آه اگر آزادی سرودی می خواند/کوچک/همچون گلوگاه پرنده ای/هیچ کجا دیواری فرو ریخته برجای نمی ماند. (احمد شاملو)      

فیدوس: فاطمه راکعی شاعر میهمان آبادانی ها، پنج شنبه شب درست هنگامی که آیین شعرخوانی و داستان خوانی به مناسبت حماسه کوی ذوالفقاری و یادبود قیصر امین پور به پایان می رسید از سوی یک فرد حاضر در تالار مهر  که جزو گروه برادران همیشه در صحنه بود مورد خطاب قرار گفت و شنید که: اینجا جای راکعی ها نیست!

اما راکعی کیست؟ حتی برخی کسانی که در مراسم پنج شنبه شب حضور داشتند نمی دانستند این زن چرا باید چنین مورد عتاب قرار گیرد. فاطمه راکعی در آبادان شعری بسیار تاثیرگذار قرائت کرد؛ شعری که پیش از خواندن آن گفته بود آن را به زنانی که در اصفهان مورد اسیدپاشی قرار گرفته اند تقدیم می کند.

بخشی از شعر او چنین بود: 

«راه روشن را از آن زن بپرس

که با کودکش هر شب از کهکشان راه شیری می گذرد».

این شعر با استقبال حضار مواجه شد اما بعید است فرد مخالف به این خاطر بر سر راکعی فریاد کشیده باشد. فاطمه راکعی علاوه بر شاعر بودن یک شخصیت سیاسی اصلاح طلب هم است. او عضو حزب جبهه مشارکت ایران و رییس فراکسیون زنان این حزب بوده است. در مجلس ششم نماینده بود و نائب رییس کمیسیون فرهنگی. راکعی عضو شورای عالی بنیاد باران(سیدمحمد خاتمی) هم است. او هم اکنون دبیرکلی "جمعیت زنان مسلمان نواندیش" را برعهده دارد که به تازگی به عضویت شورای هماهنگی جبهه اصلاحات درآمده است. جبهه ای که از سوی اصولگرایان تندرو به فتنه گر بودن متهم است، اتهامی که این جبهه به شدت رد می کند. راکعی یک بار گفته است فتنه گر آنانی هستند که در دولتشان اختلاس ها و رانت خواری ها بیداد می کرد. اردیبهشت ماه امسال شعرخوانی او در جشنواره شعر فجر حاشیه هایی به همراه داشت که با واکنش خود او مواجه شد. 

متن  اظهارات وی را به نقل از خبرآنلاین بخوانید:  

بعد از اتمام مراسم [جشنواره شعر فجر] بعضی سایت‌ها و خبرگزاری‌ها نسبت به مضمون این شعرها و همین‌طور کلمات به کار رفته در این شعرها، واکنش نشان دادند و آنها را دارای مضمون سیاسی دانستند. چیزی که راکعی به شدت آن را رد می‌کند.

یکی از شعرهایی که باعث شکل‌گیری حاشیه برای او شده است این شعر بود: شب سمج/ درها بسته/ پنجره‌ها شکسته/ راه پرسنگلاخ/ آخ هم نمی‌گوید حتی/ رهنورد خسته.

راکعی درباره این شعر می‌گوید: «این شعر یکی از شعرهای قدیمی من است که در آن از رهنورد به عنوان یک واژه عام استفاده کرده‌ام و به هیچ‌وجه منظور از این کلمه شخص خاصی نیست. من این شعر را بارها و بارها در جاهای مختلف خوانده‌ام و تاریخ سرایش آن به قبل از مسائل حصر بازمی‌گردد».

او ادامه می‌دهد: «پرسش من این است که آیا صرف بردن نام رهنورد جرم است؟ حتی اگر منظور خود او هم باشد، مگر او جزو سران فتنه است؟ من بارها در مورد این که چرا ایشان آزاد نمی‌شوند پرسیده‌ام و به من گفته شده که ما مشکلی با بیرون آمدن و آزادی ایشان نداریم و گفته‌ایم مثل خانم کروبی شما هم آزادید که بیرون بیایید، اما خودش موافقت نمی‌کند و می‌گوید می‌خواهم کنار مهندس بمانم.».

این شاعر همچنین درباره شعر « پاک‌کن را برداشته/ هی پاک‌ می‌کند/ سبز را از درخت/ سرخ را از خون/ اندیشه را از انسان/ نادان....» می‌گوید: «این شعر هم برای تاکید روی این نکته است که اندیشه را نمی‌شود از انسان گرفت و کلا در مورد شهدای انقلاب اسلامی سروده شده است».

آخرین شعری که راکعی خواند شعری است با این مضمون: «عشق/ شور/ التهاب/ شعر/ شور/ انتخاب/ سهم ما از انقلاب آسمان بود نه زندان ...».

شعری که او درباره‌اش می‌گوید: «این شعر را من در جمع‌های بسیاری خوانده‌ام و در مورد دستگیری خواهر ارزشمند و بسیار باتقوایم خانم آذر منصوری بود که ایشان را مدتی  دستگیر کردند و بعد هم متوجه بی‌گناهی‌اش شده و آزادش کردند. من این شعر را سرودم چون مطمئن بودم که ایشان بسیار با ایمان، با تقوا و انقلابی‌ست و این که با او چنین برخوردی کردند خیلی برایم شگفت‌انگیز بود. علاوه بر این شعر من یک شعر دیگر در قالب کلاسیک باز برای این خواهر خوبم دارم با این مطلع که « به آذری که تویی رشک می‌برد زرتشت» که آن را هم برای او و اتفاقی که برایش افتاد سروده‌ام».

راکعی در پایان و درباره موضع‌گیری بعضی‌ رسانه‌ها به شعرخوانی‌اش می‌گوید: ‌ «باعث تاسف است که برخی  به محض شنیدن اسم رهنورد یا زندان سریع به فکر حاشیه‌سازی می‌‌افتند ، آن هم برای من که تمام سعی‌ام را کردم هیچ حاشیه‌ سیاسی را متوجه جشنواره شعر فجر نکنم تا بتوانیم روح شعر و دوستی و صلح و آشتی را بر فضا حاکم کنیم.».

راکعی گرچه یک شخصیت سیاسی اصلاح طلب است اما از جمله شاعران انقلابی و متعد از ابتدای انقلاب اسلامی محسوب می شود و اشعار بسیاری برای امام خمینی و در مدح ائمه معصومین سروده است. در زیر چند قطعه از اشعار وی را می خوانید:

شعرهای تو: با یاد امام خمینی

تو باز حرف بزن، حرف‌های تو خوب است
و مثل لحن نوازش، صدای تو خوب است
ز عمق غربت خوبی، در این زمانه‌ی بد
سخن بگو، سخن آشنای تو خوب است
دلم هوای تو دارد، چه‌قدر بی‌تابم!
چه‌قدر بال زدن در هوای تو خوب است
نگاه كن به جماران و جای خالی خود
كنون كه پیش خدایی و جای تو خوب است
پس از تو شعر تو را عاشقانه می‌خوانم
چه‌قدر مثل خودت شعرهای تو خوب است

 

یک شعر مهدوی

 دهید مژده به یاران كه یار می آید
قرار گیتی چشم انتظار می آید

كلید صبح به دست و سرود عشق به لب
به انتهای شب آن شهسوار می آید

طلسم كین به سرانگشت می شكند
بشیر دوستی پایدار می آید

سخای اوست كه از چشمه سار می جوشد
شمیم اوست كه از لاله زار می آید

صدایی است به حلقوم باد می شنوی
خروش است كه از آبشار می آید

دریغ كز غم خوبان گرفته است دلش
چه لاله ملتهب و داغدار می آید

به سوگواری گل ها به غم گساری عشق
قرار هستی ما بی قرار میاید


شرح حال فاطمه راکعی:

 

 راکعی در سال ۱۳۳۳ در شهر زنجان متولد شد و تا پایان دوره ی ابتدایی را در زادگاهش سپری کرد و بعد از آن در تهران به ادامه ی تحصیل پرداخت. او دارای لیسانس مترجمی زبان و فوق لیسانس و دکترای زبان‌شناسی است.
سمت‌ها
از جمله فعالیت‌های راکعی می‌توان به موارد زیر اشاره کرد.
معاونت پژوهشی دانشگاه الزهرا
رئیس گروه‌های ادبیات انگلیسی دانشگاه الزهرا
معاون آموزشی و پژوهشی دانشکده الهیات و ادبیات دانشگاه الزهرا
معاونت پژوهشی دانشگاه الزهرا
نمایندهی مجلس ششم
نایب رئیس کمیسیون فرهنگی مجلس
رئیس مرکز امور زنان و خانواده
رئیس فراکسیون زنان جبهه مشارکت ایران اسلامی
مدیرعامل انجمن شاعران ایران
رئیس هیئت مدیره ی دفتر شعر جوان
عضو هیئت امنای کتابخانه‌های عمومی
عضو هیئت امنای سینمای کشور فارابی
عضو هیئت امنای پژوهشگاه فرهنگی، اجتماعی وزارت فرهنگ و آموزش عالی


کتاب‌شناسی
سفر سوختن
آواز گل سنگ
مادرانه‌ها
درباره ی شعر
منطق در زبان‌شناسی
آوا و معنا در شعر نیما
راکعی از جمله ۱۴۰ هنرمند ایرانی بود که با امضاء طوماری در مورخ ۲۲ خرداد ۱۳۹۲، همراه با سایر اصلاح‌طلبان و اعتدالگرایان، ضمن قدردانی انصراف عارف به نفع روحانی، از نامزدی حسن روحانی در انتخابات ریاست جمهوری ۱۳۹۲ حمایت علنی کرد.

۰۹ / ۰۸ / ۱۳۹۳
/
Histats.com START (standard) Histats.com END