراي شهر که هميشه هم نگاهي کارکردگرايانه به مسائل مديريت شهري دارد با توجه به کارنامهاي که ايشان داشتهاند، چطور ميبينيد و اينکه فکر ميکنيد اين طريقي را که ايشان پيش گرفتهاند به انتخابات رياست جمهوري 1400 ختم ميشود؟ 
از نظر بنده ايشان حرکتهاي خيلي خوبي انجام دادهاند و در همين راستايي که عرض کردم يعني در واقع همان نگاه کارکردگرايانهاي را که اشاره کردهايد داشتهاند يعني من ميتوانم اين را تاييد بکنم ولي اينکه چرا اين امر محقق نشده همانطور که اشاره به خاطر همان دلايل سياسي است اما کارنامه آقاي هاشمي از نظر من بسيار مثبت است. من چند جا با ايشان در رويدادهاي مختلفي همراه بودهام و خب با ايدههاي ايشان از نزديک و بطور ريزپردازنده آشنا شدم و براي نمونه يکبار در افتتاح يک آزمايشگاه بسيار مجهز ژئوتکنيک و مهندسي زلزله فرصتي دست تا مباحث تخصصي طرح شود که واقعا بنظرم نظرگاه و ديدگاههاي ايشان ستودني بود و نقطه نظرات بسيار خوبي را داشتند ولي خب حالا ايشان ميروند براي انتخابات 1400 يا نه واقعا نميشود از الان چيزي را عنوان کرد و حالا اميدوارم بتوان  ازاين  کارکردگرايي هم که از آن سخن به ميان آمد، تعريف مناسبي به دست داد.


اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي

ادعاي 20 ميليوني

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

چندي پيش بود که «صادق زيباکلام» استاد علوم سياسي دانشگاه تهران و فعال سياسي اصلاح طلب پيش بيني کرد بواسطه شرايط موجود کشور و عملکرد دولت «حسن روحاني» که بخش مهمي از آن به پاي اصلاح طلبان نوشته مي شود، جريان مقابل؛ يعني اصولگرايان و گزينه مورد نظر آنها در انتخابات رياست جمهوري 1400 با 20 ميليون رأي برنده خواهند شد و بار ديگر سکان قوه اجرايي را در دست خواهند گرفت.
پس از اين اظهار نظر بود که بسياري از فعالان سياسي اصولگرا و اصلاح طلب به اين مساله واکنش نشان دادند. نظر قريب به اتفاق اين افراد اين بود که اين اظهار نظر خيلي دقيق نمي تواند باشد؛ چراکه از الان تا انتخابات رياست جمهوري سيزدهم تقريبا 3 سال زمان باقي است و نمي توان در اين فاصله چنين پيش بيني را دقيق فرض کرد.
برخي سياسيون هم بر اين عقيده هستند که اين امکان وجود دارد که اصولگرايان بواسطه شرايط موجود کشور، چرخش قدرت بر اساس نظر و خواست مردم که همواره از يک جناح به جناح ديگر شيفت مي شود و همچنين عمکلرد دولت روحاني؛ بتوانند پيروز انتخابات 1400 باشند، اما اينکه با چه تعداد رأي و چه شرايطي، خيلي مشخص نيست. عده اي هم اين ديدگاه را دارند که شايد اين اظهار نظر سرآغاز يک بازي سياسي براي ايجاد خاطر جمعي براي رقيب از جهت پيروزي در انتخابات باشد که طبيعتا چنين خوشبيني و اينکه يک جريان خود را برنده از پيش تعيين شده يک رقابت سياسي بداند، مي تواند سم مهلکي در عرصه رقابت انتخاباتي باشد.
در همين زمينه «احمد علي مقدم» عضو شوراي مرکزي حزب موتلفه اسلامي در خصوص روند آمادگي اصولگرايان براي انتخابات هاي پيش رو از جمله انتخابات مجلس يازدهم و رياست جمهوري سيزدهم به خبرنگار «تابناک» گفت: اصولگرايان رايزني هايي را براي وحدت حداکثري اين جريان در انتخابات هاي پيش رو آغاز کرده اند. وي افزود: با توجه به رايزني هايي که حول محور به وحدت رساندن گروه ها و احزاب اصولگرا صورت گرفته، اميدواري هاي زيادي براي نيل به اين هدف وجود دارد و بديهي است که اگر کار به همين شکلي که پيش بيني شده پيش بروند، حتما بايد انتظار پيروزي اين جريان در رقابت هاي پيش رو را داشت.
مقدم در پاسخ به اين سئوال که رايزني ها در چه سطحي صورت مي گيرد و قرار است با چه مکانيزمي وحدت اصولگرايان محقق شود، عنوان کرد: بخش عمده اي از احزاب اصولگرا به صورت چراغ خاموش در رايزني هاي صورت گرفته براي وحدت اين جريان سياسي حضور دارند و قرار بر اين است که تا اتخاذ و حصول نتيجه نهايي اين اقدامات ادامه پيدا کند.
وي در خصوص ساز و کار وحدت اصولگرايان و اينکه قرار است جمنا و يا سيستم ديگري در اين بين ايفاي نقش کند، ادامه داد: طبيعتا جمنا توانست اقدامات مناسبي را در جهت وحدت اصولگرايان صورت دهد؛ اگرچه به طور صددرصدي نمي توان آن را موفق دانست و حتما ايراداتي بر کار اين سيستم وجود داشت که انتقادات اخير آقاي قاليباف و برخي اصولگرايان به آن را مي توان جزو اين نمونه ها دانست. اين فعال سياسي اصولگرا يادآور شد: حتما خبرهاي خوبي از وحدت اصولگرايان براي انتخابات هاي پيش رو بزودي مخابره خواهد شد.
ما تاکيد و اعتقاد داريم که وحدت زير نظر جامعتين بايد صورت بگيرد و بخش اعظمي از جريان اصولگرايي هم در اين زمينه با ما هم عقيده و هم نظر هستند. هرچه هست، گروه هاي سياسي اقدامات و رايزني هاي خود را همواره براي موفقيت جريان و طيف خود در هر انتخاباتي دنبال مي کنند و تاريخ هم اينگونه نشان مي دهد که مردم تاکنون قدرت و فرصت را به صورت نوبتي و چرخشي در اختيارات جريانات سياسي قرار داده اند تا هر کدام از انها در مرحله عمل بتوانند خدمات خود را به جامعه عرضه کنند. اينکه مصاحبه اي در فرجه سه سال مانده به برگزاري انتخابات رياست جمهوري صورت بدهيم و از هم اکنون گروهي را بر ديگري پيروز قلمداد کنيم از چند حالت خارج نيست، اول اينکه طيف و جريان سياسي حاکم بر کشور اينقدر بد عمل کرده اند که از هم اکنون پيروزي طرف مقابل را بر آن قطعي بدانيم. دوم اينکه هشداري به جريان سياسي و افراد حاکم بر امورات قوه اجرايي بدهيم که عملکرد شما نامناسب است و طرف مقابل هرچند هم نتواند اجماع لازم را بين احزاب درون جبهه خود ايجاد کند، با شرايط فعلي مي تواند با اجماع حداقلي هم بر شما فائق آيد و امور را در دست بگيرد. سوم اينکه يک بازي سياسي در جهت ايجاد خوشبيني در جريان و جبهه مقابل آغاز شده باشد تا حال که گروه سياسي مقابل (اصلاح طلبان و اعتدالگرايان) نتوانسته اند به وعده هاي خود يا بخش قابل توجهي از وعده هاي شان در قبال مردم و جامعه عمل کنند؛ رقيب را در باد پيروزي احتمالي خوابانده تا فرصت براي مقابله و بردن گوي رقابت فراهم شود. چهارم، اين اقدام مي تواند از آن جهت هم مورد بررسي قرار بگيرد که با سياسي و رقابتي کردن فضاي کشور اذهان از مشکلات فعلي جامعه منحرف شود و به سمت آغاز يک رقابت انتخاباتي 3 سال قبل از موعد مقرر سوق داده شود. مسلما اقدامات دولت در زمينه اقتصادي و معيشتي در يکساله آغازين دولت دوازدهم به هيچ عنوان قابل دفاع نيست و از طرفي ناقض بسياري از سخنان و وعده هاي دولتمردان دارد. ايجاد يک فضاي سياسي در چنين شرايطي مي تواند از جهت منحرف ساختن اذهان مردم، جامعه و سياسيون از مشکلات فعلي باشد.
به هر حال اگرچه شرايط کشور باتوجه به فشارهاي خارجي به گونه اي است که بيش و پيش از هر زمان ديگري نياز به وحدت داخلي به ويژه در بين گروه هاي سياسي داريم، اما نبايد فراموش کرد که برقراري رقابت سالم سياسي جزو ضروريات يک جامعه پويا است که البته منافاتي هم با وحدت در جهت مقابله با اقدامات دشمنان جمهوري اسلامي ندارد. اصولگرايان بايد توجه داشته باشند که اگر بواسطه عملکرد نامناسب دولت دوازدهم در يکساله اول آن و همچنين اختلافي که بين اصلاح طلبان، اعتدالگرايان و اصولگرايانه ميانه رو براي وحدت و ائتلاف در انتخابات پيش رو رو وجود دارد، خود را از هم اکنون نظير آنچه زيباکلام گفته برنده انتخابات بدانند، از همين الان بازنده خواهند بود؛ برنده شدن با 20 ميليون رأي فقط پاي صندوق آراء ارزش دارد، نه در تحليل ها و پيش بيني ها!

چهارچوبي براي گذر از گردنه سوم انقلاب

انتخابات رياست جمهوري 1400 در شرايط اصلاح و اعتدال

ميراث دار هاشمي در مسير پدر/ اصولگرايان و انتخابات رياست جمهوري آتي/ مديريت به شيوه آيت الله هاشمي

*نادر حسینی

 انتخابات رياست جمهوري آينده دقيقاً از زماني موضوع بحث در محافل سياسي شد که تکليف انتخابات 1396 با پيروزي دوباره حسن روحاني روشن شد و آينده سياسي اصلاحات و اصولگرايي در سايه تغيير ماهيت تبليغات و نوع انتظار عمومي دستخوش تغيير شد. 
بزرگان اصولگرا و اصلاحطلب که تا امروز با دو قطبي کردن شرايط کشور و يارکشيهاي اجتماعي و مذهبي و فرهنگي مردم به خصوص اقشار خاموش و خاکستري جامعه را وارد گود سياستورزي انتخاباتي کرده بودند و در دو فصل اصلاحات و اعتدال ميوه اين حرکت را يک جناح و در فصل دولت احمدينژاد ميوه اين جريان را جناح ديگر چيده بود اينبار بايد راه و مسير ديگري را براي موفقيت پيدا کنند. در ميان کار جريان اصلاحطلب و اصولگراياني که سال نود و دو با عنوان اعتدالي به اين جريان پيوستند پيچيدهتر است.
جرياني که حول محور اصلاحات و ميانهروها در جناح اصولگرا با محوريت مرحوم آيتالله هاشمي رفسنجاني به عنوان ثقل عقلانيت سياستورز و رئيس دولت اصلاحات به عنوان محرک بخش خاکستري و خاموش جامعه نزديک به جريان اصلاحات جمع شدهاند در دوره آتي با فقدان آيتالله که اثر حضور او در انتخابات سال 96 به شکل محسوسي به کمک اين جريان آمد و با تلاشهاي بيوقفه جريان مقابل به انواع ترفندها و مهندسيهاي سياسي و امنيتي براي تخريب صورت حضور رئيس دولت اصلاحات که در انتخابات قبل به کنايه بزرگان جريان مقابل گفته بودند که اين ديگر انتخابات نيست بلکه انتصابات سياسي يک نفر است و او را هدف قرار داده بود بدون ترديد به تنهايي کمکي براي پيشبرد برنامه سياسي اصلاحات و اعتدال در انتخابات 1400 نخواهد کرد. 
شدت گرفتن مشکلات اقتصادي و معيشتي، شکست استراتژي برجام در حوزه اقتصاد داخلي به عنوان محور عبور از شرايط تورم و سپس رکود با نوع سياست تجديد تحريم از سوي دولت آمريکا و همچنين افزايش نارضايتي در ميان قشرهاي مختلف با تحريک و فضاسازي جريانهاي مخالف حاکميت که روش بزرگنمايي را محور تلاش خود براي عبور از نظام قرار دادهاند بيش از همه بر ثبات و وضعيت عمومي جريان اعتدال و اصلاحات تاثير خواهد گذشت و درآينده وضع اين جريان را سخت خواهد کرد.
اما با توجه به آنچه طرح شد چه بايد کرد؟ در واقع کدام استراتژي از امروز  در نگاهي واقعبينانه آينده جريان ميانه رو که کشور را از آسيب داخلي و خارجي ميتواند حفظ کند را تامين مينمايد. 
سه محور ميتوان براي اين آينده در نظر گرفت:
محور بازگشت به مشي انقلابي غير طبقاتي
در اين مشي اصلاحات و اعتدال روش فعاليت و حضور سياسي خود را با رويکردي انقلابي اصلاح کرده و در تغيير محور توسعه اقتصادي استراتژي جلب اعتماد با پيوستن عيني به جريان خود اتکا به داخل را پي ميگيرد. البته اين مشي طبقاتي نيست يعني انقلاب اقتصادي طبقاتي نيست، انقلاب اقتصادي براي بازگشت به اصولي است که اصلاحات بر  اساس آن جغرافياي سياسي و اجتماعي و فرهنگي کشور را از تهاجم و تغيير آني و ويرانگر حفظ ميکند. اصلاحات و اعتدال بايد در بحث اقتصاد رويکردي جوانگرا و متکي به انقلاب اقتصادي و اقتصاد مقاومتي توسعه گرا را مدل خود قرار دهد.

محور جلب مشارکت اقشار خاموش با رويکرد شهروند مسئول مطالبه گر و انتقاد از درون
در اين مشي مطالبه گري از موضوعي حزبي و صرفاً سياسي مبدل به خود انتقادي اصولي و متکي بر نقد از درون ميشود. واقعيت اين است که جريان اصلاحات و اعتدال در شرايط فعلي در خصوص مشي خود انتقادي نسبت به جناح مقابل عملکرد ضعيفتري داشته و نگاه از درون در اصلاحات و اعتدال متکي بر ارجعيت شناخت واصل شده به نسبت شناخت انتقادي وارد شده شده به اين جريان است.
اصلاحات از درون شهروندان مصالبهگر منتقد به خود را بر نميتابد و به همين دليل تاريخ مصرف جوانان پرشور اصلاح و اعتدال تا پايان انتخابات بوده و پس از آن عملا اين توان و انرژي رها ميشود يا به تعبير بعضي کنترل شده و براي رخداد سياسي بعدي نگهداري ميشود. بدون ترديد در انتخابات 1400 چنين مشي براي نسل دهه هشتاد با توسعه فضاي مجازي و تکثير صداها ديگر پاسخگو نخواهد بود. اين نسل براي آنکه بتوانند پايههاي تغيير و تحول را بر شانه خود با حفظ انسجام ملي و بر اساس اولويت اتکا و اعتماد به نفس به خود نگه دارند بايد متفاوت از نسل 70 و و 60 و 50 ديده شده و به کار گرفته شوند.
محور  معرفي چهرهاي با قابليت اقناع جامعه رنجيده از بازي سياسي، ناکام کنترل بحران اقتصادي  و تحريک شده توسط عوامل خارجي 
در ميان چهره هاي سياسي جريان اصلاحات و اعتدال: جهانگيري، عارف، لاريجاني، ناطق نوري و هاشمي پنج گزينه قابل توجه براي ورود به اين چهارچوب هستند. اگرچه در صورتي که شخصي مانند سيد حسن خميني آنطور که مرحوم آيت الله هاشمي رفسنجاني نيز مطابق رفتار و شکل نهايي ايدههاي ايشان براي شرايط سخت در نظر داشت محور اين جريان قرار ميگرفت، ميتوانست در وضعي حساس به عنوان ضمانتي براي عبور بدون برخورد و هزينههاي سنگين اجتماعي و سياسي در نظر گرفته شود.
اما با در نظر گرفتن اين فرض که اين چهره از بيت حضرت امام وارد اين وضع نشود. از ميان نامهايي که به آنها اشاره شد بايد به دنبال گزينهاي بود که با فقدان آيتالله و از دست رفتن بخشي از توان اثرگذار رئيس دولت اصلاحات بتواند مسائل طرح شده را محقق سازد.
صاحب اين قلم و گروه گرداننده اين رسانه در شرايط فعلي اعتقاد دارد به دلايلي که به طور مفصل در شمارهاي ديگر به آن خواهيم پرداخت محسن هاشمي رفسنجاني را در ميان اين پنج گزينه داراي شرايط مناسبتري دانسته و به دليل حساسيت موضوع اعتقاد دارد از امروز بايد تحليلگران سياسي به عنوان يک گزينه بسيار جديب و فرصتي منحصر به فرد براي جريان اصلاحات و اعتدال به وي توجه داشته و موقعيت او را مورد واکاوي قرار داده و به جامعه معرفي نمايند.
گفتمان آينده سياسي کشور به فردي نياز دارد که بتواند فراتر از اصول سنتي اصلاح و اصولگرايي در بيستسال گذشته دست به تبيين آينده کشور زده و راه را براي ورود نسل نو به عرصهها باز نمايد. 
شايد از نظر بعضي اين چهارصفحه مختصر که از سوي اين جمع انتشار يافته به مثابه معرفي زودهنگام ديده شود، اما واقعيت اين است که حساسيت شرايط و متاسفانه بعضي تصميمهاي سياسي احساسي و غير عقلاني و بعضاً منفعتطلبانه و شرايط سخت اقتصادي کشور و همچنين تلاشها و فعاليت شبانهروزي جناح مقابل براي يک فرد خاص جهت انتخابات بعدي که از روز پايان رقابت سال گذشته کليد خورده است، روشنگر اين موضوع ميباشد که براي آنچه پيش روي ما قرار دارد بايد از همين امروز آماده شده و راه را براي اقناع جامعه و و روشنگري و عبور از اين مرحله فراهم سازيم.
آينده ايران نه با تن دادن به فشارها و برنامهريزيهاي خارجي جهت تغيير و نه با جنگ در مرزهاي کشور و ورود به بازي کساني که به دنبال ضايع کردن دو نسل ديگر در اين کشور هستند ساخته نميشود، آينده ايران نبايد در دست دلالان و سوداگران اقتصادي قرار بگيرد، آينده اين کشور در چهارچوب عقلانيت انقلابي و عقلانيت اعتدالي بايد پيش رفته و بازيگران تازه خود را پيدا کند.

Histats.com START (standard) Histats.com END