آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۵۳۹۹۶
تاریخ انتشار: ۱۹ دی ۱۳۹۶ - ۱۳:۴۶
گفتگوی اختصاصی مهندس یاسر هاشمی با فیدوس
مهندس یاسر هاشمی در سالگرد ارتحال آیت الله هاشمی در گفتگویی اختصاصی با فیدوس در خصوص دغدغه های آیت الله هاشمی در اواخر عمر و مسیر سیاسی خانواده ایشان پس از آیت الله موارد مهمی را مطرح کردند.
در مورد خانواده هاشمی می‌گویند ایشان همه سیاسی هستند و در فعالیت سیاسی خود مانند آیت‌الله جدی می‌باشند. در مورد یاسر هاشمی اما گفته می‌شود که هم بسیار مورد علاقه آیت الله بود و هم حساسیت زیادی در خصوص حفظ مشی و روش ایشان دارد. او ارتباط بسیار نزدیکی هم با نسل جوان کشور داشته و نگاهش نسبت به مسائل کشور و جوانان دقیق و کارساز است. با ایشان به مناسبت نخستین سالروز ارتحال آیت‌الله در خصوص مسائل مختلف پیرامون زندگی و افکار ایشان و برنامه سیاسی فرزندان آیت‌الله در شرایطی که سخت درگیر آماده کردن سالن اجلاس برای برگزاری کنگره آیت‌الله بود به گفتگو نشستیم.

  جناب آقای هاشمی به نظرتان مهمترین دغدغه آیت‌الله پیش از درگذشت در خصوص شرایط کشور چه بوده است؟
آقای هاشمی همیشه منش سیاسی و مولفه اصلی در تصمیم‌گیری سیاسی‌اش مردم بودند، شما می‌بینید هم در حوزه مصلحت اندیشه و در حوزه تدبیر و عقلانیت آن‎چیزی که در آخر به تصمیم می‌رسید و واقع‌گرایانه بر اساس آن نگاه می‌کرد مصلحت مردم بود و ایشان هیچ وقت در دیدگاه سیاسی‌اش بحث مردم را کنار نمی‌گذاشت. لذا فکر می‌کنم آخرین دیدگاه ایشان که خیلی به صراحت و شفاف هم گفتند این بود که خوشحالم در شرایطی هستم که مردم آگاه شدند و سرنوشت خودشان را با درک آگاهانه شرایط انتخاب می‌کنند و دیگر کسی نمی‌تواند ایشان را فریب دهد و منحرف کند، امروز شرایط کشور و رسانه‌ها و فضای مجازی که ایجاد شده است همه اتفاقاتی بوده که مردم در یک آگاهی کامل قرار دارند و از مولفه‌های این موضوع ارتقاع سطح علمی مردم است، لذا فکر می‌کنم از دغدغه‌های اصلی ایشان همیشه این بوده و خوشحال بودند که این موضوع به یک جایگاه مطلوب و درستی رسیده است.
 
  یکی از مسائلی که امروز در خصوص تفکر و تاثیر آیت‌الله هاشمی در جامعه وجود دارد، کینه‌ای است که بعضی افراد و جریان‌های درون حاکمیت بعضاً از خود بروز می‌دهند، به نظر حضرتعالی با وجود سوابق انقلابی و سیاسی ایشان چه دلایلی برای این موضوع وجود دارد؟
باید این موضوع را به قبل از فوت آیت‌الله و بعد از فوت ایشان تقسیم بندی کنیم، امروز اگر می‌بینیم متاسفانه چنین رفتاری وجود دارد، نشان دهنده اثرگذاری تفکر و منش ایشان است و نشانه زنده بودن آن نگاهی است که آیت‌الله پاسدار آن بودند و این موضوع جای خوشحالی دارد. اگر امروز اینها نبود باید ناراحت بودیم که تفکر ایشان اثری نداشته و در بین ما نیست، وجود مخالفان اثبات کننده زنده بودن تفکر اعتدالی و عقلانیت در کشور است.
اما به هر حال در طول حیات سیاسی آقای هاشمی بودند کسانی که دوستانه و دشمنانه نسبت به این مسائل و تفکر آیت‌الله طرح مواردی می‌کردند. خوب بعضی از ایشان دوست‌دار انقلاب و نظام و کشور بودند، اما اختلاف نظر داشتند، دوست آیت‌الله هم بودند و دشمنی نمی‌کردند و این انتقادها بد نیست و باعث توسعه است.
اما کسانی بودند که آدم نمی‌داند ریشه تصیمیات و برخوردهایشان از کجا شکل می‌گیرد و آدم نگران است که اینها نفوذی‌هایی هستند در کشور که بنا بر ناسازگاری با اصل موضوع را دارند و از این پوشش استفاده می‌کنند. این بحثی که مطرح می‌کنم بین عقلای قوم همیشه مد نظر بوده است. گاهی بعضی افراد تصمیم‌هایی می‌گیرند، حرف‌هایی می‌زنند و عملکردی دارند که نمی‌توان منشاء آن را تفکری دانست که همسو با توسعه کشور است. مثلاً در خصوص یک حرکت افراطی مثل حمله به سفارت عربستان سعودی  اصلان شما نمی‌توانید قبول کنید اینها مخالفانی هستند که دغدغه ایران و اسلام دارند، آدم فکر می‌کند اینها شاید از یک جای دیگری خط می‌گیرند چرا که نه شرایط کشور موافق همچین اتفاقی بوده و نه عقلای نظام این موضوع را می‌پذیرند. لذا یک تفکیکی باید بین بعضی مخالفان آیت‌الله هاشمی صورت بگیرد به اعتقاد من که منتقد بودند و انتقاد هیچ ایرادی ندارد و آیت‌الله هم با تحمل با ایشان کار می کرد و خودش را با تحمل وبردباری این گروه را می‌پذیرفتند و مشهور است که در دولت ایشان همه افکار بودند و خودشان هم ترجیح می‌دادند با همه جریانات کار کنند.
آن چیزی که همیشه باعث عکس‌العمل و نگرانی ایشان می‌شد تفکرات و رفتارهای افراطی بود که آدم وقتی فکر می‌کند می‌بیند چطور می‌توان در آنها عقلانیت و تفکر و هدف توسعه کشور و استحکام نظام اسلامی وجود داشته باشد. اینجا در حقیقت مرز اصلی بین آقای هاشمی و مخالفان ایشان دیده می‌شود که در جامعه به شدت هم بروز کرد، یعنی افرادی که همیشه اقلیت بودند و اهل تفکر عقلانی نبودند، اما فریادشان به اندازه اکثریت بود. صدایشان به اندازه اکثریت بود.

  شاید مهمترین اتفاق در سالگرد آیت‌ الله تحقق پیش‌بینی‌های ایشان است، کسانی که آن روزها در خصوص نظر آیت‌الله پیرامون بعضی جریان‌ها، مخالفت داشتند؛ امروز خودشان به صورت عینی متوجه درستی نظر ایشان شده‌اند که این جریان انحرافی و مخالف نظام است، به نظرتان اگر آقای هاشمی بود و امروز را می‌دید که پیش بینی هشت سال پیش ایشان عیناً دارد اتفاق می‌افتد چه برخوردی می‌کردند؟
چون ما از آقای هاشمی هیچ وقت توقع کینه ورزی و رفتارهای احساسی نداشتیم، اگر امروز هم ایشان بودند قاعدتاً بروز خاصی از ایشان نمی‌دیدیم و این مسئله را به رخ نمی‌کشیدند و باز در همین مقطع هم به آینده نگاه می‌کردند.
اما در حقیق این بر می‌گردد به همان تفکر اعتدالی. ببینید ما اعتدال را چه تعریف می‌کنیم، اعتدال به تعریفی که بنده از ایشان آموختم آرمان خواهی واقع‌گرایانه است، اعتدال در نظر مرحوم هاشمی آرمانخواهی واقعگرایانه بود. یعنی هیچ وقت ایشان واقع‌بینی را در مقابل آرمانخواهی قرار نمی‌دهند. واقعا آقای هاشمی آرمانخواه بود اما با توجه به هوش و ذکاوت و تجربه‌ای که در برخورد با جریانات سیاسی و زندگی داشت، واقعیت‌ها را مقابل آرمان‌ها و مصلحت مردم قرار می‌داد و بعد تصمیم سیاسی خود را می‌گرفت، شاید یکی از نقاط مهم قوت ایشان این بود که توان تحلیل و تشخیص مسائل آینده را داشت و واقع‌بینانه به مسائل نگاه می‌کرد، در عین اینکه نگاهشان آرمان خواه بود.
این را هم در زندگی با آیت‌الله آموختم، ایشان جمع اضداد اخلاقی بودند، به این معنی که در عین درونی بودن آرمان خواهی در زندگی شخصی، آن چیزی که مصلحت مردم بود و واقعیت‌های زندگی مردم بود را سریع لمس می‌کرد و تجربه می‌کرد. اگر امروز در کشور اعتراضاتی داریم یا مشکلاتی برای کشور پیش آمده و مردم اعتراض‌های قانونی و در چهارچوب دارند در حقیقت توقع مردم از مسئولین این است که واقعیت‌های جامعه را ببینند و نگذارند پنهان بماند، یعنی بپذیریم در کشور مشکل فساد بعضاً وجود دارد، در کشور ضعف هست، قبول کنیم این مسئله هست و فوری نسبت به اصلاح آن اقدام کنیم، این تفکر آقای هاشمی بود که واقعیت ها را با دقت مرور می‌کرد و دنبال حل موضوع بود، نمونه خیلی بارز آن جنگ بود.
ایشان وقتی در یک جمع‌بندی واقع‌بینانه به این نتیجه رسید که جنگ باید پایان بپذیرد و شرایط جامعه و صلاح و مصلحت مردم را در این دید، در عین حال که فرمانده جنگ بود و اهداف کشور را با شعارهای جدی در جنگ دنبال می‌کرد، تصمیم گرفتند و پیش امام رفتند. در حوزه هسته‌ای شاید اگر آقای هاشمی نبودند، نیروگاه بوشهر هیچ وقت به سرانجام نمی‌رسید. شروع کارکردهای هسته‌ای از دولت‌های ایشان بود، ولی ایشان همه چیز را بر اساس واقعیت‌ها دنبال می‌کردند و ما دیدیم هرکجا این واقعیت‌ها در کنار آرمان‌ها قرار گرفت در نهایت ما به آرمان‌هایمان نزدیک‌تر شدیم و دورتر نشدیم و هزینه کمتری دادیم، ممکن است البته یک مقدار این موضوع زمان بیشتری برده باشد، اما به هر حال بهره‌وری بیشتری داشتیم.

   در خصوص تمایلات سیاسی آیت‌الله هم می‌گویند ایشان به خصوص در دو دهه پایانی عمرشان نگاه و طرز فکرشان عوض شد در این خصوص چه نظری دارید؟
در حوزه‌های سیاسی و اجرایی مشهور است، می‌گویند آقای هاشمی نزدیک به جریان راست بودند و بعد متمایل به جریان چپ شدند، ولی این حرف را قبول نداردم، اعتقاد دارم آقای هاشمی یک مسیر مشخصی را در زندگی خودشان داشتند، در حقیت این جریان راست بود که به جریان چپ نزدیک شد و در زمان دیگر این جریان چپ سیاسی بود که به جریان راست نزدیک شد.
مثلاً شما ببین کسانی که به دنبال اقتصاد باز بودند، امروز دارند اقتصاد بسته و دولتی را دنبال می‌کنند و کسانی که آن موقع چپ‌ها بودند و مخالف حرکت‌های سیاسی آن گونه بودند و به دنبال اقتصاد بسته بودند، الان به دنبال اقتصاد باز هستند. آقای هاشمی بر اساس زمان و مکان و مصلحت و اعتدال مسائل را ارزیابی می‌کردند، مثلاً آن موقع که در جنگ بودیم، ایشان تکیه‌شان به اقتصاد بسته بیشتر بود، ولی موقعی که جنگ تمام شد و قرار شد که مسائل سازندگی و اینها انجام شود، نگاهشان به اقتصاد واقع‌بینانه‌تر شد؛ ولی به هر حال ایشان به این اعتقاد بود که حرف مرد دوتا است، ایشان اعتقاد داشت که اگر مرد کاری کرد و متوجه شد که اشتباه کرده باید بپذیرد و آن را اعلام کند، تا اینکه بخواهد پافشاری بر اشتباه کنند. ایشان هیچ وقت به دنبال این نبود که اگر در حوزه‌هایی اشتباه شده بر آن پافشاری کند.

  سوال آخر اینکه با حضور آقای محسن هاشمی به عنوان رئیس شورای شهر به نظر می‌رسد فرزندان آیت‌الله یک پیام روشن دادند که قرار نیست از سیاست کنار برویم، شما و دیگر اعضاء خانواده هم قرار هست فعالیت سیاسی خود را گسترده تر کنید؟
من و تمام خانواده از موقعی که فعالیت اجتماعی خود را آغاز کردیم، در حوزه‌های سیاسی و اجتماعی حضور جدی داشتیم و توقعی که جامعه از ما دارد این است که نسبت به افکار آقای هاشمی پایبند باشیم و در زنده نگه داشتن این افکار کوشا باشیم، اگر هم بخواهیم از فعالیت سیاسی و اجتماعی دوری کنیم و کنار بنشینیم دور از انصاف است و دور از نگاه جامعه است و قطعاً نمی‌توانیم و اینطور هم تربیت نشده‌ایم که بتوانیم در این مسائل جدا باشیم، تا آنجا که فضای اجتماع به ما اجازه بدهد و خواست عموم مردم باشد فکر می‌کنم همه ما کنار مردم هستیم انشاالله بتوانیم و خداوند توفیق دهد مشی آیت‌الله و نگاه ایشان را دنبال کنیم و محب و صمیمیت مردم هم در این مسیر با ما همراه باشد.

Histats.com START (standard) Histats.com END