آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۴۹۸۲۵
تاریخ انتشار: ۰۶ آبان ۱۳۹۶ - ۰۸:۵۹
بحثی درباره رهبری با درجه‌بندی با رهبر میهمان ارکستر ملی
ارکستر ملی ایران با تمام حرف‌ و حدیث‌هایی که درباره آن مطرح بود، بالاخره همین یک هفته پیش، در تالار وحدت برنامه جدید خود را روی صحنه برد. برنامه‌ای که به‌رغم طرح برخی مباحث، به رهبری «مهدی وجدانی» که او را با عنوان «مدیر روابط‌عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد» می‌شناسند، برگزار شد و دو نظر را به وجود آورد
به گزارش فیدوس: ارکستر ملی ایران با تمام حرف‌ و حدیث‌هایی که درباره آن مطرح بود، بالاخره همین یک هفته پیش، در تالار وحدت برنامه جدید خود را روی صحنه برد. برنامه‌ای که به‌رغم طرح برخی مباحث، به رهبری «مهدی وجدانی» که او را با عنوان «مدیر روابط‌عمومی معاونت هنری وزارت ارشاد» می‌شناسند، برگزار شد و دو نظر را به وجود آورد. برخی از این برنامه استقبال کردند، برخی آن را بهترین اجرا دانستند و برخی هم از اظهارنظر درباره این برنامه خودداری کردند. ارکستر ملی در این برنامه، قطعه‌ «نی‌نوا» را اجرا کرد.
داستان این حرف و حدیث از آن‌جا شروع شد که گفته می‌شد قرار است تغییر و تحولاتی در ارکستر ملی به وجود بیاید. این بحث‌ها البته متعلق به امروز و دیروز نیست و هر از گاهی با طرح یکی از نام‌ها، آغاز می‌شود. نام‌هایی در قامت بزرگان موسیقی و افرادی چون فرهاد فخرالدینی و فریدون شهبازیان که این دو نام‌های اخیر است.
با این حال به‌رغم طرح این نام‌ها، نام «مهدی وجدانی» جوان مطرح شد. نامی که از همان زمان طرح موضوع، با موافقت و مخالفت مواجه شد. یکی از رهبری درجه ٤ و ٥ بحث به میان آورد و دیگری از ظهور پدیده‌ای نو در عرصه رهبری ارکستر ملی. از سوی دیگر خبرها در این زمینه بسیار متفاوت و متناقض است یکی می‌گوید، فلان استاد به قهر رفته و دیگر برنخواهد گشت و دیگری می‌گوید، فلان استاد دنبال این است که بر مسند رهبری ارکستر ملی بنشیند. وارد ماجرا هم که بشوید، هیچ‌کدام از این اخبار قابل‌ تأیید یا تکذیب نیستند!

کار انجام شد
مهدی وجدانی شامگاه ٢٨ مهرماه روی «استیج» رفت و با همکاری ارکستر ملی قطعه «نی‌نوا» را اجرا کرد. البته وجدانی اگر قرار به انصاف باشد، خیلی هم دست تهی در این زمینه نداشت. او در کارنامه حرفه‌ای‌اش، رهبری ارکستر «نوای صلح» را هم دارد. هر چند برخی به همین هم خرده گرفته‌اند و گفته‌اند که این رزومه پروپیمانی نیست، چون کارش در این ارکستر فقط به چند اجرا محدود می‌شود. تازه آن اجراها هم خیلی باب میل و دلچسب نبوده است، اما به‌عنوان فردی که از بیرون، ماجرا را می‌بیند، این سوال برایش پیش می‌آید که فی‌الحال مشکل کار کجاست. جوانی است یا درجه ٥بودن؟ نابلدی است یا رزومه‌نداشتن؟ اینها به‌ هرحال باید پاسخ درستی داشته باشند.
قطعه «نی‌نوا» که به رهبری وجدانی اجرا شد، از ساخته‌های حسین علیزاده است که دو‌سال پیش هم اجازه‌ اجرای قطعه‌ «نی‌نوا» را توسط ارکستر سمفونیک تهران به دست آورد. سازنده این قطعه بارها تأکید کرده که به این قطعه نگاهی ملی دارد و به همین دلیل هرگز مانع اجرای قطعه‌ «نی‌نوا» حتی توسط ارکسترهای کوچک هم نشده است. به همین دلیل پیش از اجرا برخی از رسانه‌ها در اخبار و گزارش‌های خود تأکید کرده بودند: «اجازه اجرای این قطعه از سوی حسین علیزاده هرگز به منزله‌ حمایت آواز هیچ رهبر ارکستری نیست».
نوای صلح یک آغاز
مرور روایات و موافقت‌ها و مخالفت‌ها، درباره این موضوع یعنی جوان‌بودگی رهبر ارکستر، یک بخش کار است اما این‌که روایت خود وجدانی از این ماجرا چیست، بخش دیگر داستان است. او با «شهروند» به گفت‌وگو نشست و درباره این موضوع به‌طور کامل حرف زد. حرف‌هایی که البته همه‌اش را نمی‌شود در یک گزارش مطبوعاتی جمع کرد. وجدانی آن روزی که با «شهروند» به گفت‌و‌گو نشست، همان اول بسم‌الله، در برابر این سوال قرار گرفت که کار رهبری را چطور آغاز کرده است؟ پاسخش و سابقه این امر به ارکستر «نوای صلح» می‌رسید. می‌گفت: ‌سال ١٣٨٧ وقتی ارکستر نوای صلح راه‌اندازی شد، من به‌عنوان رهبر ثابت انتخاب شدم. ما آن زمان موسیقی تراژدی رستم و سهراب را که یک نمایش بود و در تماشاخانه سنگلچ اجرا می‌شد، کار کردیم و بعد از آن هم که جشنواره موسیقی آغاز شد، آن زمان سمفونی ظهور را در تالار وحدت اجرا کردم، بعد هم از طرف حوزه هنری قطعه «فتح» را با موضوع دفاع‌ مقدس نوشتم. بار دیگر هم از طرف حوزه هنری سمفونی ١٤٠٤ را پیشنهاد دادند. به ‌هرحال می‌خواهم بگویم، طی این سال‌ها مدام کار انجام داده‌ام. در کنار این کارها، ارکستر «نوای صلح» هم کنسرت‌های خودش را داشته و اجرا شده است. بخشی از کارها هم مربوط به دوره رمانتیک و باروک است. در‌ سال ٩١ یا ٩٢، بخش سازهای ایرانی را اضافه کردیم و قطعات ایرانی را با فرم ملی اجرا می‌کردیم. آثاری مانند آثار درویش‌خان و استاد حنانه.
او در برابر این پرسش هم قرار گرفت که «به هرحال وقتی شما کارمند وزارت ارشاد هستید، این ابهام پیش می‌آید که از برخی ارتباطات استفاده کرده‌اید». می‌گفت: از قضا، از زمانی که به معاونت هنری آمده، فعالیت‌های موسیقی‌ام را کمتر کرده‌ام و از آن زمان تا حال دو کنسرت بیشتر نداشته‌ام تا هم به کارهای اداری برسم و هم شائبه پیش نیاید که بگویند چون در معاونت هنری است، دارد در مسیر اهداف و منافع شخصی کار می‌‌کند. من از آن زمان که به‌عنوان مدیر روابط‌عمومی مسئولیت دارم، حتی مجوز برگزاری یک کارگاه آموزشی هم نگرفته‌ام و کنسرتی هم که داشتم، در فرهنگسرای نیاوران اجرا کردم.
روایت وجدانی از دعوت‌شدنش به‌عنوان رهبر میهمان در ارکستر ملی هم شاید بد نباشد: دو سه‌‌ماه پیش بود که آقای صمیمی‌پور، با من صحبت کرد و گفت؛ تو که کار ارکستر انجام می‌دهی، چرا روی ارکستر ما کار نمی‌کنی؟ من از بین ارکستر سمفونیک رو ارکستر ملی، خودم پیشنهاد ارکستر ملی را دادم، چون ارکستر ملی مدتی رهبر میهمان نداشت.
  آن‌طور که در ذهن است، آقای چکناواریان رهبر میهمان بودند.
نه منظورم در دوره جدید و در زمان آقای شهبازیان است. در ارکستر سمفونیک هم آقای معمارزاده رهبر میهمان بود. من آن‌جا گفتم که دغدغه من اجرای قطعه نی‌نوا استاد حسین علیزاده است. این قطعه را از بچگی و دوران نوجوانی دوست داشته‌ام و همزمان در جمع خانوادگی و... گوش می‌کردم، احساس خاصی به آن داشتم. به ‌هرحال هماهنگی‌ها انجام و همه چیز هم برای اجرا مهیا شد.
  دقیقا از کی وارد وزارت ارشاد شدید؟
از ‌سال ٨٣- ٨٤.
  یعنی آن‌زمان که نوای صلح را هم داشتید؟
نوای صلح از ‌سال ٨٧ آغاز به کار کرد.
  خب دقیقا همین را می‌گویم یعنی در زمانی که نوای صلح آغاز به کار کرد، شما چند سالی بود که در وزارت ارشاد کارمند بودید.
آن‌زمان من در روابط عمومی تماشاخانه سنگلچ بودم. اگر منظورتان این است که به دلیل کارمندبودن در وزارت ارشاد برخی از اقدامات را انجام داده‌ایم و استفاده کردیم، خیر اینطور نیست. در ارشاد بسیاری از کارمندها هستند و حتی مسئولیت هم دارند اما صبح تا بعدازظهر در اداره مشغول کارند و بعد از آن هم به تخصص و دغدغه خود می‌رسند. ما هم مثل همه برای یک مجوز سلسله‌مراتب را طی می‌کنیم و حتی گاهی مجوزی که به ما داده می‌شود، زمان بیشتری را طی می‌کند، چون حساسیت وجود دارد و این حساسیت مورد توجه قرار می‌گیرد.
  آقای شاهنگ گفت‌و‌گو کرده بودند و دلیل حضور شما در ارکستر ملی را جوانگرایی ذکر کرده بود. واقعا اینطور است؟
این را من نباید بگویم. داستان جوانگرایی را از چند وجهه و زاویه باید دید. یکی این‌که همین الان شما بین نوازنده‌ها که نگاه کنید، بخش اعظم آنها جوان هستند. مسن‌ترینشان بیست و چند‌سال سن دارد. یک وجه دیگر جوانگرایی هم نگاه به ارکسترهای مطرح دنیاست شما الان ارکستر شیکاگو، سان دیه‌گو و... را ببینید رهبرانشان چند‌ سال دارند؟ آن‌جا مرسوم است که هر‌سال یک نفر از افراد مسن و باتجربه را می‌آورند برنامه اجرا می‌کند، اما در حالت کلی دیگر سمفونی بتهوون را هم آن‌طور که ٥‌سال پیش اجرا می‌کردند، اجرا نمی‌کنند.
نقد حال
این سخنان آشنایی است که چند جایی از اهالی موسیقی به‌عنوان نقد شنیده شده است. حتی زمانی که فرهاد فخرالدینی را به دلیل این‌که دینامیک نبود برداشتند و... برخی این ایراد را مطرح کردند که «خب، آن زمان به بهانه دینامیک نبودن فخرالدینی او را برداشتید، اما حالا رهبری را دارید که اگر فرصت کند روی صندلی می‌نشیند.» اینها بحث‌هایی است که بین اهالی موسیقی مطرح است. موضوعاتی که بنا به فضای خاص موسیقی در پنهان ماجرا به نقد مطرح می‌شود و با هرکدام که صحبت می‌کنی، فقط حواسشان به این است که طرح این موضوعات در فضای عمومی باعث دردسر نشود. حتی وقتی با یکی از اهالی موسیقی بحث می‌شد، تاکیدش این بود که در فضای بیرونی برخی از افراد، سرپل‌های رسانه‌ای دارند که عنداللزوم بنا به منافع ویژه و خاص افراد به آنها مدد «خاص» می‌رسانند.
رهبر میهمان در ارکستر ملی در بخش دیگر گفت‌وگوی خود با «شهروند» به ویژگی‌های یک رهبر اشاره کرد: رهبر ارکستر اول از همه باید موسیقی را خوب بفهمد. قدرت تحلیل و آنالیز داشته باشد، به این معنا که بتواند یک قطعه موسیقایی را آنالیز کند و فراز و فرود قطعه را دربیاورد؛ مثال می‌زنم تا بهتر مشخص شود. اگر در روزنامه شما، یک متن نقطه و ویرگول نداشته باشد، متن شما نامفهوم می‌شود. ما در موسیقی هم دقیقا چنین چیزهایی را داریم به نام فریم. رهبر ارکستر باید بخش‌های مختلف را بفهمد. باید بداند وقتی تعداد قابل ‌توجهی ساز با هم می‌نوازند، کدام بخش‌ها مهم است تا در اجرا نشان داده شود و خود آن صاحب اثر را هم بشناسد. اینها البته همه‌اش ابتداییات است. رهبر ارکستر خودش هم باید نوازنده خوبی باشد. باید نوازندگی‌اش در حد قابل قبول باشد. باید بر سازهای درون ارکستر هم اشراف داشته باشد. من نمی‌توانم مثلا به یک نوازنده بگویم این‌جای قطعه را این‌طور بزن «ری.دی.دی.دی.دی دید دید». اگر این‌طور بگویم می‌پرسد این یعنی چه؟ باید با او با زبان فنی حرف بزنم. وقتی مثلا بگویم این‌جا را با آرشه راست بزن و این‌جا را با سر آرشه بزن، می‌فهمد من بر سازها اشراف دارم. من به‌عنوان رهبر ارکستر از صفر که رهبر یک ارکستر بزرگ نبودم. من ابتدا از رهبری دو تا پیانو شروع کردم. بعد سازهای زهی را رهبری کردم و بعد سازهای بادی را. مراتب دارد. باید بدانید چطور ارکستر را به سمتی ببرید که آن صداهایی که می‌خواهید را به شما بدهد.
او در پاسخ به این سوال که «یکی از موضوعاتی که باید به آن توجه کرد، بحث دینامیک رهبر ارکستر است که رهبر ارکستر باید پرفرمر (اجرا‌کننده ) باشد. در میان رهبرانی که نامی دارند می‌توان این ویژگی را دید. رهبرانی که می‌توان نام برد حداقل‌های این ویژگی‌ را دارند. حتی اگر علامه دهر هم باشند و بتوانند در حوزه نظر بهترین کتاب‌ها را بنویسند، اگر این ویژگی را نداشته باشند، نمی‌توان به آنها رهبران خوب گفت. نظر شما چیست؟» گفت: من به این ویژگی که شما پرفرمر گفتید می‌گویم شو مَنی! این ویژگی را اگر نداشته باشند، ارکستر از دست آنها درمی‌رود. ناگهان می‌بینید فرد چهار میزان از ارکستر عقب می‌ماند. برای همین است که رهبران با سن بالا را در ارکسترهای سنگین استفاده نمی‌کنند؛ به‌عنوان مثال یکی از رهبران ناگهان در حین اجرا توقف می‌کند. در این مواقع در اصل رهبر خسته شده که ایستاده است، برای همین هیچ وقت ارکسترهای درجه یک را به رهبران مسن نمی‌دهند. این‌جا چون همه‌چیز مرام و مسلکی است، ارکستر کار خودش را می‌کند، اما اگر هر جای دیگر دنیا باشد ارکستر توقف می‌کند!
وجدانی به سوالات دیگر هم پاسخ داد. این سوال به‌صورت مستقیم مطرح شد که وقتی شما به‌عنوان رهبر میهمان مطرح شدید، برخی شما را رهبر درجه چهار و پنج اعلام کردند، نظر خودتان چیست؟ او گفت: ایرادی ندارد اما موضوع اصلا درست نیست. هر کس چنین حرفی را می‌زند باید مصداق بارز و قابل فهم برای دیگران داشته باشد. باید پارامتری داشته باشد. اول از همه این‌که برای هنر هیچ وقت نمی‌شود پارامترهایی از این نوع گذاشت. مگر ما در این زمینه گام‌به‌گام داریم که رهبر درجه‌بندی باشد. اگر این‌طور است یک رهبر درجه دو و نیم به من معرفی کنید. اگر این‌طور است ملاک این یک و دو و دو و نیم چیست؟ الان اگر در دنیا هم نگاه کنید رهبران ارکسترهای بزرگ جوان‌تر از من را هم می‌بینید. خود آقای رهبری که در سن بیست و چند سالگی رهبر ارکستر شد، باید بگوییم در آن زمان رهبر درجه پنج بودند و حالا رهبر درجه یک شده‌اند. این را تأکید می‌کنم که در قطعات ایرانی نمی‌توان فهمید که رهبر خوب کیست. اصلا فرم موسیقی طوری است که نمی‌شود تشخیص داد. ما وقتی بازار موسیقی‌مان درست نیست از این مشکلات داریم. الان بسیاری تفاوت بین یک قطعه از چایکوفسکی، با اجرای كلوديو آبادو، کارایان یا گرگیف را نمی‌توانند تشخیص دهند چون نشنیده‌اند. حرفه‌ای‌ها می‌فهمند، چرا چوم کارایان فاصله را بلندتر می‌گیرد، برای خودش هم دلیل دارد. از این میان است که رهبران بزرگ بیرون می‌آیند. کسی که توانست برود آن قطعات را آنالیز کند آن وقت می‌تواند از درجه پنج و چهار بودن حرف بزند. هر چند ما چنین تقسیم‌بندی‌ای نداریم. الان در دنیا هم این‌طور نیست که هر کس که بر ارکستر بزرگتری رهبری کرد سطح کاری بالاتر دارد و برعکس اگر در ارکستر کوچکتر بود سطح کارش هم پایین است. امروز دیگر این موضوع به هیچ عنوان رایج نیست. از قضا در ارکسترهای کوچکتر آدم‌های با نام و نشان را می‌آورند که بتوانند درست آموزش دهند. مجموع بحث این است که از پایه، ارکستر درجه یک و دو و سه و ... را نمی‌فهمم.
  چندی پیش خبری درباره شما منتشر شد که گفته بود آلبوم‌هایتان را در زمان مسئولیت در ارشاد منتشر کردید، اما خودتان می‌گویید از زمانی که آمدم ارشاد آلبوم منتشر نکردم.
من نخستین آلبومم را در ‌سال ٨٤، دومین‌ را سال ٨٦، سومین‌ را ‌سال ٨٨ و چهارمین آلبومم را در ‌سال ٩٤، به ترتیب با نام‌های «زشتی و زیبایی» «اشک‌هایی از بهشت»، «جاده‌های بارانی» و «جایی برای ابدیت» منتشر کردم. بنابراین از زمانی که آمدم به روابط‌عمومی معاونت هنری چطور می‌توانستم مجوز گرفته باشم و آلبوم منتشر کنم. حتی کنسرت هم نرفتم.
  به‌نظر می‌رسد وزارت ارشاد از زمانی به بعد تصمیم گرفت از افرادی که در سیستم خودش هستند، به‌عنوان روابط‌عمومی‌های مورد نیاز استفاده کند. آیا این سیاست وزارتخانه است؟
بله، درست است.
  یکی از موضوعات دیگر درباره شما این است که آقای علیزاده به‌طور کلی اجازه اجرا داده است نه به‌طور خاص؟
 اتفاقا این موضوعی است که من چون حدس می‌زدم ممکن است حاشیه‌ساز باشد، از استاد علیزاده اجازه گرفتم. یک‌بار زمانی که در ارکستر نوای صلح بودم، استاد را دیدم و خدمتشان گفتم استاد اگر فرصتی پیش بیاید که ما این قطعه نی‌نوا را اجرا کنیم شما اجازه می‌دهید، ایشان گفتند بله، اشکالی ندارد. آن زمان هنوز بحث ارکستر ملی نبود، اما وقتی بحث ارکستر ملی مطرح شد و من دغدغه‌ام اجرای نی‌نوا بود، دوباره موضوع را مطرح کردیم. یک‌بار تماس گرفتم که ایشان پاسخ نداد. بعد از دو منبع پیغام فرستادم که یکی‌اش آقای مرادخانی بود که به ایشان گفته بودم هر وقت با استاد علیزاده صحبت کردیم درباره این اجرا هم نظرشان را بگیرید. بعد هر دو منبع پاسخ مثبت آقای علیزاده را اعلام کردند. آقای مرادخانی می‌گفت که ایشان گفته‌اند من که گفته‌ام اشکالی ندارد.
  شما درباره جوانگرایی حرف زدید. سوال این است آیا این امکان که دیگر جوانان هم وارد عرصه شوند، وجود دارد؟
بله، چرا نباشد. اصلا دولت و به ویژه در ارشاد شعار جوانگرایی بوده است.
  در حوزه فرهنگ در این چهار‌سال که گذشت یا در همین مدت غیر از شاهد مثال که در ارکسترها نوازندگان جوان هستند، جای دیگر هم می‌شود جست‌وجو کرد؟
بله، وقتی جشنواره موسیقی کلاسیک ایرانی پارسال برگزار شد و امسال هم برگزار می‌شود، یا جشنواره موسیقی جوان و در این جشنواره‌ها افراد از سنین ٤ و ٥ سالگی تا سن ٢٧ یا ٢٨‌سال می‌آیند و برنامه اجرا می‌کنند، این چه نامی می‌تواند داشته باشد. یک ماه جشنواره در گروه‌های سنی الف، ب و جیم طول کشید. دیگر چطور باید ثابت کند که جوانگرایی می‌کند. اینها پشتوانه‌های موسیقی ما هستند.

ارسال دیدگاه شما
Histats.com START (standard) Histats.com END