آخرین اخبار
آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۱۱۲۹
تعداد نظرات: ۱۷ نظر
تاریخ انتشار: ۱۰ تير ۱۳۹۵ - ۱۱:۱۲
نعمت نعمتی : " باران اندیشه در کلام ما "
" نمي‌دانم چرا اين كار را انتخاب كرده‌ام. اگر مي‌دانستم ، شايد ديگر نيازي به انجامش حس نمي‌كردم. چيزي كه قاطعانه مي‌توانم بگويم ، اين است كه اين نياز را از همان اوايل جواني حس كرده‌ام. از نوشتن حرف مي‌زنم ؛
هیچ کتابی ، بچه ی گرسنه ای را سیر نکرده است

 

                  

 نعمت نعمتی : باران اندیشه ، هنگامی که به مطالعه و نوشتن منجر شود، می توانی کمی تخلیه شدن را حس کنی و خودت را به یک ظرف پالوده و شاید هم به یک بستنی شکلاتی و قدم زدن در زیر باران ، دعوت کنی. اما درست زمانی که شال و کلاه کردی که بروی پالوده بخوری، با خود می گویی چنین قراری نداشته ای.چرا؟ چون به قول سعدی شیراز: "عهد نابستن از آن به که ببندی و نپایی". حالا چرا سخن از عهد بستن و نابستن به میان می آید؟ چون قرار نبوده خودت به تنهایی پالوده نوش جان کنی.

 بعد از آن که از خیر پالوده گذشتی به خودت می گویی پیاده روی که می توانی بروی ،اما یادت می آید که بیرون از آپارتمان کبریتی ات ،گرد و غبار است و ریز گرد.پس عطای پیاده روی را بر لقایش می بخشی و به کتاب پناه می بری. همان یار مهربانی که دوستش داری و دوستت دارد و سالهاست به عنوان یک دوست خوب به او اعتماد کرده ای که نه پشت سرت صحبت می کند و نه به هیچ وجه بدِ تو را می خواهد.

کتابی بر می داری و وقتی اولین پاراگراف مطلبی با عنوان " حرف زدن با بیگانگان "را می خوانی ،تکان می خوری.این پاراگراف را می گویم:

" نمي‌دانم چرا اين كار را انتخاب كرده‌ام. اگر مي‌دانستم ، شايد ديگر نيازي به انجامش حس نمي‌كردم. چيزي كه قاطعانه مي‌توانم بگويم ، اين است كه اين نياز را از همان اوايل جواني حس كرده‌ام. از نوشتن حرف مي‌زنم ؛ به خصوص نوشتن به عنوان واسطه‌اي براي قصه‌گفتن؛ براي تعريف قصه‌هايي خيالي كه هيچ وقت در جهاني كه ما واقعي مي‌خوانيم، رخ نداده‌اند. شكي نيست كه انتخاب اين راه ، براي ادامه ی زندگي غيرعادي است. تنها نشستن در اتاق با قلمي در دست ، ساعت از پيِ ساعت، روز از پيِ روز و سال از پيِ سال، جنگيدن براي حك كلماتي بر سفيديِ كاغذ، به نيت وجود بخشيدن به آنچه جز در سرِ شما ، جاي ديگري وجود ندارد. چرا كسي بايد چنين كاري را انتخاب كند"؟

این مطلبی بود از" پل استر " که امیر احمدی آریان آن را ترجمه کرده بود. راستش تا اینجای مطلب را که خواندم به قول سینمایی ها " فلاش بک " زدم به سال 88 که رفته بودم برای شرکت در  " اولین جایزه ادبی ایلام راوی " که یادش بخیر، گرچه هوا خاک آلود بود و آغشته به ریزگرد وچشم، چشم را نمی دید ، اما جمع داستان نویسان، آن قدر گرم بود که گرد و خاک را فراموش کرده بودیم.دو تن از داستان نویسان خوزستان از آبادان و شادگان هم آمده بودند با همراهی داستان نویسان شهر های مختلف کشور از شب تا صبح می نشستیم در هتل "زاگرس" ایلام ؛ داستان می خواندیم ونقد می کردیم و حرف می زدیم. یکی از شب ها  که یکی از داوران جشنواره  به جمع ما پیوست . هنوز ننشسته بود که پرسیدم :" واقعا حرف حساب ما چیست؟ ما داستان نویسان چه می خواهیم بگوییم که هر کدام از شهری آمده ایم اینجا و دور هم جمع شده ایم"؟

پاسخ ایشان این بود :" من همین طور هم  شبها اگه دیازپام نخورم، خوابم نمی بره .چه برسه به اینکه روی این موضوع هم فکر کنم.گاهی وقتها باید زیاد فکر نکرد .اینطور راحت تر زندگی می کنی"..

این ها را گفتم چون فکر می کنم هر یک از ما ، می رسیم به جایی که زمانی از خودمان یا دیگری این سوال را بپرسیم . به احتمالِ قریب به یقین هیچ پاسخِ منطقی نه از خودمان می گیریم ، نه از دیگری. چرا؟ نگاهی بیندازیم به عنوان مثال به  زندگی "انوره دو بالزاک"   با آن همه عذابی که متحمل شد و با آن قریحه ی بسیار زیادی که داشت و خلاق بود و خالق چندین اثر بی بدیل. کجا را گرفت ؟ به چه مقامی دست یافت؟همین که امروز کسی چون منِ نگارنده ی این سطور از او بدین گونه یاد می کند آیا برایش کافی ست یا دنبال چیزی دیگر بود و به قول مولانا : " کاو چیز دگر داند / او چیز دگر سازد ؟

و در جایی دیگر از همین مطلب ، " پل استر " می گوید:" هيچ كتابي تا به حال بچه ی گرسنه‌اي را سير نكرده؛ هيچ كتابي، موجب نشده گلوله‌اي تغيير مسير دهد و به تن قرباني‌نخورد؛هيچ كتابي تا به حال نتوانسته در دوران جنگ ، مانع از افتادن بمبي بر سر مردم بي‌گناه شود. خيلي‌ها فكر مي‌كنند ستايش از هنر، ما را آدم‌هاي بهتري مي‌كند، مردماني اخلاقي‌تر، حساس‌تر، فهميده‌تر. شايد راست مي‌گويند، در موارد معدود چنين اتفاقي مي‌افتد ...".

ولی با همه ی درد دل هایی که کرده ، در پایان به این نتیجه رسیده است که : " هر رماني، نوعي مشاركت و همكاري بين نويسنده و خواننده است و اين تنها نقطه‌اي است در جهان كه دو غريبه ی مطلق در نهايتِ صميميت، كنار هم قرار مي‌گيرند. من زندگي‌ام را صرفِ سخن گفتن با آدم‌هايي كرده‌ام كه هرگز از نزديك نديده ام، آدم‌هايي كه نمي‌شناسم و دوست دارم اين كار را تا آخرين لحظه ی عمرم ادامه دهم. اين تنها كاري است كه هميشه خواسته‌ام انجام دهم".

و به نظر منِ نگارنده ، همین نتیجه ، دل هر نویسنده ای را خوش خواهد کرد که بی آنکه مخاطبانش را دیده باشد ، می تواند به وسیله ی نوشتن با آن ها ارتباط برقرار کند و چه بسا با هم پالوده یا بستنیِ شکلاتی هم بخورند! نمی شود؟

 

                                                                              نعمت نعمتی

 

                                                                            

 

انتشار یافته: ۱۷
در انتظار بررسی: ۹
غیر قابل انتشار: ۰
فروزان رحیمی منجزی
|
Germany
|
۱۳:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۰
0
0
بسیار عالی..استاد عزیز موفق باشید
سَما بخشیان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۲:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۰
0
0
بسیار عالی
جلوداری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۰۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۱
0
0
درود به قلم زیباتون استاد.زیبا مینویسید وبرای اینکار آفریده شده اید حتی اگر مخاطبانتان راهیچوقت نبینید.بی تردید باهرکسی نمیتوان راز دل گفت وپالوده خورد وهرکسی هم نمیتواند به این زیبایی که شما میگویید،بگوید.دل حافظ که به دیدارتو خو گرشده بود. نازپروردوصال است مجو آزارش
نیوشا عزیزی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۴:۴۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۱
0
0
گاهی اوقات مرز بین نویسنده و خواننده بسیار نزدیک می شود به طوری که خواننده، خود را در قالب یکی از شخصیت های آن داستان یا متن خاص تصور می کند و حتی احساسش هم مطابق با آن متغیر می شود.
من تقریبا تمام داستان هایی که استاد نعمت نعمتی به قلم درآورده را مطالعه کرده ام و به جرات میتوانم بگویم در تمامی داستانهای کوتاه و بلندشان، ارتباط تصویری فوق العاده بالایی برقرار است و من نوعی بعنوان خواننده کتابهای ایشان، کماکان منتظر چاپ اثرات ارزنده استاد هستم.
سپاس استاد بزرگوارم
موسوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۴۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۱
0
0
سپاس استاد عزیز که تمامی گفته ها و نوشته هایتان سرشار از حسی ملموس است و بواسطه تصویری بودنشان، خوانندگان بخوبی میتوانند با آن ارتباط عاطفی برقرار کنند.
علی حلوسی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۱
0
0
با سلام
.خوشبخت کسی است که به یکی از دو چیز دسترسی دارد:کتاب خوب و
یا دوستانی که اهل کتاب باشند . ویکتور هوگو
متن زیبایی بود.هر کتاب با هر نوع موضوعی که نویسنده به نگارش آن می پردازد مخاطب خاص خود را دارد.گاهی میشود با خواندن یک کتاب به سفرهایی رفت که در دنیای واقعی هیچ وقت نمیتوان به آنجا راه پیدا کرد.به دنیایی فراتر از سرحد علم بشر.گاهی کتاب ذهنت را روشن میکند که هیچ نوری نمی تواند به روشنی آن باشد.شخصا فکر میکنم اگر کتابی نتوانسه است کودکی گرسنه را سیر کند مشکل از مخاطبی است که نخواسته این امر را جامعه عمل بپوشاند.دیدگاهم رو با این جمله به پایان میرسانم که ملتی که کتاب نمیخواند باید رنج تمام تاریخ را تجربه کند.از اینکه به بنده فرصت اظهار نظر را داده اید بینهایت سپاسگزارم.پیروز باشید.
کتایون نیری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۰:۲۳ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۲
0
0
بسیار لذت بردم از قلم شیوای شما استاد گرامی.مضمون مملو از صفا و صمیمیت توام با مبحثی از نویسندگی که مبین باران اندیشه در کلام می باشد.مایه افتخار هستین.
مصطفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۳۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۲
0
0
از روان بودن قلمتان که بگذریم این ابتکارتان را دوست دارم، در هر دل نوشته ای، چند اثر، صاحب و بخشی از اثر را معرفی کرده و شوق خواندن آنها را در مخاطب ایجاد می کنید!
ممنون استاد
مصطفی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۵:۳۹ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۲
0
0
از روان بودن قلمتان که بگذریم این ابتکارتان را دوست دارم، در هر دل نوشته ای، چند اثر، صاحب و بخشی از اثر را معرفی کرده و شوق خواندن آنها را در مخاطب ایجاد می کنید!
ممنون استاد
سلیمی فر
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۴۴ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۲
0
0
سلام.....استاد اگه قرار بر این بود که هر کتابی بچهفقیری را سیر میکرد که ....آدم های مثل الیور تویس ......کزت.......سیندرلا.....ژان والژان نبون ....ماهم چون جای برای درد دل نداریم به کتاب پناه میبریم.......درهر حال خسته نباشی......
بنت الهدی شوکاوی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۴:۰۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۳
0
0
سلام و درود بر استاد فرهیخته ام و احسنت بر شما که با قلم جادویی و شیواتون آثاری زیبا و قابل تقدیر خلق میکنید.بنظرم از ویژگیهای بارز آثار استاد،تصویری و محسوس بودن مطالب و مخاطب رو در لحظه قرار دادن و در کنار اون صحبت از باران و لطافت اون و قدم زدن در زیر اون هست که بنظر من زیبایی متن رو دو چندان میکنه و یک فضای پاک و رویایی و قابل لمس رو در بوجود میاره و خواننده رو مشتاق و درگیر اون متن یا داستان میکنه طوریکه خودش رو تو اون فضا تصور میکنه.به عقیده من فقط یک ذهن خلاق ميتونه اینچنین فضا و حس و حالی رو برای مخاطب خودش ایجاد کنه.درود بر شما استاد به خاطر هنرمندی و خلاقیتتون.
شیدا خوزستانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۱:۳۷ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۴
0
0
از بالای تمام رنج های انسان معاصر، قلم می گذرد تا با یاری واژه ها،مرهمی بیابد و التیامی ببخشاید بر تکه های باقیمانده ی انسانیت. می آفریند تا بماند. هر چند با گذر لحظاتی از یاس. ولی این یاس و ناامیدی در مقابل لحظه ی شیرین آفرینش، به زودی رنگ می بازد و محو می شود
سه یا چهار سال پیش در موسسه ای که کار می کنم، شاعر کودک و نوجوانی دعوت شد تا کودکان و نوجوانانی که با خوانش شعرهایش لحظات نابی را تجربه کرده بودند، او را از نزدیک ببینند. بچه ها دیدند و کلی ذوق کردند. فردای این دیدار، خانم شاعر در جمع مربیان اعتراف کرد که به این دلیل صاحب فرزند نشده چون " بچه داری" مانع نوشتن و پیشرفتش می شد...
آن شاعر فردای آن روز با هواپیما به خانه اش باز گشت. ولی دیگر نه کتاب هایش به امانت گرفته شد، نه در کلاس های ادبی خوانده شد و نه در کلاس های فرهنگی معرفی شد...
ناشناس
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۴۲ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۴
0
0
درود بر شما استاد عزيز ،مطلبتون بسيار دلنشين بود بي شك كتاب بهترين دوست براي ماست اگر به اين باور برسيم . سلامت و پاينده باشيد.
سحر حسن زاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۱۴
0
0
درود بر شما استاد عزيز ،متنتون خيلي دلنشين بود بي شك كتاب ميتونه بهترين دوست واسه ما باشه اگر اين حقيقت رو درك و باور كنيم ...سلامت و پاينده باشيد .
وحید کربلازاده
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۱
0
0
جمله هيچ كتابي، موجب نشده گلوله‌اي تغيير مسير دهد بسیار روی من تاثیر گذاشت و مرا عمیقا به فکر فرو برد
متن بسیار عالی بود استاد نعمتی
امیدوارم هر جا هستید موفق باشید
الهام البوشوکه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۵ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۵
0
0
به نظر من عالی بود موفق باشید
الهام البوشوکه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۸:۲۸ - ۱۳۹۵/۰۴/۲۵
0
0
به نظر من عالی بود موفق باشید
"فیدوس" نظراتی را که حاوی توهین است منتشر نمیکند
لطفا از نوشتن نظرات خود به صورت حروف لاتین (فینگیلیش) خودداری نمایید
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربحث ترین ها
Histats.com START (standard) Histats.com END