آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۰۴۳۳
تعداد نظرات: ۱۹ نظر
تاریخ انتشار: ۲۲ دی ۱۳۹۴ - ۲۳:۲۳
بعضی وقتا دلم می خواد آبادان رو بغل کنم، همه آبادان رو
جامع امیرکبیری‌ها توی حرف‌هاشون،توی بغض‌هاشون که پشت میکروفن وتوی سالن وکارگاه‌های آموزشی مخروبه مدرسه شون می‌گفتن،خیلی درد دل داشتن از اوضاع.از حالای آبادان.گفتن ما یه روز دانش آموز بودیم ،دانش آموز مدرسه جامع امیرکبیر.مدرسه ما شهید هم داده.ما حالا که اومدیم از تهران،از انگلیس،ازکرج،از همین بوارده از...حالا که هفتاد نفریم،قرار نیست بریم ودیگه برنگردیم.ما می خوایم...


ماندانا صادقی- فرهاد حسن زاده نویسنده خوب آبادانی یک کتاب دارد به اسم "امیر کبیر نام یک خیابان نیست"بله برای خیلی ها امیرکبیر فقط نام یک خیابان نیست.برای علی رضا قلی.برای فریدون مشیری،برای علی حاتمی ،برای علی رفیعی برای...وبرای بعضی از بچه های آبادان هم .بله برای بعضی از بچه های آبادان هم امیر کبیر فقط نام یک خیابان نیست.

ماجرای امیر کبیری ها از تلگرام شروع شد .بچه های دبیرستان جامع امیرکبیر آبادان همدیگر را توی تلگرام پیدا کردند.چه کسی اول پیدا کرد؟چه فرق می کند؟بخواهی برگردی گذشته ،برمی گردی دیگر.یکی می آید می بردت به گذشته ویکی می رود تا بارفتنش برت گرداند به گذشته.واین جوری یکی پروانه قاسمی نژاد را اد کردو یکی دکتر روح الامینی.یکی دکتر شهبازی را ویکی ...تا بچه های ورودی 53 تا 56 دبیرستان جامع امیرکبیر تصمیم گرفتند یک روز به یاد آن روزها دور هم جمع بشوند وقرارشان شد یکی از روزهای دی ماه 94 در آبادان.

وقصه این طور شروع شد:

بچه های دبیرستان جامع امیر کبیر دور هم جمع شدند ،رفتند باشگاه نفت،خاطراتشون رو ازدوران دبیرستان براهم تعریف کردن .به سخنرانی های نوستالژیک همدیگه از اون روزا ی خوب مدرسه گوش دادن ورفتن روی اروند کشتی سواری.کلی اون جا خندیدن .کلی شعرخوندن به یاد روزایی که معلم هاشون غیبت می کردن وکلاس رو می ذاشتن رو سرشون.

دسته جمعی نهار خوردن وسر میز غذا ،توی باشگاه شرکت نفت ،مثه همون وقتا توی لیوان های همدیگه برنج پخته ریختن وقاشق ،چنگال های بغل دستی هاشون رو انداختن زیر میزوبه همدیگه خندیدن.

بچه های امیرکبیر بعد این همه سال دور هم جمع شدن که ببین چه شکلی شدن،نگا کنن به هم وبگن :"اه احمد تویی؟""اه اه فریبا رو؟"جمع شدن که ببین اون پسر قد بلنده که نیمکت سوم مینشست همینیه که حالا میاد تو تلویزیون؟ببین راسته که فلانی آمریکا است؟راسته که فلانی مریض بوده...

همه اینا با خیلی نگفتنی های دیگه دلیل این دور همی دوروزه بود.به همین سادگی. دلیل رفتن سر مزار شهدا.سر مزار سینما رکسی ها.برای یاد آوری فاروق فتاحی ،هیچ دلیلی اما براشون وجود نداشت جز وجود نازنین خود فاروق.یه معلم ورزش شیش دونگ.باسوت توی گردن وکورنومت توی جیب.یه معلم خیلی مهربون که بچه های امیرکبیر اون روزا تصمیم می گیرن یادگاری دور همی شون یه بشقاب دیواری باشه مزین به عکس فاروق فتاحی.

بچه های امیر کبیر یه روز خوب رو تو آبادان انتخاب کرده بودن که باهم باشن.که بتونن یه بارهم که شده بعد سالها ،از پوسته خشک ورسمی دکتر _مهندسی شون در بیان وبرن خرمشهر گردی.برن زیر پل این روزای خرمشهر با همون چن تا معلمای سابقشون که این همه راه امده بودن تا بازم معلم بشن بعد این همه سال بازنشستگی.

بچه های امیر کبیر توی دوروز دانش آموز بازی ،دوباره مدرسه شون رو دیدن.توی مدرسه شون بودن که فهمیدن مدرسه شون توی بوارده است هنوز ،اما اسمش سردر یه مدرسه دیگه است توی ذوالفقاری.واین جوری بود که از رییس آموزش پرورش خواستن که شناسنامه رو بذاره تو جلدش.که نذاره شناسنامه های بدون عکس روی تاریخ آبادان جا بمونن.(آخه هیچی جای شناسنامه عکس دارو نمی گیره ،اینو همه می دونن)

بچه های جامع امیر کبیر گفتن غیر اینی که امیر کبیرین،غیر اینی که آبادانی ان؛غیر اینی که حالا هرکدومشون برا خودشون یه آدم معقول کاردرستن،"یاور "هم هستن.چن ساله که" یاور"ن.گفتن که دلشون می خواد برا آبادان ،برا آبادان خودشون یه کاری بکنن.گفتن که خیلی کارها هم تا حالا انجام دادن اما نخواستن به کسی بگن..بچه های جامع امیر کبیر آبادانی ان دیگه.خوششون نمیاد منت بذار سر شهرشون.

جامع امیر کبیری ها توی حرف هاشون،توی بغض هاشون که پشت میکروفن وتوی سالن وکارگاه های آموزشی مخروبه مدرسه شون می گفتن،خیلی درد دل داشتن از اوضاع.از حالای آبادان.گفتن ما یه روز دانش آموز بودیم ،دانش آموز مدرسه جامع امیرکبیر.مدرسه ما شهید هم داده.ما حالا که اومدیم از تهران،از انگلیس،ازکرج،از همین بوارده از...حالا که هفتاد نفریم،قرار نیست بریم ودیگه برنگردیم.ما می خوایم...

بعضی وقتا دلم می خواد آبادان رو بغل کنم .همه آبادان رو.


 

 

 

انتشار یافته: ۱۹
در انتظار بررسی: ۰
غیر قابل انتشار: ۰
آبادانی 2
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۲:۲۹ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
0
موپرسیدم گفتن دکتر روح الامینی همین دکتر روح الامینی حزب اعتداله که پسرش توکهریزک شهید شد.ولی دکتر شهبازی همی فرمانداره؟به سنش خو نمیاد؟
هشدار شدید رئیس دادگستری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۶:۱۳ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
0
http://www.irna.ir/khuzestan/fa/News/81919306/
فریده امیری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
1
ممنون از گزارش زیبایتان
فرزانه ايل درم
|
United States
|
۲۲:۰۵ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
0
تشكر بابت گزارش جامع و كامل زيباتون
فرزانه ايل درم
|
United States
|
۲۲:۰۵ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۳
0
0
تشكر بابت گزارش جامع و كامل زيباتون
احسان
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۳:۳۷ - ۱۳۹۴/۱۰/۲۴
0
0
خیلی خیلی ممنون
آبادان زنده است تا وقتی فرزندانش زنده باشن
با تشکر
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۰:۲۳ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۵
0
0
ممنون از اينكه به ياد فاروق بوديد،
فاروق ديگه حرف نميزنه ولي همه چيزو خوب ميفهمه. من اين متن زيبا رو براش خواهم خوند و بهش خواهم گفت كه چطور دور هم جمع شديد و تصميم گرفتيد يادگاري روز خاطره انگيزتون رو با عكس معلم ورزشتون كه خيلي دوستش داريد خاطره انگيز تر كنيد. مطمئنا اونم دوست داشت توي جمعتون باشه و محبتاتون رو پاسخ بده.
آري فاروق زندس، و به دعاي خير همه شما احتياج داره.
او هنوزم وقتي اسم آبادان و آباداني رو جلوش مياري اشك از گوشه چشماش سرازير ميشه و اميدوار به روزي كه يكبار ديگه به آبادان برگرده و از راديو و تلوزيون به همشهرياش سلام كنه.
به اميد آن روز
محمد شريف زاده، خواهرزاده فاروق فتاحي
محمد
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۱:۵۴ - ۱۳۹۴/۱۱/۰۵
0
0
ممنون از اينكه به ياد فاروق بوديد،
فاروق ديگه حرف نميزنه ولي همه چيزو خوب ميفهمه. من اين متن زيبا رو براش خواهم خوند و بهش خواهم گفت كه چطور دور هم جمع شديد و تصميم گرفتيد يادگاري روز خاطره انگيزتون رو با عكس معلم ورزشتون كه خيلي دوستش داريد خاطره انگيز تر كنيد. مطمئنا اونم دوست داشت توي جمعتون باشه و محبتاتون رو پاسخ بده.
آري فاروق زندس، و به دعاي خير همه شما احتياج داره.
او هنوزم وقتي اسم آبادان و آباداني رو جلوش مياري اشك از گوشه چشماش سرازير ميشه و اميدوار به روزي كه يكبار ديگه به آبادان برگرده و از راديو و تلوزيون به همشهرياش سلام كنه.
به اميد آن روز
محمد شريف زاده، خواهرزاده فاروق فتاحي
جمشید غلامی
|
United States
|
۱۸:۲۶ - ۱۳۹۵/۰۱/۱۶
0
0
من در سالهای 53 تا 56 در دبیرستان جامع امیر کبیر تحصیل می کردم دوست دارم از دوستان ان زمان با خبر شوم
رضا
|
France
|
۱۶:۵۹ - ۱۳۹۵/۰۶/۲۸
0
0
اولین کانال آبادانی همراه با مطالب و تصاویر ،آهنگ،کلیپ هایی از آبادان قديم و جديد
ذبیح اله اسکندری
|
Germany
|
۲۳:۱۱ - ۱۳۹۵/۱۰/۰۶
0
0
سلام . کاری بسیار زیبا و با یادآوری خاطرات بسیار پاک وبا احساس را بیادم آورد. من دوست دارم اگر اطلاعی از همکلاسی های ورودی 55 رشته علوم تجربی نیز از دوستان در گروه هستند بطریقی به اطلاع رسانده شوند بعضی از همکلاسی ها پیگیری دوستان خود را دارند. از توجه و اطلاع رسانی دوستان سپاسگزارم.
محسن چالاک
|
Netherlands
|
۱۴:۰۷ - ۱۳۹۵/۱۱/۲۳
0
0
من سالهای 77 تا 80 دبیر ریاضی ذبیرستان امیرکبیر توی بوارده بودم با وجودیکه سالهای دهه 50 رو ندیدم ولی اینچنین گردهمایی های نوستالوژیک رو دوست دارم و برام جالبه.
جهانگیر اروانه
|
Iran, Islamic Republic of
|
۱۷:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۱/۳۰
0
0
من هم افتخار داشتم طی سالهای پنجاه وسه و پنجاه وچهار دراین دبیرستان ورشته جامع تحصیل نمودم. یاد سرکار خانوم وجیه الزمان صحتی، خانوم موفق دبیر زبان انگلیسی ، خانوم عبادی دبیر ریاض، خانوم جمالی دبیر زمین شناسی ، مرحوم فاروق فتاحی دبیر ورزش و همشاگردیهای عزیز مرحوم دکتر کوروش پورترکان و آقای هوشنگ اقبالی، خانوم شهین پرواز، سیمین ملازاده و...گرامی باد
حسین قلندری
|
Iran, Islamic Republic of
|
۰۸:۲۲ - ۱۳۹۷/۰۹/۱۸
0
0
با سلام خدمت همه دوستان
من سال 75 و 76 دبیرستان امیرکبیر تحصیل کردم ، اون موقع آقای شیخی مدیر بودند ، یادش بخیر
بهمن خانی
|
Iran, Islamic Republic of
|
۲۰:۰۰ - ۱۳۹۷/۱۲/۱۰
0
0
سلام من54 تا 58 امیر کبیر بودم اگه میشه یکی مرا عضو کانال تلگرام امیر کبیری ها کنه
سمیر ساعدی
|
United Kingdom
|
۱۳:۳۴ - ۱۳۹۹/۰۵/۲۴
0
0
من سال ۵۴ تا ۵۶ در دبیرستان امیرکبیر آبادان رشته اقتصاد درس میخوندم، یادش بخیر چه بچه های باصفایی بودن، آرش چکشی، روزبه شریفی، محمد محمودی، شهباز شهبازی، ساسان که فامیلش یادم نیست، آبشاوی، سادولی و.... یاد باد آن روزگاران یاد باد
سیدکاظم موسوی
|
Romania
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۰
0
0
باسلام
سال ۱۳۵۳ کلاس سوم راهنمایی در خرمشهر بودم وبرای رفتن از خرمشهر به آبادان درمسیر دبیرستان جامع امیرکبیر آبادان می دیدم تصمیم داشتم برای اول دبیرستان آنجا درس بخوانم که دبیرستان جامع خرمشهر سال ۱۳۵۴ افتتاح شد
سیدکاظم موسوی
|
Romania
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۰
0
0
باسلام
سال ۱۳۵۳ کلاس سوم راهنمایی در خرمشهر بودم وبرای رفتن از خرمشهر به آبادان درمسیر دبیرستان جامع امیرکبیر آبادان می دیدم تصمیم داشتم برای اول دبیرستان آنجا درس بخوانم که دبیرستان جامع خرمشهر سال ۱۳۵۴ افتتاح شد
سیدکاظم موسوی
|
Romania
|
۱۳:۴۰ - ۱۳۹۹/۰۶/۲۰
0
0
باسلام
سال ۱۳۵۳ کلاس سوم راهنمایی در خرمشهر بودم وبرای رفتن از خرمشهر به آبادان درمسیر دبیرستان جامع امیرکبیر آبادان می دیدم تصمیم داشتم برای اول دبیرستان آنجا درس بخوانم که دبیرستان جامع خرمشهر سال ۱۳۵۴ افتتاح شد
Histats.com START (standard) Histats.com END