آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۳۵۹۳
تاریخ انتشار: ۱۳ دی ۱۳۹۵ - ۱۱:۲۶
درباره جنجال های اخیر نامه اصغر فرهادی
نامه اخیر «اصغر فرهادی» راجع به گزارش روزنامه شهروند در روزهای اخیر واکنش های زیادی برانگیخته است. از پاسخ رئیس جمهور و پزشک دلسوز گرفته تا روزنامه ها و رسانه های ایدئولوگ و دانشجویان جهادی.
به گزارش فیدوس به نقل از ابتکار، نامه اخیر «اصغر فرهادی» راجع به گزارش روزنامه شهروند در روزهای اخیر واکنش های زیادی برانگیخته است. از پاسخ رئیس جمهور و پزشک دلسوز گرفته تا روزنامه ها و رسانه های ایدئولوگ و دانشجویان جهادی. نکته مشترک تمام این نوشته ها و حمله ها ( به غیر از پاسخ رئیس جمهور) این است: آقای فرهادی به جای اینکه پز یک روشنفکرنمای بی عمل را بگیری، شخصا آستین بالا بزن و با ما بیا و ببین و کار کن و خودت برای حل مشکل اقدام کن. مشخص نیست که این جماعت و مای مغفول مانده تا به حال کجا بوده اند. حالا که یک هنرمند نسبت به یک معضل اجتماعی احساس تاسف کرده است، همه به جای توجه به اصل موضوع قضیه را شخصی کرده اند و می خواهند با نیت خوانی و اشاره به زندگی شخصی فرهادی او را تخطئه کنند. به خاطر اهمیت این نگاه غالب نوشته پیش رو به مسئولیت فردی و اجتماعی وهمچنین وظیفه یک هنرمند خردورز پرداخته است. 

مسئولیت فردی و جمعی 
درباره نامه اخیر اصغر فرهادی و واکنش های به وجود آمده 
می شود از نظرگاه های مختلفی این مساله را بررسی کرد. اما مهمترین مساله برای راقم این سطور مطرح کردن مفاهیم مسئولیت فردی و مسئولیت جمعی است. انسان موجودی اجتماعی است و طی زمان و با به وجود آمدن مدنیت و قوانین مدنی از یک سری قواعد مشخص تبعیت می کند. مشکلی که در جامعه ما وجود دارد این است که غالب افراد مسئولیت کنش ها و رفتارهای شخصی خود را نمی پذیرند و علاوه بر آن به مسئولیت اجتماعی خود نیز توجهی نمی کنند. در این میان وظیفه یک هنرمند در جامعه ما چیست؟ آیا باید نسبت به پیرامونش بی تفاوت باشد؟ آیا باید در کنار بقیه آستین بالا بزند و با انجام کار یدی ثابت کند که دلسوز جامعه اش است؟ آیا باید سکوت کند و چشم بر همه چیز ببندد و تنها به منافع شخصی خود فکر کند؟ و آیا به طور کلی وظیفه ای بر دوش هنرمند نسبت به جامعه اش وجود دارد؟ 

آفتی به نام هنر کارکردگرا و پیام محور
با توجه به نفوذ تفکر چپ و دیدگاه کارکردگرا نسبت به مقوله هنر هنوز اثری در کشور ما هنری نامیده می شودکه برای اجتماعش نسخه بپیچد و به طور کلی پیام داشته باشد. افراط در این نگاه باعث شده است طبق معمول از آن طرف بام هم بیفتیم. در جامعه ما هنرمندانی وجود دارند که در چنبره مناسبات محدود شخصی شان غرق شده اند و در صفحه های مجازیشان با طرفدارانشان خوش هستند و هر چیزی که به فکر محدودشان می رسد، بیان می کنند و جامعه و سیاست و مردم خود را فراموش کنند. ما چه بخواهیم و چه نخواهیم در جامعه ای سیاست زده زندگی می کنیم. کوچکترین رفتارهای ما با سیاست های جامعه مان مربوط خواهد شد. توجه به این نکته سوالی را به ذهن متبادر می کند :آیا هنرمند وظیفه ای نسبت به جامعه اش دارد؟ هنرمند اگر نسبت به هستی و پیرامون خود دقیق باشد و اهل تفکر و خردورزی باشد واکنش ها و دیدگاهش نسبت به جامعه اش را در اثرش بازنمایی خواهد کرد. اگر این هنرمند در جایگاه یک روشنفکر قرار بگیرد مساله عمق پیدا می کند. مفهوم روشنفکر و کار روشنفکری در تاریخ این سرزمین قلب شده است. اگر به جای این واژه از تعبیر خردورز استفاده کنیم ، آیا یک هنرمند خردورز نباید نسبت به جامعه اش واکنش نشان دهد؟فرهادی به عنوان یک هنرمند کار هنری خود را تا به حال انجام داده است. بررسی کارنامه هنری او ارتباطی به این نوشته ندارد و مجال گسترده تری می طلبد. فرهادی به گواه آثارش نشان داده که در رویارویی با پیرامون و جامعه اش صاحب یک نگاه روشن است. او در جایگاه یک خردورز حق دارد که اندیشه خودش را بیان کند. بحث پذیرش و عدم پذیرش اندیشه او هم ارتباطی با طرح مساله ندارد. در جامعه سیاست زده ما که بسیاری از هنرمندان کار هنری را با شعار دادن و سیاست بازی اشتباه کرده اند، فرهادی با ظرافت اثر هنری اش را می سازد و در عین حال به عنوان یک خردورز نظر خود را راجع به مسائل پیش آمده بیان می کند. نامه فرهادی هشدار به جامعه و سیاست مدارانی است که با بی تفاوتی از کنار آسیب های اجتماعی می گذرند. پس فرهادی به عنوان یک خردورز نقش خود را ایفا کرده است. 

وظیفه یک خردورز آگاه سازی است
اما آیا یک روشنفکر (بخوانید خردورز) باید آستین بالا بزند و شخصا تمام مشکلات گور خواب ها را رفع کند؟ چرا یادمان می رود که اگر فرهادی نسبت به گزارش تکان دهنده شهروند واکنش نشان نمی داد، اکثر ما مثل بیشتر اتفاق های تلخ روزمره از کنار این واقعه هم عبور می کردیم. در تمام دنیا هنرمندان مسئولیت کمپین هایی برای رفع آسیب های زیست محیطی و اجتماعی را بر عهده می گیرند تا با توجه به دامنه نفوذ و تاثیر گذاریشان بر مردم و تفکر جمعی نگاه ها را به معضلات معطوف کنند . بعد از آنکه طرح مساله شد و همه برای رفع آسب پیش قدم شدند، خودشان نیز با نگاه یک مدیر فرهنگی وارد کارزار می شوند و اگر بتوانند از امکانات مالی و روابط خود استفاده می کنند. اما هیچ کدام در جایگاه یک پزشک، نیکوکار، مددکار اجتماعی، روان شناس و حلال مشکلات قرار نمی گیرند. آنها جامعه شان را نسبت به یک پدیده حساس می کنند و این گونه وظیفه خردورزی خود را انجام می دهند. از آنجا به بعد است که اهالی سیاست و مسئولان و جامعه باید دست به دست هم بدهند و برای حل مشکل طرح شده اقدام عملی کنند.
 
ضرورت ایجاد یک ساختار صحیح فرهنگی و اجتماعی
در واقع ساختار جامعه کشورهایی که فرهنگ قدرتمند و نظام مدنی مدونی دارند، تعریف مشخصی دارد. جایگاه مسئولیت های فردی و جمعی توسط قانون تعریف شده است و هر کس می داند که در کجای این سیستم قرار دارد. کسی از یک هنرمند خردورز انتظار ندارد با حضورش شخصا مساله را حل کند. کسی به هنرمندش توهین نمی کند. نیت خوانی نمی کند. زندگی شخصی و موفقیتهای هنرمندش را چماق نمی کند و بر فرق سرش نمی کوبد . آنها از هنرمند خود ، از اهالی رسانه خود و از شخصیتهای برجسته خود بابت طرح مساله و فعالیت در راستای آن تشکرکرده و سعی می کنند به قدر همت و فرصتشان برای حل مساله ای جمعی حرکت کنند. با توجه به نکات مطرح شده باید گفت که ما باید به جای نیت خوانی و توهین و افترا به اصل مساله ای که گزارش روزنامه شهروند برجسته اش کرده است توجه کنیم و به جای تخطئه فرهادی از او ممنون باشیم که کار خردورزانه خود را به درستی انجام داده است. او به عنوان یک سینماگر خردورز که دغدغه جامعه خودش را دارد، ما را نسبت به مساله گورخواب ها حساس کرده است. حالا از اینجا به بعد یکایک ما باید به مسئولیت فردی و جمعی خود فکر کنیم. مسئولان ما نباید از کنار این مساله مثل بسیاری از مسائل دیگر عبور کنند. حرکت جمعی در دل یک ساختار پویا و منسجم معنا پیدا می کند. عاطفه و برانگیختن احساسات بخش اولیه این مسئله است. بعد از حساس شدن باید به راهکار بیندیشیم. متاسفانه فرهنگ ما در دهه اخیر آکنده از توهین و افترا و نیت خوانی و توهم شده است. چرا ما به جای آنکه اصل مسائل را ببینیم دوست داریم در حاشیه غرق شویم؟ چرا اکثر ما نگاه درستی به مفهوم مسئولیت و مسئولیت پذیری نداریم؟ فرهادی کاری که باید را انجام داده است. برای لحظه ای درنگ کنیم و به این بنیدیشیم که مسئولیت من و ما در قبال جامعه مان چیست؟ هر جوابی که به این سوال بدهیم ، دیدگاه ما نسبت به این مقوله مهم را نشان خواهد داد.
Histats.com START (standard) Histats.com END