آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۱۱۱۲
تاریخ انتشار: ۰۳ تير ۱۳۹۵ - ۱۱:۰۹
یادداشتی از امین جوکار
باورم نمی‌شود که هارمونی به یادماندنی شعر قبانی و صدای عبدالحلیم را شنیده باشید و بعد از«قارئه الفنجان» بتواند کودک‌کشی کنید.

با بهارنارنج آشتی کنیم

امین جوکار/

 فیلم«آپوکالیپتو»ی مل گیبسون با نغزی از ویل دورانت شروع می‌شود و اینکه«هیچ تمدنی به وسیله بیگانگان از بیرون فتح نمی‌شود مگر آنکه ابتدا خود را از درون تخریب کرده باشد

دنیای امروز بی‌شباهت به روایتِ آخرالزمانیِ گیبسون از دنیای در جنگ با تمدن در آپوکالیپتو نیست.

امروز شاید پیش درآمدی باشد برای آخرِ دنیا وقتی که اعدام با آتش، معامله‌ی روز به روز بیشتر از دیروز اسلحه، جنگ‌های انتخاباتی برای تشدید استرس، فضای مجازی منقلب شده با سکس، آسمان سقف یکی و «نجومی» لقب فیش دیگری و دنیای مدرنی که مردمی لخت دارد؛ بنرهای رسانه‌ای هستند.

رشد سال به سال گرمای هوا، بازاری شدن جنگ‌ها، تلقینِ افراط، تلاش برای دزدیدن آب و نفت، تجارتِ بدن و بی‌پایانی شهوتِ قدرت را شاید بتوان دلایلی برای شباهت فضایِ امروزیِ دنیا به سکانس‌هایی از شاهکار مل گیبسون دانست.

در میان دلایل مستند بالا اما فرامستدل نیز می‌توان برای چرایی«دنیای پر از خونِ» امروز پاسخ یافت و گفت که شاید جهانِ امروز آسیب‌پذیری‌اش را از گاردگیری آدم‌ها در برابر موسیقی و عطر، دارد.

مگر می‌شود مجموعه‌ی بی‌کلام«آکاردئون روسی» را بر بلندای«تپه گنجشک‌ها»شنیده باشی و برای تکفیری شدن انگیزه پیدا کنی؟!

کنار هم بودن را می‌توان از همنشینی ترنج ایتالیایی و سیب فرانسوی در عطر«آونتوس» یاد گرفت و آونتوس‌زده را چه به بمب‌گذاری در مترو؟!

باورم نمی‌شود که هارمونی به یادماندنی شعر قبانی و صدای عبدالحلیم را شنیده باشید و بعد از«قارئه الفنجان» بتواند کودک‌کشی کنید.

چشم‌ها را ببندید و تصور کنید که «واي چه خوبه مال بار كنه يارت وابات بو/ كوميتچال زين مخملي به زير پات بو» را با آوای مخملی مسعود بختیاری را شنیده‌اید، حالا بعد از این حظ بی‌نهایت، تفنگ در دست بگیرید؛ نمی‌شود، غیرممکن و سنگین است.

راست گفت خالق«تاریخ تمدن» که ما از درون تمدن را کشتیم وقتی قهر کردیم با«جاده ابریشم» کیتارو بوی خوش " دیور" و دست بر گردن تفنگ گذاشتیم تا صدای گلوله ، قوت غالب گوش مان باشد و بوی خون ، بوی روزمرگی مان .

 .
نسلهای بعد می‌میرند مگر آنکه بر راه‌های نجات متوسل شوند، راه نجاتِی که به آشتی با «بهارنارنج» و «کمانچه» ختم می‌شود.

 

 

 

Histats.com START (standard) Histats.com END