آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۵۳۶۰۳
تاریخ انتشار: ۱۲ دی ۱۳۹۶ - ۱۲:۳۴
چگونه تیشه را برای کوبیدن بر درخت برداشتند
اما حق با کیست؟ بدون تردید حق با مردم است، همانطور که رئیس جمهور نیز در واکنش به این شرایط تاکید کرد حق با مردمی است که کمرشان زیر بار این فشارها در یک دهه گذشته خم شده است.

چه کسانی آغازگر شرایط فعلی بودند

داریوش معمار-این روزها همه چیز شکل دیگری دارد، به جز آنچه می‌بینیم. از طرفی سناریونویسان داخلی برای حمله به دولت با هدف آغاز کردن جریانی که می‌تواند در انتخابات آتی مجلس موقعیت سران اصلاحات را در موضوع اثرگذاری بر مردم تضعیف کرده و جریان اعتدال را به کنج براند و در انتخابات ریاست جمهوری کاندیدای ایشان را محبوب سازد برنامه‌ای نوشتند که نمونه آن را جریان اصلاحات در سال 78 و دوره دوم دولت خود تجربه کرده بود. همچنین ایشان می‌خواستند از دل شخصیتی مانند احمدی‌نژاد و یارانش اپوزیسیونی از درون بسازند که با سیاه و سفید کردن و ایجاد تقابل جایگاه جریان مقابل را در میان طبقات پایین جامعه به عنوان یک خط دهنده بگیرد و از سوی دیگر مطالبات سیاسی و اجتماعی کسانی که در انتخابات به جمع حامیان سیاسی دولت با توجه به نظرات و قول روحانی و پیام سران اصلاحات پیوستند ازخاطر برود. به یاد داشته باشیم که چگونه یک پیام ویدئویی در انتخابات مجلس گذشته و ریاست جمهوری کل سناریوها را بر هم زد و جریان اصلاحات را پیش برد و انحراف مطالبات، آسیب زدن به دولت اعتدال و ناامید کردن مردم سرفصل این سناریو بود.

بازیگران منطقه‌ای

اما همه ماجرا این نبود بازیگران منطقه‌ای نیز که طی چند سال گذشته میدان عراق، سوریه، یمن و لبنان و کردستان عراق را به ائتلاف روسی و ایرانی به طور کامل واگذار کرده و عملاً رقابت منطقه‌ای را باخته بودند به دنبال فرصتی برای آوردن زمینه درگیری و اغتشاش به درون کشور بوده و سریع بر موج تدارک دیده شده سوار شدند، ایشان امید داشتند بتوانند مدلی مشابه آنچه در سال گذشته در ترکیه رخ داد و چند سال پیش در سوریه مبنای اغتشاش و درگیری داخلی شد را به عنوان سناریو عبور از ایران تدارک ببینند. ایشان پیش‌تر تدارک مالی و سیاسی کار خود را دیده بودند و تنها در انتظار فرصتی برای بهره برداری نشسته بودند.

جریان‌های فرعی

در این میان چند جریان فرعی دیگر نیز نقش بازی کردند که همه آنها یک هدف مشخص را دنبال می‌کردند، نشانه رفتن امنیت داخلی. جریان‌های مختلف به خصوص جریان وابسته با سلطنت طلب و منافقین نیز در این میان بازی خود را انجام دادند و هرکجا توانستند مسائل را به سمتی بردند که افکار و احساسات عمومی بیشتر جریحه دار شود. این جریان‌ها سناریو عبور به هر قیمتی را سرلوحه کار خود قرار داده و مبنای برنامه‌هایشان قرار دادند. در این بین جریان منافق که بیشترین نزدیکی را با عربستان دارد به نظر می‌آید نقش جدی‌تری در طرح ریزی این برنامه بر عهده گرفته است.

مردم بیکار و گرفتار

وقتی همه مسیر را مه فرابگیرد، وقتی چهره‌ها در هاله‌ای از دود و مه پوشیده شود، وقتی فقر و بیکاری گریبان مردم را بگیرد تشخیص حقیقت امور بسیار سخت می‌شود. اینجاست که نارضایتی عمومی به کمک سناریو نویسان می‌آید و ایشان شعار عبور از اصلاحات و اعتدال را برای مردمی تجویز می‌کنند که می‌دانند نتیجه عبور از اصلاحات و اعتدال می‌تواند چه عواقب غم‌انگیز و مخاطره انگیزی برای کشور داشته باشد.

دولت عملاً به دلیل کارشکنی آمریکائی‌ها در تحقق همه آنچه در برجام تائید شد و کارشکنی‌های داخلی برای برهم زدن روال اجرایی شدن توافق و ایجاد بدبینی نتوانست روابط اقتصادی و ارزی بین‌الملی کشور با جهان را به طور کامل تنظیم نماید شرایط دولت وقتی سخت‌تر شد که با حفظ تورم در کشور رکود، اقتصاد ایران را با مخاطره جدی روبرو کرد.

دولت بدهکار و غرق شده در رکود

نتیجه تداوم چهارساله رکود فلج شدن تولید بود. دولت درگیر تحریم که تلاش داشت شاخص تورم را نگه دارد، نتوانست از سد رکود بگذرد و همین موضوع نه پولی باقی گذاشت که در بخش تولید سرمایه‌گذاری شود و نه به دولت فرصت حمایت از تولید داخل داد. از طرف دیگر تولیدی که نتواند صادرات انجام دهد نیز خواه ناخواه نمی‌تواند دوام یابد. در شرایطی که طرف‌های خارجی امکان مبادله ارزی با ما ندارند و عملاً تولید کننده داخلی هرچه بفروشد برای گرفتن پولش با مشکل مواجه بوده و برای آنچه می‌خواهد بخرد هم ارز کافی در اختیار ندارد، روشن است که تعطیلی و ورشکستگی دور از دسترس نیست. تولید ورشکسته اشتغال که ایجاد نمی‌کند، تولید بیکاری جدید می‌نماید.

جمع بندی

نقش منتقدان و سناریو نویسان داخلی مخالف دولت، بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی، جریان‌های مخالف با اصل حاکمیت و گرانی، بیکاری و رکود در کنار همدیگر روشنگر موضوعی است که می‌توان از آن با عنوان کلی فسادی یاد کرد که مردم را در شرایط پیش آمده درگیر خود کرده و امکان قضاوت صحیح را از ایشان گرفته است.

اما حق با کیست؟ بدون تردید حق با مردم است، همانطور که رئیس جمهور نیز در واکنش به این شرایط تاکید کرد حق با مردمی است که کمرشان زیر بار این فشارها در یک دهه گذشته خم شده است. اما اگر بخواهیم مقصر این جریان‌ها را بشناسیم باید بگوییم؛ آنها که جریان رقیب قصد دارد ایشان را مبدل به قهرمان کرده و جایگزین رهبری اصلاحات و اعتدال در کشور نماید، عاملان اصلی شکل‌گیری این جریان هستند. وقتی رقابت سیاسی در کشور اخلاق را کنار گذاشته و تنها خط مورد قبولش کنار زدن رقیب به هر ترتب باشد، وقتی بدون درک صحیح از شرایط و رقابت تلاش شود به هر ترتیب قهرمانان جعلی و نجات دهندگان جعلی به کشور تحمیل شوند نمی‌تواند انتظار داشت که خروجی این وضع تامیین منافع ملی باشد. مردمی که اموالشان یا توسط صندوق‌های جعلی و قلابی تاسیس شده در دولت نهم و دهم به تاراج رفته یا قدرت خرید خود را در کوران تورم‌های سیصد درصدی و چهارصد درصدی عصر احمدی‌نژاد از دست داده‌‌اند یا فرصت اشتغال و کسب و کاررا در دوره پنج‌ساله رکود و نبود منابع ارزس از دست داده‌ان  روشن است که سطح تحمل پاینی داشته و امکان دارد در شرایط بحران و جوسازی‌ها درگیر جریانی شوند که مسیرش را نه سناریو نویسان اختلافات داخلی و قهرمان‌سازان جریان رقیب دولت که عربستان و اسرائیل در کشور ما می‌نویسند.

 

Histats.com START (standard) Histats.com END