آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۵۲۷۷۴
تاریخ انتشار: ۲۸ آذر ۱۳۹۶ - ۱۱:۰۲
محمد قیصری، کارشناس مسائل خاورمیانه به بررسی تحولات اخیر خاورمیانه و بر هم خوردن موازنه قوا در این منطقه پرداخته است.
به گزارش فیدوس: تحولات اخیر منطقه نشان می دهد که خاورمیانه جدیدی در حال شکل گیری است. پس از پایان داعش، تحولات لبنان و استعفای حریری و همچنین تحولات یمن افت و خیز دوباره ای به خود می بیند و در این میان درگیری انصارالله و نیروهای منسوب به عبدالله صالح باعث کشته شدن او شد. موضوعی که می تواند باعث تغییراتی در موازنه قوای در منطقه گردد. موازنه قوا در خاورمیانه به چه صورتی تعریف می شود؟ آیا قدرتهای منطقه ای خاورمیانه دارای قدرت ذاتی برای بروز و ظهور در این زمینه هستند و می توان امیدوار بود در این منطقه توازن نسبی برای ایجاد صلح دائمی شکل گیرد. دوران پساداعش در خاورمیانه دوران پیچیده ای به نظر می رسد. دورانی که پس از فروکش کردن بحران گروههای وارداتی تکفیری، فضای ملتهبی را از طریق ورود بی حد و حصر تسلیحات به کشورهای عربی خلیج فارس شاهد هستیم و شاهد بهم خوردن توازن منطقه از سوی قدرتهای بین المللی هستیم.
در این باره با محمد قیصری، کارشناس مسائل خاورمیانه گفت و گویی داشته ایم که قسمت اول آنرا از نظر می گذرانید.


در سوریه همین روال برای عربستان پیش آمد؟ آنها به اهداف خود نرسیدند؟

بجز بحث عراق، در بحث سوریه هم، سعودی ها روی هم رفته دستاوردی نداشتند، گروهایی که سعودی حامی آنها بودند، بعد از مدتی یکی پس از دیگری آشکار شد که گروه  های رادیکال و خطرناکی هستند و آنها حمایت تسلیحاتی می  کردند، حمایت مالی می  کردند. آن اتحاد نیم  بندی هم که با ترک  ها در طی این چند سال قبل بسته بودند و در سوریه مداخلاتی انجام می  دادند و فشارهایی وارد می  کردند، آن هم بعد از کودتای نافرجام در ترکیه، رفته رفته از دست رفت. علاوه بر ماجرای قطر که پیش آمد، این وضعیت تشدید هم شد. بالاخره، ماجرای قطر تا حد زیادی به ارتباط این کشور با ایران ربط داده می شد و معمولاً هم در شرطهایی که می  نوشتند که قطر این  ها را بپذیرد و برگردد، یکی از بندهای اولیه همیشه کاهش روابط با ایران بود. ولی در واقعیت از همان بندها یکی هم روابط با ترکیه بود. پایگاه ترک  ها در قطر، مناسبات ترکی- قطری به ویژه در شما آفریقا در حوزه لیبی، در خود خاورمیانه، عربستان انتقاداتی به این داشت. بنابراین، آن روابطی هم که با ترک  ها در سوریه داشتند و نیروهای مشترک را حمایت می  کردند، رفته  رفته آن انسجام از بین رفت، نیروهای سوری، حزب  الله ، ایران و نیروهای هوایی روسیه، روی هم رفته توانستند داعش و نیروهای رادیکال را کم  کم عقب برانند و ما امروز تقریباً می  بینیم که در سوریه اوضاع امن می  شود. بنابراین، سعودی  ها در اینجا احساس کردند که، علیرغم هزینه  های سنگینی که کرده بودند و خوشبینی  های زیادی که داشتند، دست خالی خارج شدند.

عربستان چرا با محاسبات اشتباه پیش رفت و نتوانست فضا را مدیریت کند؟ همه چیز به تغییرات در حکومت و قدرت آن بر می گردد؟
 
پایان کار داعش در عراق و به ویژه سوریه زمان را برای سعودی تنگ کرد، فرصت  ها را از آنان گرفت بنابراین مجبور بودند دست به تحرکی بزنند. من فکر می  کنم فعال کردن جبهه لبنان می  توانست در این چارچوب باشد با برآوردهایی که سعودی  ها داشتند و دستپاچگی که سعودی  ها داشتند، احتمالاً روی حمایت  های غربی  ها به ویژه امریکا و فرانسه حساب  های بیشتری کرده بودند منتها آنها هم به دلایلی حاضر به حمایت تمام قد از سیاست  های عربستان در وضعیت فعلی نبودند. به هر حال خود امریکایی  ها در سوریه منافعی دارند که از طریق کردها تأمین می  شود. این مسائل هم به نظر من هست، بحث لبنان با این فعال شد، بلکه بتوانند امتیازاتی بگیرند، به هر حال اگر آن سناریویی که عربستان طراحی کرده بود که در گام اول آقای سعد حریری استعفاء می  داد، در گام دوم اوضاع لبنان به هم می  ریخت و نزاع سنی- شیعه درمی  گرفت، مداخلاتی آنجا شکل می  گرفت، حزب  الله مجبور بود نیروهایی که در سوریه کمک می-کنند علیه داعش می  جنگند، برگرداند و فضای سوریه را واگذار کند، سعودی ها روی این حساب کرده بود که می  توان ماجرای بحران در سوریه را طولانی  تر کرد و در واقع زمان خرید. منتها جواب نداد، یکی این بود که برآورد سعودی  ها از اوضاع اشتباه بود، دوم من فکر می  کنم گروه  های لبنانی هشیاری ویژه  ای به خرج دادند. روی هم رفته حتی وضعیت عربستان در قبل از استعفای حریری به نظر می رسد از الان بهتر بود، الان بدتر است همان گروه  های سنی هم انتقاداتی دارند. قبلاً فکر می  کردند که، یا تصورشان این بود که عربستان سعودی حامی است، به چشم حامی نگاه می  کردند، گروه  هایی که اطراف آقای حریری جمع شده بودند، به هر حال آقای حریری علاوه بر اینکه نخست وزیر لبنان است شهروند عربستان سعودی هم هست، مسائل مالی  شان در عربستان سعودی است، شرکتشان در آنجاست و همان جا بزرگ شدند، منتها بعد از این ماجرا احساس کردند که تحقیر شدند، توسط کشوری که فکر می  کردند باید حامی ایشان باشد.  به نظر این احساس تحقیر شدگی در گروه  های سمپات عربستان سعودی، در لبنان هست. بنابراین، این سیاست جواب نداد. اگر چه نباید خیلی خوشبین بود و فکر کرد قضیه در همین جا خاتمه پیدا کرده است. به نظر من این شیطنت  ها در لبنان ادامه خواهد داشت، به هر حال سعودیها جای پای محکمی در لبنان دارند، سال  های سال آنجا بوده، فعالیت  هایی داشته اند، معمولاً از حمایت غربی  ها هم برخوردار است. 

چه اهدافی را از این فضا دنبال می کردند؟

من فکر می  کنم با این نیت این کار را کردند که به چند تا هدف دست پیدا کنند، یکی این که پس از داعش بتواننند در سوریه امتیازاتی بگیرند؛ دوم این که آن هدفشان که تحت فشار قرار دادن حزب  الله هست، به لحاظ سیاسی، به لحاظ امنیتی و مهمتر از همه به لحاظ نظامی و مسائل خلع سلاح که آقای الجبیر در کنفرانس مدیترانه ای رم پیش کشید که تا زمانی که حزب  الله و گروه  های شبه نظامی سلاح داشته باشند، امنیت لبنان بر نخواهد گشت و مسائلی از این قبیل. بنابراین، سعودیها این نوع سیاست در لبنان را با اهداف منطقه  ای پیاده کرده اند، بحث های سیاسی و اقتصادی را هم اضافه کرده اند و سعی کرده اند لبنان را تحت فشار اقتصادی قرار بدهند، تأکید کرده اند که سرمایه شان را از لبنان بیرون خواهند کشید، برای اقتصاد لبنان که اقتصاد کوچکی هست این می  تواند یک تهدید به حساب بیاید. علاوه بر آن شهروندانش را  از سفر به لبنان منع کردند. به ویژه توریسم لبنان برای شهروندان شبه جزیره  ی حجاز که شامل عربستان سعودی و چند شیخ نشین دیگر می  شود، به دلایلی لبنان محل مناسبی است، توریسم مناسبی هست، در لبنان آزادتر هستند و فضای مساعدتری و  خوش آب و هواتری دارد و همچنین ارزان  تر است. بنابراین عربستان وقتی شهروندانش را از مسافرت به لبنان منع کرده با هدف ضربه زدن به اقتصاد لبنان بوده است. علاوه بر آن، گفته شد که تهدیده کرده بود کارگران لبنانی و لبنانی  هایی که عربستان و احتمالاً امارات و کویت کار می  کنند اخراج خواهند شد؛ این  ها با توجه به جمعیت لبنان جمعیت قابلی هستند. بنابراین تحرکات اقتصادی و فشارهای اقتصادی را علیه لبنان شروع کرده به اضافه این که گمانه  زنی  هایی هم هست که نخست وزیر لبنان، آقای سعد حریری را در آن چارچوب سیاست  های مبارزه با فساد اقتصادی آقای بن سلمان، در آن چارچوب تحت فشار قرار داده، شرکت آقایان حریری را، که شرکت معروفی هم هست،آماری که وجود دارد چند سالی است که با توجه به اتفاقاتی که عربستان افتاده خسارت می  دهد ، بحث همین سیاست  ها و تغییرات آقای بن سلمان  بالاخره، شرکت  های ساخت و ساز مسکن یکی دو سالی است در عربستان، مثل گذشته نمی  توانند موفق باشند، کارگران ارزانی را که از کشورهای آسیای جنوبی داشتند، اخراج می  کنند. بحث هایی که مرتبط با این بودند. روی هم رفته این  ها فشارهای اقتصادی است که سعودی ها می خواهند و در صدد هست به لبنان وارد کنند. 
Histats.com START (standard) Histats.com END