آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۸۰۳۸
تاریخ انتشار: ۰۸ فروردين ۱۳۹۶ - ۱۳:۳۹
کیانووش راد
امسال ، ده فروردين ٩٦ ، ابراهيم عامري ، فعال سياسي ِ اصلاح طلبِ عرب و دبير رياضي بازنشسته ، وارد هفتاد و يكمين سال زندگي خود مي شود .
 امسال ، ده فروردين ٩٦ ، ابراهيم عامري ، فعال سياسي ِ اصلاح طلبِ عرب  و دبير رياضي بازنشسته ، وارد هفتاد و يكمين  سال زندگي خود مي شود . 
عامري هنوز هم پر انرژي و پر انگيزه است . در سن و سال عامري  ، كمتر فعال سياسي را درخوزستان و پا به پاي جوانان خواهيد يافت.  

زندگي ، آنگونه كه پوپر مي گويد : سراسر حل  مساله است. راه حل هاي درست و نادرست و سرانجام با " مهندسي تدريجي اجتماعي " و سعي و خطاها، راهي به حل درست و يا به بيان بهتر موجه تر ، عقلا ني تر و قانع كننده تر از هستي و هر مساله ريز و درشت زندگي ما انسان ها است. 

مهندسي تدريجي نه تنها شامل جامعه ، كه شامل ِ گروه هاي اجتماعي و خودِ فرد و در مسيرِشدنِ دائمي انسان موضوعيت دارد. 

 زندگي  ابراهيم عامري نيز ، آميزه اي از پاسخ هاي درست و نادرست بوده است 
همه ما نيز ، همواره در معرض اشتباه بوده  و هستيم.  مهم شجاعت اخلاقي ،  در پذيرفتن راه حل هاي درست مسايل است. 

ابراهيم عامري را در ديار خويش بايد در زمره ي روشنفكري ِ ارگانيك تعريف نمود.  روشنفكري در كنار مردم . 

رخداد انقلاب اسلامي ، عامري را از مدرسه ،  به مسوليت هاي اجرايي ، از جمله ، همكاري با هيات هاي واگذاري زمين و فرمانداري كشاند  ، سپس كنارش زدند و خود نيز كناره گزيد .

دوم خرداد ، دگر بار،  عامري را به ميدان جامعه و سياست كشاند  . ساحتي گسترده گر و در ميانه ي ميدانِ  جامعه و حكومت و عرب و عجم . 

از تجربه جديد ِ وفاق ، با يار ديرين و نكته دان اش ،عبدالله سلامي ، تا افت و خيز سياسي - اجتماعي .
كاميابي و ناكامي وفاق ، و درك ديگري از فعاليت مدني غير جزيره اي ، در جامعه چند قومي خوزستان بايد ياد نمود. 

تجربه وفاق و آفاق ، ابهام  و تغيير در استراتري منطقه اي و بومي فعالان عرب را رقم زد.  عامري در ابهام نماند و از اين مرحله عبور كرد .  اگرچه  - برخي كه از او آموخته بودند  ، اكنون ،  همچنان ، در  قدم هاي اوليه مانده اند و سخنان  گذشته را تكرار مي كنند. 

 ابراهيم عامري  هنوز هم ميل دانستن و درك تجربه هاي نو و كاربردي  و بومي كردن آنها را  دارد. مساله اي در ميان سياسيون خوزستاني كمتر به چشم مي آيد. 

عامري ،  در كنار عبدالله سلامي ، تاثيرگذارترين شخصيت هاي عرب  خوزستاني ، در ميان روشنفكران عرب خوزستاني اند. 

عامري  بي آنكه سوداي رهبري عرب هاي  خوزستان را در  سر داشته باشد ،( امري كه گه گاه ، رقابت بر سر آن مشهود است  ) ، بعنوان مدافعي  راستين ، در كنار مردم عرب  ايستاده است. 

گفتگو و تعامل و همكاري ، و  درك و شناخت ديگر اقوام خوزي و رهايي از استراتژي جزيره اي عمل نمودن ، حاصل عمري تلاش و مجاهدت و درك نوين عامري است. 

تقدم دموكراسي خواهي بر قوميت گرايي  ، راه را براي تنفس مطالبات و حقوق قومي و حفظ هويت قومي نيز خواهد گشود . 
اولويت قوميت و ناسيوناليسم ( چه از نوع ِ فارسي يا عربي و يا تركي يا ....)  بر دموكراسي ، علاوه بر تفرق بيشتر اقوام  ، راه بي بازگشت وانحطاط  پله به  پله ، از قوم ، تا قبيله و ايل ،  و از ايل و قبيله تا بيت وخانه را مي گشايد. 

طرح فارس هراسي و يا عرب هراسي ، دو لبه يك قيچي ، براي هدفي واحد ، يعني جدايي ميان قوميت هاست.
 دو لبه قيجي كه در همكاري نانوشته و پنهان ، بدنبال جزيره اي كردن قوميت هاست . 

سياست جذب اقوام ديگر و با همكاري ، در مقابل سياست دفعي و جزيره اي كردن اقوام ، نقشه راه  واقع بينانه اي است كه  عامري ،  در اخرين مصاحبه اش ، برآن  تاكيد ورزيد. 

عامري در ساحتِ  منطقه اي ، روشنفكريِ  سنتي ، و 
سياستمداري پوپوليسم و جزم انديش و دگماتيسم نيست. او همچون روشنفكري ارگانيك ، آنگونه كه گرامشي ترسيم مي كند فعاليت داشته است. 

افرادي چون عامري و سلامي را در ميان فعالانِ عرب ، مي توان  روشنفكراني  ارگانيك ، آنگونه كه گرامشي تبين نموده است  ناميد. فعالاني مردمي كه فاصله خود را ميان قدرت و حكومت و مردم همچنان به نفع مردم حفظ نموده اند. 

روشنفكران ِ سنتي از نظر گرامشي ، روشنفكرِطبقه حاكم است. روشنفكري كه وظيفه اش  حفظ منافع  و هژموني طبقه حاكمه است. 
روشنفكر ارگانيك ، از طبقه خود فاصله مي گيرد ،و به نوعي پادهژموني توليد مي كند ، و سعي در رساندن طبقه كارگر و توده ها ، به حقوق و منافع حقيقي شان دارد . اين دسته از روشنفكران بدليل حضور در ميان مردم ، جهان را آنگونه تحليل مي كنند كه هست و نه آنگونه كه نظام حاكم و سلطه از آنها مي خواهد. 

روشنفكر ارگانيك با كار دائمي و مساله يابي و پاسخ يابي براي  آن ، براي رهايي مردم و توده ها گام برمي دارد و  حلقه ميانجي و واسطه ميان توده ها و روشنفكران است. 

عامري سياست ورزي واقع بين است كه ملاحظه ي قدرت و مصلحت  و تعامل ، شيوه اي متفاوت از فارس هراسي و يا عرب هراسي را پيش روي جوانان عرب نهاده است. او به همگرايي ، با حفظ هويتکیانوش راد:
ها مي انديشد. 


 شايد روزي همگان دريابند كه  ، انسان بودن و انسان ماندن ، بالاتر و مهمتر از جنس و رنگ و زبان و نژاد و مليّت  و قوميت و قبيله و ايل و طايفه و حتا ايدئولوژي است. 

سياست ورزي عامري در خوزستان  ، الگوي خوبي از تعامل با حاكميت و ساير اقوام ، ذيلِ مطالبات  دموكراسي خواهي و عدالتخواهي  است. 

عامري و سلامي همزمان ، آماج  حملات تند ِمحافظه كاران و اصول گرايان و همچنين تندروهاي افراطيِ  قومي از دو جناح فارس و عرب  هستند. 

در روزگار قحطي پاكي ، عامري ، انساني پاك و معلمي دلسوز و روشنفكري متعهد مانده است. 

محمد كيانوش راد 
هفتم  فروردين ١٣٩٦
Histats.com START (standard) Histats.com END