آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۴۶۲۱۷
تعداد نظرات: ۴ نظر
تاریخ انتشار: ۰۴ شهريور ۱۳۹۶ - ۲۰:۰۸
خبری که قلب آبادان و آبادانی را سوزاند
داریوش معمار- گاهی حجم فاجعه عمیقاً اندوه‌گین می‌کند آدم را آنقدر که زبان خاموش مانده دلش می‌گیرد و تکان می‌دهد صاحب خود را تا شاید چیزی بگوید و حرفی بزند.

داریوش معمار- خانه بچاری‌ها که در دو طبقه با معماری بسیار زیبا، طراحی ایوان و چوب‌بری سبک قاجار در ابتدای خیابان دبستان قرار داشت به شماره 9968 در تاریخ 23/6/1382 در فهرست آثار ملی به ثبت رسید و در سال 96 با رای اولیه و قطعی دیوان عدلالت اداری از فهرست آثار ثبت شده خارج و شبانه تخریب شد. تخریب خانه بچاری تخریب بخشی از تاریخ و فرهنگ آبادان بود.

بانو سیمین بهبهانی پر مهرترین و شجاع‌ترین بانوی شعر فارسی است که در مطلع شعری سروده:

بگذار ساده بگویم:     اینجا کسی به کسی نیست

بیداد از پی بیداد     دادا که دادرسی نیست

خسته شدم شخصاً به عنوان مدیر مسئول و صاحب امتیاز فیدوس، از تکرار اینکه زبان به انتقاد مسئول و مدیری بگشاییم و فردا مدیر محترم و مسئول کم‌کار شکایتی از ما به مراجع قضایی تحویل داد و وصیغه و دادگاه و ...

اما گاهی حجم فاجعه عمیقاً اندوه‌گین می‌کند آدم را آنقدر که زبان خاموش مانده دلش می‌گیرد و تکان می‌دهد صاحب خود را تا شاید چیزی بگوید و حرفی بزند.

خانه بچاری‌ها را بچاری خراب کرد! چقدر تلخ شد سرنوشت این خانه وقتی خاطرات و آنچه مانده از میراث گذشته این شهر بود اینطور خراب شد، اما مگر خانه شکرچیان را هم همینطور خراب نکردند!؟ مگر تانکی‌ها را و خانه‌های زیبای مسیر استادیوم دهداری را همینطور خراب نکردند، مگر خانه باغ‌های ایستگاه یک تا هفت را همینطور خراب نکردند و... تا آبادان جنگزده جنگزده‌تر نشان بدهد خود را و مردم نگران‌تر باشند برای آینده.

شریک خراب شدن خانه بچاری اما آن فرد نابلد و بی‌تعهدی در شهرداری آبادان است که در روز شروع به کار شورای شهر جدید، مجوز تخریب این خانه را داد، کسی که اجازه داد شبانه با تیشه به ریشه تاریخ آبادان و آبادانی بزنند. تخریب خانه بچاری نتیجه تعلل میراث فرهنگی، بی رغبتی آقایان در معاونت گردشگری منطقه آزاد اروند و ... بود.

ای کاش یک دهم توجه اعضاء شورای شهر جدید و قدیم به دادن نشان لیاقت‌های بی‌مایه و بی‌فایده به افراد و بالا و پایین بردن بنرهای تبلیغات خود، توجه به زندگی و میراث تاریخی و فرهنگی آبادان و آبادانی بود.

آقای بچاری درد و دلی هم با شما دارم، اهالی فرهنگ و هنر آبادان، آبادانی‌ها و علاقه‌مندان به این شهر هرگز این ظلم شما را نه فراموش می‌کنند و نه بی‌بخشند، درست است شما مالک خانه بچاری‌ها هستید، اما چندین و چند ملک در آبادان دارید، می‌توانستید کمی قیمت فروش ملک را عادلانه‌تر تعیین کنید، می‌توانستید وقتی دیدید مشتری و خواهان برای خرید و مرمت خانه پیدا شده چند هفته صبر کنید و بعد تیشه به تاریخ آبادان بزنید. مردم آبادان شما را فراموش نمی‌کنند، اشکی که امروز شما بر چشمان فرهنگیان آبادان نشاندید به این زودی‌ها خشک نخواهد شد و کسانی می‌نویسند در تاریخ این شهر که مسئول تخریب خانه بچاری‌ها، مسئول در آمدن این خانه از لیست فهرست آثار ثبت شده میراث ملی، فردی بود با فامیلی بچاری، فردی که تیشه بر ریشه این خانه زیبا کوبید.

حالا آبادان با این سرعت که بعد از جنگ دارد میراث و نامش تخریب می‌شود، با این سرعت که آن تاریخ و گذشته زیبا را دارند تلاش می‌کنند از خاطره‌ها پاک کنند، زخمی‌تر و رنجورتر از همیشه است، آبادان مادر همه تلخی‌هاست، که شناسنامه‌اش را گذاشته‌اند میانه و دارند می‌سوزانند. آبادان سوخته و زخمی، که گذشته ندارد با این حساب و آینده آن هم مشخص نیست.

می‌خواهم گلایه‌ای هم کنم از نمایندگان آبادان که صدایشان برای اهل فرهنگ بلند نیست. آقای کعبی، آقای شرفی، آقای مختار چرا صدایتان الان بلند نیست که دل‌های آبادانی‌ها با شنیدن خبر تخریب خانه بچاری خون شد. چرا تشریف نبردید با وزیر و استاندار و فرماندار و مدیرعامل منطقه آزاد اروند و آقای ترکان صحبت کنید برای جلوگیری از تخریب میراث ملی آبادانی‌ها، چرا چند هفته داد و خواهش و تمنای مردم آبادان و اهالی فرهنگ را برای جلوگیری از تخریب این خانه نشنیدید، چرا اجازه دادید خانه بچاری‌ها را که میراث فرهنگی این شهر بود شبانه تخریب کنند!؟

نمی‌دانم الان دیگر فایده‌ای هم دارد نوشتن این کلمات، نه فایده ندارد، چه فایده دارد نوشتن وقتی خانه خراب شد و آن تاریخ با فشار ضربه کلنگ فرو ریخت، چه فایده دارد واقعاً، افسوس که آیندگان و نسل‌های بعد جز این خرابی و نابودی چیزی از آنچه پدران ما برای ما باقی گذاشتند ندارند تا در موردش صحبت کنند.

خانه بچاری‌ها خراب شد تا دل آبادان و آبادانی بشکند، غم‌فراوان شود و اشک ما از نو جاری شود برای ویرانی، کی باشد که لبخندی بزنیم برای آبادانی!؟

 

انتشار یافته: ۴
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
ابادانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۱:۴۵ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۴
0
0
خیلی وقت ها به خودم می گویم که دیگر از سایت شما بازدیدنکنم چون خبر خوبی درج نمی کنید! فقط غصه و ناراحتی.یعنی در آبادان در خرمشهر حتی یک خبرخوب پیدا نمی شود که شما درج کنید؟ مثلا.... مثلا .... مثلا.....................................................................................حرفم رو پس می گیرم.نه ! نه! در اینجا خبر خوبی نیست.خیلی وقتها سعی می کنم به آبادان فکر نکنم.فعلا بیخیال باشم و بعدا هر وقت شد برم شیراز اصفهان ... زندگی کنم.اما نمیشه.آقای معمار فقط شما درلتون به درد نمیاد همه مون دلمون به درد میاد .
احمدپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۵
0
0
ای کاروان آهسته ران کآرام جانم می رود
عجب،تنهاصداست که می ماند،وگرنه گوش اگرگوش منو
ناله اگرناله تو .......
داریوش جان این قدرناراحتی هستیم که وثیقه راوصیغه نوشتن هم جای ایرادنمی گذارد
احمدپور
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۱ - ۱۳۹۶/۰۶/۰۵
0
0
ای کاروان آهسته ران کآرام جانم می رود
عجب،تنهاصداست که می ماند،وگرنه گوش اگرگوش منو
ناله اگرناله تو .......
داریوش جان این قدرناراحتی هستیم که وثیقه راوصیغه نوشتن هم جای ایرادنمی گذارد
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۳ - ۱۳۹۶/۰۶/۱۳
0
0
خودم آبادانیم ولی تمامی این ناملایمات و فلاکتها ناشی از بی عرضگی مردم اینجا و نمایندگان بی عرضه تره . هیشکی حاضر نیست بخاطر دفاع از این شهر خودش را به خطر که چه عرض کنم به دردسر بیندازد . راستی مردمان امروز آبادان از کجا آمده اند که اینگونه در انفعالن .
Histats.com START (standard) Histats.com END