آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۴۳۹۶۴
تاریخ انتشار: ۲۸ تير ۱۳۹۶ - ۱۴:۵۳
پرنده‌ي زخمي، پرنده افتاده از درخت
به گزارش فیدوس؛ حكايت مناطق آزاد، حكايت 20 سال فعاليت در شرايط خاص است. حكايت وضعيتي كه در ابتدا قرار بود آينده توسعه و بازرگاني و توليد را در كشور ما مانند ديگر نقاط دنيا تغيير دهد، اما آنقدر لابي و اما و اگر و حيات خلوت از دل آن درآمد كه ديگر حالي براي متوليان و مديران و ساكنان براي اميدوار بودن باقي نگذاشت.

رضا حيراني/ حكايت مناطق آزاد، حكايت 20 سال فعاليت در شرايط خاص است. حكايت وضعيتي كه در ابتدا قرار بود آينده توسعه و بازرگاني و توليد را در كشور ما مانند ديگر نقاط دنيا تغيير دهد، اما آنقدر لابي و اما و اگر و حيات خلوت از دل آن درآمد كه ديگر حالي براي متوليان و مديران و ساكنان براي اميدوار بودن باقي نگذاشت. 
در دوره دولت‌هاي نهم و دهم دبيران شوراي عالي مناطق آزاد بيشتر نمايندگاني براي اداره حيات خلوت دولت بودند، مردم بجز در منطقه آزاد كيش كه نتايج اين مديريت را با همه وجود خود، با از دست دادن سرعت توسعه اين جزيره حس كردند، در ساير مناطق با خاموشي مطلق مناطق آزاد و اخبار گه‌گاهي از واگذاري زمين و امتياز به افراد مختلف پشت سر گذاشتند.
تحولات كشور در آن دوره و حتي در چهار سال اول دولت دكتر روحاني به نحوي نبود كه بتوان ادعا كرد مناطق آزاد توانستند گامي بلند در جهت اهداف مصوب خود بردارند. در دولت نهم و دهم ناگزيري و در دولت يازدهم هرج و مرج و رانت‌هاي اداري و استخدامي و كاري باقي مانده از دوره قبل خاك و خاكستر مناطق آزاد را با هم يكي كرد. 
مناطق آزاد در بحث آزادسازي اقتصاد ايران از بند بروكرراسي و قوانين پيچيده موفق نشدند راه به جايي ببرند، به اين دليل كه بخش مهمي از بدنه كارشناسي دولت و بخشي از مجلس اساساً اعتقادي به اين آزادسازي اقتصادي به عنوان فرصت كشور براي عبور از بحان توليد و رقابت نداشتند. بدتر اينكه در دوره‌هايي اداره مناطق آزاد به اندازه‌اي سياسي شد كه اساساً ديگر منافع مناطق، مردم و اقتصاد كشور از اولويت افتاد. 
چالش دولتي مناطق آزاد، چالش بين بخشي است، يعني وزارتخانه‌ها اگر در اسم و ظاهر مديريت خود در مناطق آزاد را طبق قانون واگذار كردند، در عمل حاضر به انجام اينكار نشدند، تنها چند وزارتخانه هزينه‌بر و بدهكار به اين موضوع تن دادند، از سوي ديگر گمرك نيز به دليل تعريف نشدن دقيق نقش در اداره مناطق آزاد در طول 20 سال گذشته مهمترين مانع توسعه مناطق آزاد بوده، باتوجه به اينكه يكي از سه منبع اصلي درآمدزا براي دولت‌ها گمرك مي‌باشد و حضور مناطق آزاد موجب كم شدن درآمد گمرك خواهد بود، طبيعي است در اين چالش ميان بخشي گمرك معمولاً بر مناطق آزاد پيشي گرفته ودولت‌ها بيشتر مدافع گمرك بوده‌اند. 
اما مشكل مهمتر در مناطق آزاد نداشتن تعريف است، مناطق آزاد براي مديران عالي دولت، مجلس و ديگر نهادهاي درگير تعريف مشخصي ندارد، هر گروهي بنا به منافع خود تعريفي از منطقه آزاد ارائه داده است، همچنين اين مناطق هميشه درگير برون‌نگري ناقص و درون‌زائي آفت زده بوده‌اند. حركت در مناطق آزاد به نحوي نبوده كه اتحاد ديپلماسي، تجارت و توسعه اجتماعي حاصل شود و بدون همزماني اين سه موضوع امكان ندارد مناطق آزاد توسعه متحول شوند. 
به اين ترتيب مي‌توان گفت مديريت در چهارسال دوم دولت اعتدال در مناطق آزاد هم براي دولت و هم اين مناطق از اهميت فراوان برخوردار است. چهارسال اول دولت روحاني چهار سالب طرح ريزي و آوار برداري و مبارزه برابر رانت و رابطه و لابي در مناطق آزاد بود، همانطور كه در چهار سال اول دولت اصلاحات نيز با اين مشكل هرچند محدودتر روبرو شدند، اما دولت دوازدهم دولت سرنوشت است، يا اين فرزند بيمار و رنگ‌پريده اقتصاد و توسعه در كشور شاداب و توانمند مبدل به بازوي دولت و كشور در امر توسعه و پيشرفت خواهد شد يا اينكه براي هميشه پرونده روياي مناطق آزاد بسته شده و به فاصله كمي مناطق آزاد در كشور جمع شده و به تاريخ مي‌پيوندند.

Histats.com START (standard) Histats.com END