آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      
کد خبر: ۳۰۰۱۵
تعداد نظرات: ۳۰ نظر
تاریخ انتشار: ۳۰ آبان ۱۳۹۴ - ۱۳:۱۳
خانه ای که ویران شد!
دولت نهم و دهم كه به لحاظ كسب درآمدهای نفتی بالاترین آورده مالی را در تاریخ ایران داشت، با چنان خصومتی سبد خانوار وزارت نفت وشخصیت كاركنان را تضعیف كرد...

پیش‌درآمد
داریوش معمار-یک-برای روشن شدن تاثیر تصمیم‌سازی‌های متولیان سابق نفت بر شرایط کاری، رفاهی و معیشتی کارکنان این وزارت‌خانه در خوزستان طی سالهای گذشته و دولت قبل، می‌توان تعبیر حمله مغول‌ها را به کار برد؛
-جابه‌جایی چندین وزیر در زمان‌های کوتاه،
-سوء مدیریت جدی در زمان مسئولیت مستقیم رئیس دولت به عنوان سرپرست وزارت نفت،
-انتصاب‌ها، انتقال‌ها، مصوبات و جابه‌جایی‌های سلیقه‌ای و سیاسی

این‌ها کاری در وزارت نفت کرد که به نظر آمد پس از نزدیک به یکصدسال به دلایل و بهانه‌های مختلف شرایطی ایجاد شده تا خواسته یا ناخواسته کارکنان به خصوص در مناطقی مانند خوزستان به حال خود‌‌ رها شوند، آن هم در زمانی که به دلیل بروز مشکلات متعدد زیست محیطی در این منطقه علاوه بر مشکلاتی مانند بدی آب و هوا، محرومیت‌های رفاهی و محرومیت‌های پزشکی، کارکنان این وزارتخانه و خانواده‌هایشان بیش از پیش به حمایت وزارت نفت احتیاج داشتند.
*
دو-دولت نهم و دهم که به لحاظ کسب درآمدهای نفتی بالا‌ترین آورده مالی را در تاریخ ایران داشت، با چنان خصومتی سبد خانوار وزارت نفت وشخصیت کارکنان را تضعیف کرد، و به شخصیت این وزارت‌خانه تاخت که می‌توان گفت به‌‌ همان نسبت درآمدهای نفتی این تاختن به کارکنان در تاریخ وزارت نفت بی‌سابقه بود، از سوی دیگر انتصاب‌ها در وزارت نفت به خصوص در شرکت‌هایی که در خوزستان مستقر بودند، از میان وابستگان جریان خاص سیاسی، و ایجاد فضای فشار و ناامنی برای کار‌شناسان نخبه فنی و بی‌انگیزه کردن ایشان از دیگر فعالیت‌هایی بود که کیفیت کار در نفت خوزستان را به شدت تحت تاثیر خود قرار داد.
*
سه-خوزستان به عنوان قدیمی‌ترین منطقه نفتی ایران در اکتشاف، استخراج، تسویه و... از سال‌های پیش از انقلاب بزرگ‌ترین محل تجمع کارکنان نفت از سراسر ایران بوده است، وجود پالایشگاه نفت آبادان به عنوان بزرگ‌ترین پالایشگاه خاورمیانه، تاسیس بیش از ۲۰ شرکت بزرگ پتروشیمی در این استان، استقرار شرکت‌های اصلی ملی حفاری و مناطق نفت خیز جنوب و... بخشی از فعالیت‌های این وزارتخانه در خوزستان است، تحت تاثیر سیاست‌های غلط دولت قبل، همه منابع مادی و معنوی این خانواده بزرگ برباد رفت، و آنچه از نفت باقی ماند کشتی‌‌ رها شده در طوفان بود یا به قول بی‍ژن نامدار زنگه وزیر نفت دولت یازدهم، وزارت خانه‌ای که همه اموالش به بخش‌های دولتی دیگر واگذار شده و تنها مالک بدهکاری‌ها و گرفتاری‌ها شده است.
*
چهار-این شرایط را اگر کنار حساسیت و سختی‌کار کارکنان وزارت نفت به خصوص در خوزستان بگذاریم، و مطلع باشیم از زمان اکتشاف نخستین چاه نفت، حتی متولیان خارجی شرکت‌های نفتی هم شرایط رفاهی، درمانی و حقوقی ویژه‌ای را برای کارکنان خود در نظر گرفته بودند، آن وقت روشن می‌شود از دست رفتن کیفیت شغلی (امنیت شغلی و بداخلاقی پایبندی به قوانین از سوی متولیان فصلی نفت) و رفاهی کارکنان وزارت نفت، با قطع شدن، تعطیل شدن و واگذار شدن زیرساخت‌های آنچه ظلم بزرگی به ایشان و کشور بوده است، آن هم در شرایطی که همسایگان رقیب با چشم‌باز در حوزه نفت، گاز و پتروشیمی وضع ما را دنبال کرده و از نقاط ضعف ما به نفع خود بهره‌برداری می‌کنند.
امروز از وزارت نفت در خوزستان تنها پوسه‌ای رنجور باقی مانده، که نام آن به کام دیگران و مشکلات و سختی‌های آن به کام کارکنان آن است. در این مطلب به صورت مختصر و تیر وار به آنچه بر کارکنان و خانواده‌های این وزارتخانه در خوزستان می‌گذرد می‌پردازیم، بلکه صدایی باشد در گوش متولیان و گردانندگان و دلسوز.
*
قدم اول، قطع شدن امکانات رفاهی خانواده‌ها، ظلمی به آینده وزارت نفت
در‌‌ همان ابتدای کار دولت احمدی‌نژاد، رئیس جمهور وقت با متهم کردن خانواده وزارت نفت به مافیا و باند بازی و شراکت در سوء استفاده و برخورداری از امکانات ویژه با نگاههی غیر واقعی نخستین تیشه را بر ریشه درخت تنومندی زد که در میان همه کشورهای نفتی به دلیل برخورداری از سرمایه‌های انسانی متخصص منحصر به فرد شهره بود.
فشار کار در وزارت نفت و سختی مشاغل به لحاظ عملیاتی و روانی به خصوص در مناطقی مانند خوزستان ایجاب می‌کرد، برای ثبات در وضعیت جسمی و روحی کارکنان و خانواده‌هایشان؛ با توجه به محرومیت‌ها، شرایط رفاهی مانند مسکن، باشگاه ورزشی، تفریحی و مراکز دیگر در نظر گرفته شود تا امنیت و آرامش در منزل، امکان دقت بیشتر در محل کار و امنیت و بهداشت روانی کارکنان را محیا سازد، اما نخستین گام‌ها حمله به این شرایط بود، و از دست رفتن این رفاه علاوه بر کوچ تعداد زیادی از متخصصان به خصوص در شرکت‌هایی مانند حفاری به شرکت‌های خارجی رقیب، آنطور که با در نظر گرفتن اخبار رسانه‌ها می‌توان تفسیر کرد باعث افزایش نرخ حوادث، بی‌رقبتی و بی‌انگیزه شدن کارکنان شد.
اما بیشترین آسیب را خانواده‌های کارکنان وزارت نفت دیدند، محرومیت‌های ایشان، به دلیل شرایط سخت کار همسران، افسردگی‌ و تلخی را ایجاد کرد که کار‌شناسان بهداشت روانی در نفت به خوبی به خصوص در خوزستان و مناطق محروم‌تر آن را لمس کردند. امکانات رفاهی به کارکنان نفت در خوزستان اهدایی از سر تفنن نبود، بلکه امکانی برای کم کردن فشار و استرس کار طولانی مدت برای ایشان و خانواده‌هایشان جهت کنترل دقت و امنیت در محل کار بود.

قدم دوم. کارکنانی که با آهن آلات و زمین ها فروخته شدند!
از روزی که موضوع خصوصی‌سازی در وزارت نفت مطرح شد یکی از بزرگ‌ترین نقاط ضعف آن نبود برنامه‌ریزی مشخص برای نیروی انسانی بود، نیروی انسانی وزارت نفت در داستان واگذاری‌ها به بخش‌های شبهه دولتی دیگر چنان آسیبی به لحاظ امنیت و شخصیت شغلی دیدند، که اگر از آن به بزرگ‌ترین سونامی نیروی انسانی در تاریخ نفت تعبیر کنیم هیچ اغراق نکرده‌ایم، از یکسو جذب نیروی انسانی با اهداف سیاسی در وزارت نفت و از سوی دیگر بی‌توجه‌ای به مجموع قوانین و مقررات استخدامی و انتصاب در این وزارت‌خانه، و در ‌‌نهایت نگاه‌هایی بدون پایه و مایه کار‌شناسی روزگار کارکنان را سیاه کرد.
برای مثال یکی از حقوق طبیعی کارکنان وزارت نفت شاغل در مناطق محروم و گرمسیری، امکان استفاده از حق جابه‌جایی و انتقال بود، این حق جزء حقوق قانونی ایشان و مقررات وزارت نفت به حساب می‌آمد، اما سیاست‌های شبه خصوصی‌سازی در کشور در بخش پتروشیمی وزارت نفت در خوزستان هم خود را نشان داد، در این سازمان بزرگ به صورت غیر قانونی کارکنان از حقوق خود محروم شده، و شخصیت و جایگاه اجتماعی و کاری ایشان دچار خدشه شد، وزارت نفت به صورت یکطرفه و ناعادلانه، ابتدا این شرکت‌ها را به بخش خصوصی واگذار کرد و سپس عملاً کارکنان این شرکت‌ها را هم با آهن آلات آن به متولیان شبه دولتی جدید از بانک‌ها گرفته تا سازمان تامیین اجتماعی و غیره واگذار کرد و در ادامه ایشان را از حق انتقال به بهانه ممنوعیت انتقال از شرکت‌های خصوصی به دولتی محروم ساخت.

قدم سوم. تیشه به ریشه سبد حقوقی کارکنان وزارت نفت
اگر روزی کارکنان وزارت نفت با عشق به این صنعت و توجه‌ای که به سختی آن شده بود با جان و دل شرایط کار عملیاتی، سخت و زیان‌آور را می‌پذیرفتند، امروز با تحلیل رفتن و تیشه خوردن به ریشه رفاه و حقوق کارکنان افسردگی و نبود انگیزه در میان ایشان موج می‌زند، دیگر نه از آْن توجه خبری هست، نه از حقوق و مزایایی متناسب با سختی کار به خصوص برای کارکنانی که در خوزستان هستند، وزارت نفت ضمن ممنوع کردن انتقال، طی سالهای گذشته عملاً حقوق شمال و جنوب را به یک سطح رسانده و در خصوص کار در مناطقی مانند عسلویه با در نظر گرفتن پرداخت‌هایی ویژه‌تر زمینه افزایش نارضایتی‌ها را در خوزستان فراهم ساخته است و در مرحله بعد با بهانه‌های مختلفی از جمله نبود منابع مالی، به صورت نابرابری به خصوص برای کارکنان قدیمی‌تر خود، نظام پرداختی ناعادلانه و نابرابری را تدارک دید، که آسیب‌هایی غیر قابل جبران به وضع معیشتی ذخایر انسانی نفت وارد کرده و موجی از بی‌انگیزگی را میان ایشان ایجاد کرد.
امروز دیگر عجیب نیست اگر بشنویم کارکنان وزارت نفت با وجود انجام مشاغل سخت عملیاتی، و فعالیت‌های طولانی مدت در محل کار خود مجبور به انتخاب مشاغل دوم و سوم در زمان استراحت برای تامین نیاز خانواده‌هایشان و تامین آْتیه ایشان هستند. در واقع کارکنان متخصص و با انگیزه نفت، در شرایط سخت کار در خوزستان، پذیرفتن تحقیرهای شغلی مداوم از سوی سازمان خود، دچار بی‌رغبتی و تقویت منفی بی‌انگیزگی شده‌اند، تا آنجا که می‌توان ادعا کرد تا امروز چنین وضعیتی برای خانواده بزرگ وزارت نفت در خوزستان سابقه نداشته است.

میراث تلخ در وزارت نفت

همانطور که در ابتدای این مطلب اشاره شد، متاسفانه اینطور به نظر می‌آید که وزارت نفت کارکنان خود در خوزستان را به حال خود‌‌ رها کرده‌ است، و ظاهران آن‌ها که روز دلسوز سابقه این سازمان و کارکنان آن در افکار عمومی بودند و برنامه اصلیشان ایجاد انگیزه و توسعه نیروی انسانی در این وزارت خانه بود، با برنامه‌ریزی نادرست، ایجاد سازمانی سربار با انبوه نیروی انسان سرخورده و بدون سمت و شغل، همچنین وارد کردن ضربه به شخصیت اجتماعی کارکنان وزارت نفت، میراثی تلخ را از خود به جا گذاشته‌اند.





کارمند

مگر فیدوس صدای ما را به جای ببرد احمدی نژاد ما را نابود کرد
بازنشسته

آقای معمار اگر عملکرد و نگرش آقای زنگنه نیز زیر ذره بین قرار بگیرد ، او نیز به طریق دیگری به صنعت نفت ضربه زده و می زند. نمونه بارز آن برخوردی که با فارغ اتحصیلان دانشکده نفت دارد. او به سادگی با این نیروهای تربیت شده برای آینده نفت با بی تفاوتی بدتر از احمدی نژاد برخورد کرده و تا جایی که حتی نخبگان و فارغ التحصیلان ممتاز و رتبه اول دانشکده نفت ، امیدی به جذب ندارند
REZA

اخی جیگرم کباب شد بابت وضع اسفناک کارکنان وزارت نفت ...حقوق ماهی سه به بالاشون خدمات درمانی مفتشونو ووووووووووووچیزای دیگه... عمو بدبختیش تمام واسه کارگرای زحمت کش پیمانکاریه که نه امنیت شقلی دارن نه حقوق درستی واز طرفیم نصف حقشونو اقای پیمانکار می خوره اونم بعد از پرداخت با تاخیر ..
آقای ایاز

مرسی از گزارش خوبتون مملکت در همه ی رده ها و ارکان هنگام صدارت نااهل ترین و نادان ترین رئیس جمهور تاریخ ایران دچار زوال و فروپاشی اعتباری شدند . احمدی نژاد در مدت هشت سال فساد و کج نگری در سطوح بالای مدیریت را نهادینه کرد . لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال ریخت .
آقای ایاز

مرسی از گزارش خوبتون مملکت در همه ی رده ها و ارکان هنگام صدارت نااهل ترین و نادان ترین رئیس جمهور تاریخ ایران دچار زوال و فروپاشی اعتباری شدند . احمدی نژاد در مدت هشت سال فساد و کج نگری در سطوح بالای مدیریت را نهادینه کرد . لعنت بر پدر و مادر کسی که اینجا آشغال ریخت .
reza

آقای ایاز منظورتون از لعنت به بر ..................کسی که اینجا آشغال می ریزه چیه می شه لطف کنید بگید
بهنام

خوبه والا.پیشنهاد میدم کارمندای نفت که از حقوقشون ناراضین بیان اموزش پرورش.واقعا ناشکری کار بدیه .این همه بهتون میرسن خونه و باشگاه و محمود اباد و...برین خدا رو شکر کنید عجبببببببببب
محمد

خوب معلومه منظور ایاز خان چیه . یعنی لعنت بر کسانی که به او ر ای داد ه اند. بی حرمتی نسبت به مر د م یک مملکت از این هم بدتر میشود.بنظر شما زنرال بیزن در قضیه کرسنت به مملکت اسیب جدی نزد که تبعات ان همچنان دامن گیر ملت است.
مکتبی

شما بروید در اداره طرح برنامه دست فردی به نام دارم افتاده تمامی فامیلها یش را سرکار اورده حتی انهای که سرکار نمایند توسط پیمانکار حقوق دارند برای برادر های زنش کار پیمانکاری گرفته خلاصه پالایشگاه غارت کردن این بی عدالتی نیست تاکی
کارمند نفت

آقای بهنام به نظرم خوبه شما از آموزش و پرورش بیای نفت به جای دو روز در هفته کار کردن نهایتان از 8 صبح تا 5 عصر در آموزش پرورش روزی 12 ساعت کار کنید توی آفتاب و سرما وسط آلودگی هر روز هفته نه بچه هات بشناسند شما را نه خانواده ات دچار هزار جور عوارض روحی و جسمی بشوی شاید تفاوت سختی کار در صنعت نفت را با آموزش و پرورش احساس کنی، برادر من شما در تابستان و عید و تعطیلات نشسته ای بغل زنجان پا انداخته ای روی پا و دنبال حق و حقوقت هستی هستی همکاران من در حفاری و مناطق نفت خیز در جاهای که شما نمی توانی ده دقیقه طاقت بیاوری بالای دکل های 300متری در گرمای 60 درجه مشغول کار هستند یا کنار آتشی که گرمایش برای یک دقیقه می تواند شما را راهی بیمارستان کند در حال رسیدگی به وضع کار خود هستند و دو هفته دو هفته خانواده خود را نمی بینند، همکارلان من در پالایشگاه در معرض انواع گاز های سمی و سختی ها و شرایط خطر ناک در روز جنگ و بدبختی تا امرروز که شما منزلت را جمع کردی تشریف بردی شهرستان ایستادند و تلاش کردند و هزار شهید دادند، امیدوارم بهنام جان طاقت این را داشته باشی از آموزش و پرورش بیای در این شرایط کار کنی برادرم .
یک نفر

بدبختی ما نفتی ها همین است که داخل کارمان خودمان را کشته بیرون کارمان دیگران را. در همین پتروشیمی رازی هیچ کارمندی نیست که از ترس دوران بازنشستگی و اینکه دوام نیاورد تن و بدنش نلرزد چند نفر از همکاران ما در رازی را اسم بیاورم که چند ماه بیشتر بعد از بازنشستگی در اثر عوارض کار در محیط های سمی جان دادند و اصلان فرصت نکردند طعم راحتی این دوران را تجربه کند آن وقت آموزش و پرورشی ها که نصف سال را اصلان کار نمی کنند و نصف دیگر را هم با کلاس خصوصی و هزار داستان دیگر می گذراند و تازه با 30 سال کار نه مثل ما چهل سال کار بازنشسته که شدند می روند دنبال هزار کار دیگر می آیند خودشان را با ما مقایسه می کند در وزارت نفت آدم ها پول خونشان را می گیرند و انصافان با این همه صبوری که دارند بوده که تا امروز ملکت چرخش چرخیده است.
احسان

به قول اقای مکتبی اینها که به حقوقشان کارندارند دنبال ...هستند به حقوق اکتفا نمی کنند وزارت بدترین پرسنل دارند تو تنبلی کار هایشان را کارگران که تحت پوشش پیمانکار هستند انجام میدهند
میرحسین

آقای آموزش پرورشی عزیز آواز دهل از دور خوش است. این امکاناتی که نام بردید درصدی از سختی های کار در صنعت نفت را جبران نمی کند تازه من با 15سال سابقه فقط یکبار توانستم از محمودآباد استفاده کنم. اگر بهداشت نفت رایگان نبود ما باید تمام حقوقمان را به دکترها می دادیم چون هیشمه در معرض سموم و گاز های مختلف و خطر انفجار هستیم.
علیرضا

همه درآمدی که بابت فروش نفتی که ما نفتی های فلاکت زده با خون دل و سختی در میاریم میره تو جیب امثال آموزش و پرورشیها بعدم زبونشون چهل گز برامون دراز میشه، اصلا" شما میفهمی اقماری یعنی چی؟ میفهمی که تو جزیره ای که همش مخزن و خطوط انتقال نفت و گاز و پالایشگاه و پتروشیمی و...هست که اونجاها رو به یه بمب که هرلحظه ممکنه بترکه، میتونی کار کنی؟ من شرکت نفتی با ۵سال سابقه رسمی تو آزمون استخدامی آموزش و پرورش شرکت کردم، مرد باشین بیاین جای ما کار کنید،
کریمی

خیلی متن خوبی هست اما به شرطی که شامل همه کارکنان باشه ازجمله قراردادی و نیروهای پیمانکاری که مثل کارگرهای روز مزدحقوق میگیرن با اینهمه سابقه و تحصیلات. نه فقط از کارکنان رسمی اسم ببریم چون کارکنان رسمی نصف نیروهای غیر رسمی هم نیست تعدادشون.از نیروهای غیر رسمی یگید ماهم زحمت میکشیم اما مثل کارگزهای روز مزدحقوق میگیریم برخلاف همه وزارت خانه ها و سازمانها دریافتی ما از همه سازمانها که نیروها یغیر رسمی دارن کمتر هست شایدنصف اونها
اغاجاری

سلام. ممنون از ارائه واقعیات. آقا رضا و... در آغاجاری بنده حدود 27 نفر پیمانکاری در مجموع 4 کارخانه دارم. بطوریکه نتنها سواد و تجربه کاری بعد از 10 تا 16 سال کارکردن، ندارند بلکه اصلا در قید کار نیستند. شیفت های کاری 5 نفره ی ما عملا با 2 نیروی رسمی می‌چرخد و 3 نفر دیگر حکم نفس را دارند. ببین در همین متنی که نوشتی: شقل که درست آن شغل است، خود گواه همه چیز است. متاسفانه ارکان ثالث بدلیل اینکه سیستم ارزشیابی ندارند، نسبت به کار بسیار بیخیال هستند و بسیار متوقع.
ب

کلا جک و خنده است برای من که یه اموزش و پرورشی خودشو با ما قیاس کنه ..واقعا که اومدی و تو شرایط جنوب ت گرما 60 درجه تو سایت زیر برق آفتاب 16 ساعت کار کنی وفقط 800 تومن فرق حقوقت باشه با هزار خطر و کشته شدن همکارت و سموم و بیماری بیا