آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      

رضا بهرامی*:  با گذشت بیش از ده سال از آغاز مذاکرات بر سر پرونده هسته ای ایران، اینک این مذاکرات به روزهای سرنوشت ساز خود نزدیک شده است. بر اساس توافق صورت گرفته بین ایران و کشورهای 1+5، تیم های مذاکره کننده تا سوم آذرماه مهلت دارند تا به توافقی همه جانبه دست یابند. توافقی که از یک طرف حقوق هسته ای ایران را تضمین و تحریم ها را لغو می کند و از طرف دیگر خیال غرب را از صلح آمیز بودن برنامه ی هسته ای ایران راحت می نماید. 

در دولت دوم محمد خاتمی بود که جنجال بر سر پرونده هسته ای ایران بالا گرفت. در آن برهه و پس از گزارش بازرسان آژانس انرژی اتمی، ایران  اقداماتی اعتمادساز از جمله توقف داوطلبانه غنی سازی اورانیوم را در دستور کار خود قرار داد. در آن زمان مذاکرات تحت مدیریت حسن روحانی انجام می شد و حتا تا یک قدمی توافقی جامع با سه کشور اروپایی بریتانیا، فرانسه و آلمان پیش رفت اما حضور نئومحافظه کاران و در راس آن ها جورج بوش پسر در کاخ سفید کافی بود تا نه تنها از این اقدامات داوطلبانه ی ایران استقبال نشود، بلکه این کشور همراه با کره شمالی و عراق به عنوان محور شرارت معرفی گردد. این اقدام تندروها در آمریکا راه را برای به قدرت رسیدن اصولگراهای تندرو در ایران باز کرد. اصولگرایانی که پس از در اختیار گرفتن اکثریت کرسی های بهارستان، محمود احمدی نژاد را علی رغم میل جریان راست سنتی وارد کاخ ریاست جمهوری کردند.

اینک و با تقابل تندروهای ایرانی و آمریکایی دیگر نه تنها امیدی به صلح و سازش نبود، بلکه پرونده ی ایران از آژانس به شورای امنیت سازمان ملل رفت. در آن جا قطعنامه های پرهزینه ای یکی پس از دیگری با اکثریت قابل توجه آرا بر ضد ایران تصویب می شد. در مقابل، محمود احمدی نژاد نه تنها این قطعنامه ها را کاغذپاره می نامید بلکه با ادبیاتی تند و لحنی گزنده، بهانه های لازم را در اختیار غرب قرار می داد تا حلقه ی محاصره ی اقتصادیِ کشور هر چه بیشتر تنگ شود. در این میان سپردن سکان مذاکرات هسته ای به سعید جلیلی آن هم به مدت شش سال که تا پیش از این کمترین تجربه ی قابل توجهی در زمینه سیاست خارجی نداشت از سوالات مهمی است که هیچ گاه از سوی رییس دولت های نهم و دهم پاسخی درخور نیافت. این در حالی بود که در همین ایام بسیاری از دیپلمات های نامدار کشور از جمله جواد ظریف علی رغم میل باطنی چاره ای جز بازنشستگی نداشتند. اینک و در این روزهای حساس، ظریف و امثال او خانه نشینانی بودند که موثرترین فعالیتشان تدریس در دانشگاه ها بود. این در حالی بود که همانطور که گفته شد عرصه ی سیاست خارجی کشور دربست در اختیار گروه هایی قرار گرفته بود که در اثر نزدیکی به نهادهای قدرت توانسته بودند بدون کمترین تجربه ای بر کرسی یکی از تخصصی ترین حوزه های سیاسی کشور تکیه زنند. البته نتیجه ی کار آن ها چیزی نبود جز مذاکره برای مذاکره. سخنان علی اکبر ولایتی خطاب به سعید جلیلی در مناظره ی انتخابات ریاست جمهوری 92 سند محکمی است در اثبات منطق مذاکره و نتایجی که تازه به دوران رسیده های عرصه ی دیپلماسی طی شش سال فعالیت در زمینه پرونده ی هسته ای کشور به دست آوردند. ولایتی می گوید: "جناب آقای جلیلی، بحث دیپلماسی کلاس فلسفه نیست که شما بروید آنجا بگویید منطق ما قوی بود و آن ها هم محکوم شدند. آنچه که مردم می بینند این است که شما چند سال مسوول هسته ای هستید. یک قدم پیش نرفته اید و هر روز تحریم ها بیشتر شده است و فشارش بر مردم می آید. هنر دیپلماسی این است که شما حق هسته ای را حفظ کنید و در عین حال تحریم ها کاهش پیدا کند و بر آن اضافه نشود."  

در دولت یازدهم اما اولین اقدام مهمی که صورت پذیرفت انتقال پرونده ی هسته ای از شورای عالی امنیت ملی به نهاد تخصصیِ مرتبط با آن یعنی وزارت امور خارجه بود. جایی که با هدایت دیپلمات برجسته ای به نام جواد ظریف و همکارانش، مهم ترین پرونده ی بین المللی ایران در 20 سال اخیر بالاخره روندی تخصصی پیدا کرد. در این میان اولین حضور حسن روحانی به عنوان رییس جمهور ایران در نشست مجمع عمومی سازمان ملل در آخرین روز شهریورماه 92 فرصتی بود برای فراهم آوردن مقدمات مذاکرات با کشورهای 1+5. برخلاف محمود احمدی نژاد که در آخرین سال حضور در نیویورک تنها موفق به دیدار دوجانبه با روسای جمهوری کومور و بولیوی و همچنین پادشاه سوازیلند شده بود، حسن روحانی در ملاقات هایی با 11 تن از سران کشورهای تاثیرگذار دنیا و منطقه از جمله فرانسه، ژاپن، ایتالیا، اسپانیا، پاکستان، ترکیه و عراق از حقوق هسته ای ایران دفاع نموده و عزم خود را برای حل مسالمت آمیز پرونده ی هسته ای به آنان گوشزد کرد. همزمان با تحرکات دیپلماتیک رییس جمهور روحانی در نیویورک، جواد ظریف و تیمش نیز در حاشیه ی اجلاس با برنامه ریزی دیدارهای متعدد از جمله ملاقات با جان کری وزیر امور خارجه آمریکا و کاترین اشتون مسوول سیاست خارجی اتحادیه اروپا، مقدمات توافق موقت ژنو بین ایران و 1+5 را در ساعت 3 نیمه شب سوم آذرماه 92 آماده کردند. در این روز و پس از 4 روز مذاکره سنگین و فشرده در هتل اینترکنتیننتال ژنو که گاه تا پاسی از شب ادامه می یافت دو طرف به توافقی موقت و قابل تمدید دست یافتند. بر اساس این توافقنامه که برای رسیدن به یک راه‌ حل جامع بلند مدت و مورد توافق طرفین و با هدف تضمین‌ نمودن صلح‌آمیز بودن برنامه هسته‌ای ایران امضا گردید، طرفین به صورت داوطلبانه متعهد شدند تا اقدامات متقابلی را به عنوان گام اول برای یک راه ‌حل جامع انجام دهند.

بنا بر این توافق، ایران برنامه هسته‌ای خود و غنی‌سازی اورانیوم را به شکلی محدود ادامه می داد و نظارت آژانس بین‌المللی انرژی اتمی را بر تأسیسات خود تسهیل می نمود. در عوض، طرف مقابل بخشی از تحریم ‌های وضع‌ شده علیه ایران را تعلیق و از وضع تحریم ‌های جدید اعم از بین‌ المللی، چند جانبه و یک‌ جانبه خودداری می کرد. اعتبار این توافقنامه شش ماه و در صورت عدم دستیابی به توافق نهایی تا شش ماه دیگر نیز قابل تمدید بود. در طول شش ماه اول علی رغم پیشرفت های محسوس در مذاکرات، به دلیل گستردگی و پیچیدگی موضوعات و البته برخی موارد مورد اختلاف، مذاکرات شش ماه دیگر یعنی تا سوم آذرماه 93 تمدید گردید.

در ارتباط با مذاکرات بر سر پرونده ی هسته ای ایران، بدون شک مهم ترین اتفاقی که در حین مذاکرات شش ماهه ی دوم رخ داد، برگزاری انتخابات میان دوره ای آمریکا بود. انتخاباتی که علاوه بر اینکه اکثریت سنا را در اختیار حزب جمهوری خواه قرار داد، باعث تصاحب کرسی های بیشتری در مجلس نمایندگان توسط جمهوری خواهان شد. آن ها همچنین توانستند تعداد بیشتری از فرمانداری های ایالات را به دست آورند. به عبارت دیگر باید گفت باراک اوباما در دو سال پایانی ریاست جمهوری روزهای سختی را پیش رو خواهد داشت. او اینک از هر طرف توسط جمهوری خواهان محاصره شده و در آینده برای پیشبرد برنامه هایش با چالش هایی جدی مواجه خواهد بود. از جمله مشکلاتی که تا قبل از پایان ریاست جمهوری در ژانویه 2016 برای اوباما ایجاد خواهد شد، نحوه ی برخورد با پرونده ی هسته ای ایران است که جمهوری خواهان بارها و بارها مخالفت صریح خود را با هرگونه تعامل با این کشور و تعلیق تحریم ها ابراز کرده اند. بر همین اساس این نگرانی وجود دارد که در کمتر از 50 روز دیگر و با آغاز به کار کنگره ی جدید، جمهوری خواهان مذاکرات را با شکست مواجه کنند.    

 

اینک و کمتر از یک هفته مانده به پایانِ مهلت مذاکرات، خبرهای متعددی از منابع مختلف به گوش می رسد. عده ای معتقدند که مذاکرات هسته ای تا فروردین ماه سال آینده تمدید خواهد شد و البته این آخرین باری خواهد بود که مذاکرات تمدید می شود و در صورت به نتیجه نرسیدن، شرایط به همان زمان قبل از توافق موقت ژنو باز خواهد گشت. شرایطی که عباس عراقچی معاون حقوقی وزارت امور خارجه و عضو ارشد هیئت مذاکره کننده آن را بسیار خطرناک خوانده است. عده ای دیگر از افراد نزدیک به هیئت های مذاکره کننده بر این باورند که با توجه به فضای مذاکرات و اینکه تاکنون سخنی از تمدید دوباره ی مذاکرات به میان نیامده است، دو طرف تمام تلاش خود را برای رسیدن به توافق تا 3 آذر به کار خواهند بست. 

در همین حال و در این روزهای سرنوشت ساز، در ایران و به ویژه در مجلس این کشور، اصولگراهای تندرو توانسته اند بسیاری از میانه روها را به خود جذب کنند. نمود بارز قدرت گیری اصولگراهای رادیکال را می توان در داستان عدم رای اعتماد به گزینه های پیشنهادی وزرات علوم به وضوح مشاهده کرد. تندروها بارها و بارها دولت را به کوتاه آمدن در برابر غرب متهم نموده و از شیوه ی مدیریت مذاکرات هسته ای به شدت ابراز نارضایتی کرده اند. در آمریکا نیز همانطور که گفته شد از اول ژانویه کنگره ای با اکثریت قابل توجهی از جمهوری خواهان آغاز به کار خواهد کرد. جمهوری خواهانی که اعتقادی به مذاکره با ایران ندارند. با وجود این علائم هشداردهنده باید دید آیا میانه روهای دو طرف عملاً به لزوم رسیدن هر چه سریع تر به توافقی همه جانبه پی برده اند یا مجموعه حرکات آن ها در بازی شطرنجِ هسته ای شرایط را دلخواه رادیکال های ایرانی و آمریکایی پیش خواهد برد. برای رسیدن به پاسخ این سوال و دیدن دود سفید و یا سیاه بر فراز هتل کوبورگ وین باید چند روزی صبر پیشه نمود. 
٭ دانشجوی دکتری عمران و مدرس دانشگاه

۳۰ / ۰۸ / ۱۳۹۳
/
Histats.com START (standard) Histats.com END