آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۰۹۸۰
تاریخ انتشار: ۲۱ ارديبهشت ۱۳۹۵ - ۲۰:۴۶
بازخوانی دوباره از سوابق عبدالحسین مقتدایی
مقتدایی فصل دیگری از زندگی سیاسی خود را با این استعفا یا برکناری یا بازنشستگی پشت سرگذاشت، هنوز مشخص نیست که آیا این مرد روزهای سخت به طور کلی از صحنه سیاسی و اجرایی کشور کنار خواهد رفت و دیگر نقشی در خوزستان طی سال‌های آینده بازی نخواهد کرد یا با عنوان و شکل دیگری به خوزستان بازمی‌گردد.
مقتدایی از ابتدا تا استانداری مجدد تا پایان استانداری/ آیا استاندار سابق در کسوت دیگر به خوزستان باز‌خواهد گشت!؟/ شاید منطقه آزاد اروند مقصد بعدی مقتدایی شود

داریوش معمار: مقتدایی جوان‌ترین رئیس حراست در تاریخ فعالیت پالایشگاه است، وی در آن روزهای شور و هیجان انقلابی همزمان در بنیاد تازه تاسیس مستضعفان نیز در موضوع ساماندهی اموال به جامانده از عوامل فراری ر‍ژیم سابق فعال شد

بسیاری بازگشت او را بازگشت اصلاحات می‌دانند. عبدالحسن مقتدایی فرزند خوزستان متولد 1334 درخانواده‌ای كارگری است كه اصالتش به كناركوه (لیراوی روستایی بین هندیجان و دیلم) بر‌می‌گردد. او اما متولد آبادان است و در سال های پایانی دهه پنجاه؛ دو سال پیش از پیروزی انقلاب اسلامی، با مدرك دیپلم به استخدام پالایشگاه آبادان درآمد، همزمان با اوج‌گیری مبارزات مردمی در سال 58، مقتدایی نیز در جمع جوانان پرشور و انقلابی آن سال های صنعت نفت به مبارزه با ر‍ژیم پرداخت و پس از پیروزی انقلاب به عنوان رئیس حراست پالایشگاه آبادان كه بزرگترین پالایشگاه نفت خاورمیانه به حساب می‌آمد و شاهرگ حیاتی تصفیه نفت در كشور بود، منصوب شد.

 مقتدایی جوان‌ترین رئیس حراست در تاریخ فعالیت پالایشگاه است، وی در آن روزهای شور و هیجان انقلابی همزمان در بنیاد تازه تاسیس مستضعفان نیز در موضوع ساماندهی اموال به جامانده از عوامل فراری ر‍ژیم سابق فعال شد. با آغاز جنگ تحمیلی مقتدایی ابتدا عازم جبهه جنگ شد، اما مدتی بعد از سوی وزارت نفت فراخوانده شد و به عنوان رئیس ستاد مركزی پالایشگاه آبادان منصوب گردید.

در آن زمان با توجه به تعطیل شدن بخش‌های تولیدی پالایشگاه آبادان و پراكنده شدن دوازده هزار كارمند آن در سراسر كشور ستاد‌های مختلفی در شهرهای بزرگ و كوچك ایران برای ساماندهی امور كاركنان و فعالیت‌های دیگر پالایشگاه تشكیل شده بود، عمده فعالیت ستاد مركزی در آبادان علاوه بر نظارت بر ستادهای فرعی دیگر در آن دوره، ارتباط با جبهه و جنگ و تامین نیاز رزمندگان، تامین آب، برق،غذا و خطوط مخابراتی مورد نیاز، ایجاد پدافند پالایشگاه آبادان كه نقش جدی درحفظ تاسیسات باقی مانده از این شركت بزرگ نفتی را برعهده داشت، سنگر سازی در خطوط مقدم جبهه، كه در این دوره بخشی از سنگرهای بتونی موجود در این خطوط در پالایشگاه آبادان ساخته می‌شد و انتقال قطعات اساسی از طریق بندر چوئبده با ایجاد اسكله به امیدیه و حراست از اموال باقی مانده شركت، بخشی دیگر از فعالیت‌های آن ستاد بود، كه با در نظر گرفتن شرایط سخت آن روزها، وضعیت محاصره آبادان و اشغال خرمشهر، حمله مداوم از طریق هوا و زمین به پالایشگاه؛ می توان تصور كرد چه حجمی از كار و تلاش در شرایط بحرانی را می‌طلبیده است.

 روحیه عبدالحسن مقتداییِ جوان در همان روزها سخت و آبدیده شد تا آماده برای پذیرش مسئولیت‌های بزرگتر در آینده شود.مقتدایی با توجه به تعهد و روحیه خاصی كه داشت تلاش‌هایش مورد توجه دست اندركاران جنگ و انقلاب واقع شد، همچنین میان خانواده كاركنان پالایشگاه و مردم آبادان محبوبیتی به دست آورد. او با حفظ روابط نزدیك با مرحوم آیت الله جمی امام جمعه مبارز آبادان موفق شد تاثیر فراوانی بر حفظ روحیه مدافعان شهر در آن روزها داشته باشد.

اما فصل تازه زندگی كاری و آغاز زندگی سیاسی مقتدایی كه تا سال های ابتدایی دهه شصت با نام خانوادگی كناركوهی شناخته می شد، از مبارزات انتخاباتی دوره سوم مجلس شورای اسلامی آغاز گردید. در آن زمان او به دلیل مشكلاتی كه در تعویض شناسنامه برای خانواده اش پیش آمده بود، نام خانوادگی خود را از كناركوهی به مقتدایی تغییر داد.  انتخاب مقتدایی در انتخابات دوره سوم مجلس شورای اسلامی به همراه آقایان انصاری و رشیدیان به عنوان نماینده مردم آبادان، فرصتی بود تا بتواند در جایگاهی دیگر به حل مشكلات مهاجران و كاركنان پالایشگاه آبادان بپردازد. انتخابات در این دوره میان آبادانی‌هایی كه در سراسر ایران پراكنده شده بودند انجام شد و می‌توان گفت به سبب نوع آن، انتخابی خاص در تاریخ مجلس شورای اسلامی برای نمایندگان وقت این شهر به حساب می‌آمد، آن روزها دوران رنج، سردرگمی و سختی مردم شهری بود كه روزی به عنوان بزرگترین مركز صنعتی ایران، میزبان مسافران بسیار و جویندگان كار از سراسر ایران و جهان بودند.

 مقتدایی همچنین در دوره چهارم انتخابات مجلس شورای اسلامی، همزمان با پایان جنگ تحمیلی و آغاز دوران بازسازی، به عنوان نماینده مردم آبادان به همراه آقایان انصاری و سید یونس موسوی منتخب شد. شاید بتوان ادعا كرد، آن مقطع جزء حساس‌ترین دوران سیاسی و اجتماعی برای آبادان و مردم به شمار می‌رود كه نوع تصمیم سازی‌ها و انتخاب‌ها در خصوص اسكان مردم و بازسازی آبادان در آینده این شهر تاثیری اساسی داشت.

 مقتدایی در زمان نمایندگی مجلس در دوره سوم و چهارم موفق به اخذ مدرك لیسانس مهندسی صنایع و فوق لیسانس مهندسی صنایع شد، شرایط در دوره پنجم انتخابات مجلس به شكل دیگری پیش رفت. در مرحله نخست مقتدایی با آقایان كعبی و صفاتی ائتلافی را تشكیل دادند كه در روز انتخابات دوام نیاورد و با انداختن تك رای توسط طرفداران هم‌پیمانان و پیش آمدهای دیگر رای مقتدایی شكست، و او با اختلافی اندك از راه یابی به مجلس باز ماند.

شكست مقتدایی به عنوان یكی از سرشناس ترین چهره‌های فعال صنعت نفت در آبادان، آغازی بر افول نفوذ پالایشگاه در حوزه‌های مختلف شهری بود. گروه فعالان سیاسی و اجتماعی پالایشگاه به خصوص اعضاء انجمن اسلامی كه پس از نزدیك به 15 سال از میزان نفوذشان در سازمان كاسته شده بود، با شكست مقتدایی در دوره پنجم مجلس جایگاهشان در شهر افول جدی پیدا كرد، به نحوی كه در دوره بعد نیز با كاندیداتوری آقای فیروزی(از همراهان قدیمی حلقه مقتدایی) برای انتخابات مجلس موفق به احیاء آن نشد.

 پس از پایان دوره نمایندگی، مقتدایی در انتخابات ریاست جمهوری كه منجر به انتخاب سیدمحمد خاتمی و پیروزی اصلاحات در كشور شد، نقشی كلیدی بازی كرد، اما پس از ریاست جمهوری آقای خاتمی وی به وزارت نفت بازگشت و به عنوان مامور به كشور كانادا رفت. پس از مدتی بنا به نیاز کشور به ایران بازگشت و به عنوان استاندار خوزستان در دولت اصلاحات منسوب شد. همزمان با این انتصاب بعضی حوادث در استان اتفاق افتاد كه شاخص‌ترین آن غائله آب در آبادان بود. این غائله كه به دلیل شور شدن آب در نتیجه تجمعی كوچك برابر فرمانداری آبادان آغاز شد، به دلیل برخورد نامناسب منجر به شورشی در این شهر شد كه پس از سال های انقلاب سابقه نداشت و بخشی از بازار آبادان و مناطق شهری در نتیجه آن آسیب دید.

 از سوی دیگر مخالفت جمعی از نمایندگان وقت خوزستان با استاندار و كارشكنی علیه او نیز شرایط را در آستانه انتخابات مجلس ششم بحرانی كرد، مقتدایی كه در همان دوره نیز شهرت به تعادل در انتصاب‌های خود و توجه به حلقه دوستانش داشت، به دلیل سرسختی برابر بعضی خواسته‌های نمایندگان كه از نظر او با وظیفه نمایندگی ایشان تناسبی نداشت، در نهایت توسط وزیر كشور وقت آقای موسوی لاری بركنار و به سمت استانداری هرمزگان منصوب شد. دوره استانداری او در خوزستان جدای از حواشی و حوادثی كه به همراه داشت، می‌توانست آغاز عصری  باشد كه توسعه در مسیر حقیقی خود بر چهره رنجور این استان لبخند بزند. مقتدایی مرد روزهای سخت جنگ و بازسازی بود، اما روابط سیاسی و سهم خواهی‌ها در آن دوره حتی به او اجازه نداد كارهایی كه لازم بود را برای توسعه استان آغاز كند.

 همزمان با استانداری هرمزگان عبدالحسین مقتدایی جهت تحصیل در مقطع دكترا از دانشگاهی در هند پذیرش گرفت، او در دوره تصدی مسئولیت در این استان مبدل به چهره‌ای محبوب در بین مردم استان شد كه زمینه تحولاتی چشمگیر را در توسعه اجتماعی و اقتصاد آن استان فراهم آورد. با افول ستاره بخت اصلاح طلبان در كشور و پیروزی محمود احمدی ن‍ژاد شهردار سابق تهران در انتخابات ریاست جمهوری كه منجر به فصل تازه ای در شرایط سیاسی كشور شد، بسیاری از چهره های سیاسی اصلاح طلب به انزوا رانده شدند، از جمله مقتدایی كه دیگر مبدل به معتبرترین چهره اصلاح طلب در جنوب كشور شده بود.

در این دوره او مجدداً به وزارت نفت بازگشت و با پایان بردن تحصیلات خود در مقطع دكترا به عنوان عضو هیئت مدیره و مشاور مدیرعامل شركت ملی حفاری ایران در اهواز مشغول به كار شد، دوره دوری از فعالیت سیاسی برای مقتدایی دوره آرامش و تلاش او در وزارت نفت به عنوان كارشناس و مشاوری ارزنده بود، این دوره برای او دوستانی تازه و حلقه ای تازه از میان كاركنان شركت ملی حفاری ایران فراهم آورد، در وقایع سال 88 مقتدایی با برخوردی هوشمندانه، خود را از تیررس مسائل و بحران ها دور ساخت و عملاً به عنوان چهره‌ای اعتدال گرا، در میان طرفداران اصلاحات و اصولگرایی شناخته شده و پذیرفته شد.

پایان عصر احمدی نژاد، پایان دوره ای بود كه در آن بسیاری از نیروهای متخصص در بخش های مختلف خانه نشین و از كار بیكار شدند، انتخاب دكتر روحانی به عنوان رئیس جمهور در عین ناباوری اصولگرایان، با شعار اعتدال فصلی نو برای فعالان استخوان‌دار و با سابقه سیاسی در ایران به حساب می‌آمد. مقتدایی پیش از انتخابات با صدور بیانیه ای در حمایت از کاندیداتوری روحانی به استقبال دوره اعتدال رفته بود. از همان روزهای نخست روی كار آمدن دولت جدید در میان گزینه‌هایی كه برای استانداری خوزستان كاندیدا بودند، مقتدایی شناخته شده ترین فرد به حساب می‌آمد، او در عین اصلاح طلبی تمایلات اعتدال گرایانه قوی داشت و مورد تایید حجت الاسلام جزایری نماینده رهبری در استان خوزستان بود. مقتدایی در دوره اول مسئولیت خود به عنوان استاندار از حمایت این مقام مذهبی برخوردار بود.

 پس از چندین ماه رایزنی و شایعات مختلف، همچنین اظهار بی میلی مقتدایی برای پذیرفتن مسئولیت استانداری خوزستان، سرانجام ظاهراً بار دیگر این مسئولیت به وی تكلیف شد و حجازی استاندار اصولگرا، صندلی خود را به مقتدایی استاندار اصلاح طلب تحویل داد.

بلافاصله با روی كار آمدن مقتدایی مجدداً زمزمه‌هایی در خصوص مخالفت برخی نمایندگان خوزستان با حضور وی به گوش رسید. گفته می شد كسانی كه مسئولیت ستاد آقای روحانی را در خوزستان بر عهده داشتند، به عنوان مدعی مسند استانداری در صف نخستین مخالفان استاندار ایستادند. هرچند روابط مقتدایی با جاسم جادری خوب به نظر می رسید. بازارِ رقابت‌های سیاسی به خصوص میان اصلاح‌طلبان دوباره داغ شد و همه چشم‌ها به تصمیمات آتی استاندار دوخته شد.

در روزهای نوشته دن این اتوبیوگرافی که همزمان با آغاز به کار استاندارپیشین خوزستان بود نگارنده این پرسش‌ها را مطرح کرد که  آیا مقتدایی دوره جدید مسئولیت خود در خوزستان را با شعار عبور از اصلاحات به سمت اعتدال و اصلاح همراه با تغییر و تحول خوزستان خواهد كرد؟ آیا در آتیه سیاسی خوزستان برای استانداری مقتدایی می‌توان افقی روشن تصور كرد؟ سرانجام دور دوم استانداری فرزند خوزستان در برابر حجم مشكلات چه خواهد بود؟

امروز در پاسخ به این پرسش‌ها باید گفت: مقتدایی همه تلاش خود را کرد، اما شرایط سخت‌تر از آن بود که همه ناظران سیاسی استان فکر می‌کردند، از یک سو در شرایط سخت اقتصادی استاندار نتوانست کار زیادی از پیش ببرد، همچنان که هرچقدر نمایندگان فعلی استان در مجلس از حضور او در این مدت با وجود همه اختلاف‌ها دفاع کردند، نمایندگان جدید در بدو حضور خود ظاهراً نسبت به تداوم استانداری وی ابراز بی‌میلی کردند. در سوی دیگر اختلاف‌های استاندار با دولت بر سر شرایط و مسائل کوچک و بزرگ در استان هم در این مدت تا آنجا پیش رفت که عده‌ای مقام مقتدایی را در بعضی تصمیم‌گیری‌ها و تصمیم‌سازی‌ها بسیار بالاتر از مقام دولت می‌دانستند و این موضوع حتی جاهایی از سوی بعضی وزرای دولت اعتدال و امید هم تحمل نشد.

مقتدایی فصل دیگری از زندگی سیاسی خود را با این استعفا یا برکناری یا بازنشستگی پشت سرگذاشت، هنوز مشخص نیست که آیا این مرد روزهای سخت به طور کلی از صحنه سیاسی و اجرایی کشور کنار خواهد رفت و دیگر نقشی در خوزستان طی سال‌های آینده بازی نخواهد کرد یا با عنوان و شکل دیگری به خوزستان بازمی‌گردد. مثلاً با عنوانی مشابه مدیر عامل منطقه آزاد اروند جایی که از اساس شروع فعالیت سیاسیب وی نیز از همان‌جا بوده است.

Histats.com START (standard) Histats.com END