آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      

رضا بهرامی:  سوم خردادماه 83 و پس از دو دوره حضور در سازمان صدا و سیما، علی اردشیر لاریجانی در حالی صندلی ریاست را وا می گذاشت که با چراغ سبز زعمای جریان اصولگرا شانس خویش برای پوشیدن ردای ریاست جمهوری را بیشتر از سایر رقبا می دانست. یک سال مانده به نهمین دوره انتخابات ریاست جمهوری و با اتمام ماموریت در سازمان صدا و سیما، اینک او با فراغ بال بیشتری برای ورود پیروزمندانه به خیابان پاستور آماده می شد. جانشین سومین فرزند آیت الله میرزا هاشم آملی اما کسی نبود جز یار دیرینه اش عزت الله ضرغامی. آشنایی این دو به سال های آغازین دهه 60 بازمی گردد. آنجا که لاریجانی به عنوان جانشین ستاد کل سپاه پاسداران تا اوایل دهه 70 فعالیت می کرد و ضرغامی نیز از فرماندهان جنگ بود. با کوچ لاریجانی از سپاه و پذیرفتن مسوولیت وزارت ارشاد در دولت اول اکبر هاشمی رفسنجانی، ضرغامی نیز عهده دار معاونت سینمایی این وزارتخانه شد. این معاونت اما دیری نپایید چرا که با آغاز ریاست لاریجانی بر صدا و سیما، ضرغامی نیز معاونت او در این سازمان را بر عهده گرفت. معاونتی که زمینه ساز ریاست او بر جام جم شد.

آغاز ریاست ضرغامی بر سازمان صدا و سیما همراه بود با سال پایانی ریاست جمهوری محمد خاتمی. دولت اصلاحات که تا پیش از این از عدم همراهی صدا و سیما با دولت گله مند بود، در سال پایانی حضور، بیش از پیش صدا و سیما را متهم به عدم پوشش اخبار مربوط به دولت می کرد. اصلاح طلبان صدا و سیما را نه رسانه ای فراجناحی که متعلق به جریان اصولگرا می دانستند که به ویژه در ماه های منتهی به انتخابات ریاست جمهوری نهم به شکلی آشکار در حمایت از کاندیداهای جناح راست سنگ تمام می گذاشت. در مقابل اما ضرغامی و تیمش با رد هرگونه جانبداری از طیفی خاص، صدا و سیما را سازمانی ملی و فراجناحی می دانستند. ضرغامی بارها بر این نکته تاکید کرده بود که سازمان صدا و سیما نه تریبون دولت و نه تریبون اختصاصی جریان های دیگر نخواهد بود.

با روی کار آمدن دولت محمود احمدی نژاد اما دیگر نه خبری از انتقادهای دولت بود و نه از گله مندی های جام جم. با آغاز به کار دولت اصولگرای نهم که پشتیبانی تقریبا تمامی طیف های شناخته شده اصولگرا را با خود به همراه داشت گویی ماه عسل دولت و سازمان نیز آغاز شده بود. منتقدان ضرغامی که بیشتر از طیف اصلاح طلب بودند اینک او را به برخورد دوگانه و جناحی با دولت های خاتمی و احمدی نژاد متهم می کردند. منتقدان که تعدادشان کم هم نبود، اینک پس از ذکر نام سازمان صدا و سیما، از پسوندهایی مانند "میلی" و "ضرغامی" استفاده می کردند. عملی که با عکس العمل مدیران سازمان مواجه می شد. آن ها همواره سازمان را از این اتهامات مبرا دانسته و خود را ملزم به همکاری با دولت ها فارغ از تعلقات جناحی آن ها می دانستند.

در ده سال و نیم ریاست عزت الله ضرغامی بر صدا و سیما، مانند هر نهاد دیگری، این سازمان نیز با چالش هایی مواجه بود. چالش هایی از قبیل نظارت بر صدا و سیما، تخصیص بودجه به این سازمان، حق پخش تلویزیونی و گسترش روز افزون شبکه های ماهواره ای بیگانه که البته همگی آن ها مختص دوران ریاست ضرغامی نبودند. در این میان اما بزرگترین چالش دوران مدیریت او از قضا در همین دوران حضور همفکرانش در قوه ی مجریه به وقوع پیوست. پوشش خبری تحلیلی انتخابات جنجال برانگیز ریاست جمهوری سال 88 نقطه ی اوج شکایت منتقدان از عملکرد صدا و سیما بود. آنجا که برای اولین بار در تاریخ جمهوری اسلامی مناظره های زنده ای بین نامزدهای انتخاباتی ترتیب داده شد که به زعم برخی مقامات مباحث مطرح شده در آن ها پیش زمینه ای شد برای حوادث تلخ پس از 22 خرداد آن سال. در این مناظره ها و به ویژه در دوگانه ی معروف موسوی احمدی نژاد، رییس دولت با متهم کردن برخی چهره های مطرح نظام از جمله اکبر هاشمی و علی اکبر ناطق نوری به کارشکنی در مسیر حرکت دولت و آلوده بودن به مفاسد اقتصادی، رقیب خود را نه یک کاندیدای مستقل که نماینده ی به زعم او تمامیت خواهانی نامید که بواسطه ی حضورش در پاستور دستشان از منابع قدرت و ثروت کوتاه شده است. به عقیده ی بسیاری از کارشناسان مسائل سیاسی، اقدام صدا و سیما در اختصاص ندادن وقت به منتقدان دولت برای دفاع از خود در مقابل حملات احمدی نژاد نقطه ای سیاه در کارنامه ی مدیریتی ضرغامی است که نه تنها باعث بی اعتمادی هر چه بیشتر به این سازمان شد بلکه آتش اختلافات بعد از انتخابات را نیز شعله ورتر کرد. در مقابل اما رییس آن روزهای صدا و سیما انتقادات را وارد ندانسته و مجموعه ی سیاست های اعمال شده را در جهت بازگرداندن آرامش به فضای سیاسی کشور ارزیابی کرد.

با تمام این ها و در دولت محمود احمدی نژاد، ماه عسل دولت و سازمان با قوت ادامه داشت تا اینکه با مطرح شدن ماجرای جریان انحرافی در فضای سیاسی کشور و رویارویی دولت دهم با سایر اصولگرایان، روابط این دو نیز به سردی گرایید. دیگر نه تنها احمدی نژاد مانند گذشته تیتر یک خبرهای جام جم نبود بلکه در بخش های مختلف خبری انتقادهای بی سابقه و تند و تیزی از دولت او می شد. البته دولت نیز بیکار نمی ماند و هر از گاهی در مقام پاسخگویی، جام جم را به بی انصافی در مواجهه با دولت متهم می کرد. به عنوان نمونه مهدی کلهر مشاور رسانه ای رییس دولت و از حلقه ی نزدیکان احمدی نژاد با انتقاد شدید از صدا و سیما، این سازمان را به "تخریب زیرپوستی" دولت متهم می کرد. با تمام این اوصاف اما رابطه ی بین این دو به خصوص در ماه های پایانی دولت دهم آنقدرها هم سرد نبود. شاهد این مدعا تدارک مراسم باشکوهی از طرف سازمان برای تقدیر از احمدی نژاد بود که در این مراسم ضرغامی در تمجید از عملکرد هشت ساله ی رییس دولت های نهم و دهم سنگ تمام گذاشت. در مقابل احمدی نژاد نیز با واگذاری 85 هکتار زمین در مجاورت صدا و سیما به این سازمان نشان داد که دولت و جام جم هنوز هم بر سر مسائل کلی اتفاق نظر دارند.

با این حال اما شاید بتوان صریح ترین و بیشترین حجم انتقادات از سازمان را مربوط به دولت حسن روحانی دانست. در دولت های پیشین اغلب مشاوران و شخصیت های نزدیک به روسای جمهور به انتقاد از جام جم می پرداختند. این در حالیست که در دولت یازدهم شخص رییس جمهور با انتقاد صریح از صدا و سیما، برخی سیاست های اعمالی از جانب سازمان را "خلاف قانون اساسی" می دانست. بیان این عبارت آن هم از زبان یک حقوقدان به خوبی پرده از عمق اختلافات میان دولت و جام جمِ تحت ریاست عزت الله ضرغامی برمی دارد. ضرغامی اما در ماه های پایانی ریاستش نه تنها در مقابل حجم سنگین انتقاداتی که اینک نه تنها از سوی حامیان دولت که حتا از جانب بسیاری از اصولگرایان معتدل نیز مطرح می شد سکوت می کرد بلکه در برخی موارد تریبون های سازمان را در اختیار اعضای دولت قرار می داد تا از عملکرد یک ساله ی خویش دفاع و برنامه هایشان را برای آینده با مردم در میان بگذارند. گویی با نزدیک شدن به خط پایان، او دیگر تمایل چندانی به پاسخگویی به انتقادات نداشت.

با آغاز شمارش معکوس برای خداحافظی ضرغامی با جام جم، گمانه زنی در مورد گزینه های احتمالی جانشینی او نیز آغاز شد. غلامعلی حداد عادل، محمد حسینی، محمدحسین صفار هرندی، رمضان شجاعی کیاسری، علی دارابی و محمد سرافراز محتمل ترین گزینه های ریاست بر سازمان صدا و سیما بودند. علاوه بر این، در برخی محافل از عبدالرضا رحمانی فضلی وزیر کشور دولت روحانی به عنوان یکی از گزینه های ریاست بر جام جم نام برده می شد. بسیاری بر این عقیده بودند از آنجایی که رحمانی از طرفی از بدنه ی دولت است و از طرف دیگر روابط حسنه ای با مجلس و شخص علی لاریجانی دارد، خواهد توانست عملکرد قابل قبولی در سازمان صدا و سیما داشته باشد. در میان گزینه های شاخص اما با معرفی محمد سرافزارِ کمتر شناخته شده به عنوان پنجمین رییس سازمان صدا و سیمای بعد از انقلاب بسیاری از حدس و گمان ها به واقعیت نپیوست. گویی رییس شدن معاونین سازمان صدا و سیما در حال تبدیل شدن به یک سنت بود.

مهمان جدید طبقه ی چهارم ساختمان شیشه ای جام جم 53 ساله و اهل تهران است. او فرزند حاج شیخ ابوالفضل سرافزار از وعاظ معروف تهران و نماینده اسبق ولی فقیه در سازمان هواپیمایی کشور می باشد. دو برادر او جواد سرافراز (رییس دفتر شهید بهشتی) در حادثه ی انفجار حزب جمهوری و علی سرافراز در سال 65 در منطقه ی عمومی شلمچه به شهادت رسیده اند. او از دهه 60 و از زمان ریاست محمد هاشمی رفسنجانی بر صدا و سیما در این سازمان حضور داشته است و از این حیث از مدیران قدیمی و باسابقه ی جام جم به حساب می آید. رییس جدید سازمان صدا و سیما دارای دکترای علوم سیاسی از دانشگاه بیروت بوده و به زبان های انگلیسی و عربی مسلط است. محمد سرافراز از سال 71 در معاونت برون مرزی سازمان مشغول به کار است. راه اندازی شبکه های برون مرزی صدا و سیما از جمله پرس تی وی، العالم و هیسپان تی وی از کارهای قابل توجه او در این معاونت بوده است. بسیاری او را گزینه ای مناسب برای ریاست بر سازمان صدا و سیما می دانند. کمتر شناخته شده بودن، عدم ورود آشکار به جناح بندی های سیاسی، سابقه ی حضور در سازمان و آشنایی با مسائل مربوط به آن و داشتن دانش سیاسی اجتماعی مرتبط با این مسوولیت همه و همه از دلایلی است که موافقان سرافراز به عنوان مشخصات مثبت رییس جدید صدا و سیما ذکر می کنند. در مقابل اما منتقدان معتقدند که نباید از معاون سابق ضرغامی انتظار تغییر و تحولات به زعم آن ها مثبت داشت. به عقیده آن ها در کماکان بر همان پاشنه خواهد چرخید!   

۲۳ / ۰۸ / ۱۳۹۳
/
Histats.com START (standard) Histats.com END